نوشته شده توسط : nahaldosoz
ناپلئون با لشکرش در راه فتح مسکو بود. در جایی برای استراحت توقف کردند و اردو زدند. ناپلئون در کنار جاده مشغول قدم زدن بود که دید پیرمردی آرام در گوشه ای زیر آفتاب دراز کشیده است.
ناپلئون فکر کرد بد نیست برای تفنن هم که شده گپی با او بزند. پرسید اینجا چه می کنی؟
- باغچه ای دارم که آن خود را سرگرم می کنم..اکنون کارم تمام شده زیر آفتاب دراز کشیده ام...تو چه می کنی و کجا می روی؟
- میروم آخرین فتح خود را انجام دهم.
-بعدش چی؟
- بعدش به همه ثابت می کنم که هر کاری شدنی است.
- بعد از آن چه می کنی؟
- بعدش در قصر خود قدم زده و خاطرات را مرور می کنم...و نفسی راحت می کشم.
-بعد از آن چه؟
ناپلئون که کم کم داشت از سئوالات کلافه می شد...یکدفعه گفت اینکه پرسیدن ندارد..میروم و گوشه ای زیر آفتاب دراز می کشم!
پیرمرد با آرامش خاصی گفت: اکنون من دارم همان کار را می کنم!

ناپلئون مات شده بود. نگاهی به آرامش پیرمرد انداخت. حالا دیگر به او حسادت می کرد.
 


:: بازدید از این مطلب : 1494
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

خانم باربارا والترز كه از مجریان بسیار سرشناس تلویزیون های معتبر آمریكاست...

سالها پیش از شروع مبارزات آزادی طلبانه افغانستان داستانی مربوط به نقشهای جنسیتی در كابل تهیه كرد.

 در سفری كه به افغانستان داشت متوجه شده بود كه زنان همواره و بطور سنتی 5 قدم عقب تر از همسرانشان راه می روند...
خانم والترز اخیرا نیز سفری به كابل داشت ملاحظه كرد كه هنوز هم زنان پشت سر همسران خود قدم بر می دارند و علی رغم كنار زدن رژیم طالبان، زنان شادمانه سنت قدیمی را پاس می دارند...


خانم والترز به یكی از این زنان نزدیك شده و می پرسد:

 چرا شما زنان اینقدر خوشحالید از اینكه سنت دیرین را كه زمانی برای از میان برداشتنش تلاش می كردید همچنان ادامه می دهید؟...
این زن مستقیم به چشمان خانم والترز خیره شده و می گوید:

 بخاطر مین های زمینی....


نتیجه اخلاقی این داستان:

مهم نیست كه به چه زبانی حرف  بزنید و یا به كجا بروید...

 پشت سر هر مردی یك زن   باهوش قرار دارد...

 

 



:: بازدید از این مطلب : 906
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
 
  •  
امتياز :

1251366634.gif

1251314305.gif


 


 


 


 


 


 


 

1251309944.gif 


 


 

 
 

 


 

1251284087.gif


 


 


 


 


 


 


 

1251318505.gif


:: بازدید از این مطلب : 1403
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

جاهای خالی رو با چه اعدادی باید پر کرد؟

10, 20, ....., 15, 1000, ......, 16

عجله نکنید!
کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست ولی اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت خوب سمت راست مغز شماست.
برای دیدن جواب صحیح به پایین  مراجعه شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

جواب تست هوش
.
.
.
.

.
.

.

.

.

.

.

.
.
10,20,3,15,1000,60,16

ده بیس سه پونزه هزار و شصت و شونزه

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1450
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

71135496296.jpg



:: بازدید از این مطلب : 1391
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

وضعیت این گونه می باشد.سکوت....... جوابهای سربالا......پریشان خاطری........ در این شرایط می‌خواهید موی سر خود را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی‌رسد که چه بکنید. عذر خواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت مرده باشید و ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می‌کردید به او می‌فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.این مطالب چندین روش جهت عذر خواهی مطرح شده است این به روش ها حل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.
1- انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید

در مجادله‌ای که هر دوی شما تصور می‌کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می‌باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید, لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.

2- آنتراک دهید

در اوج بحث فشار خونتان بالا می رود و تپش قلبتان بالا می رود و ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید . همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.

3- گذشته را یاد آوری نکنید

به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید . اتش آور معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.

4- به او بگویید که دشمن اش نیستید

اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است

5- محیط دور برتان را درست کنید

محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.

6- مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید

یک عذر خواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.

7- جمله ای دلپذیر به او بگویید

گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را باآن بیاموزید روبه رو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.

8- بگویید که دوستش دارید.

هنگامی که می خواهید به حالت اشتی و صلح برگردید به دوستتان بگویید که دوستش داردی. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.

9- برای عصر برنامه ریزی کنید

بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید اگر همسر یا نامزدتان قبلا برای رزرو بلیط سینما یا هر چیزی اقدام می کرد این بار شما پیش قدم شوید و این کار را انجام دهید.

10- ببخشید و فراموش کنید
عذر خواهی تنها به این معناست که بگویید متاسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.



:: بازدید از این مطلب : 1386
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

18323_393.jpg



:: بازدید از این مطلب : 1461
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

زمانی که ناراحت و افسرده هستیم چه کاری انجام دهیم تا درونمان شاد شود؟ آیا برایتان لحظاتی پیش آمده است که نمی دانید چه کاری باید انجام دهید؟

اما خوش‌گذرانی هم آدابی دارد که خیلی از ما نمی‌دانیم و با اینکه دل‌مان می‌خواهد خوشی بگذرانیم، بدتر حوصله‌مان سر می‌رود و حال‌مان از هر چه مهمانی و سفر است به هم می‌خورد. خلاصه اگر می‌خواهید خوش بگذرانید و آدم خوش‌‌مشربی باشید، این پیشنهادها را به کار بگیرید!

• شوخی‌های به‌جا:
افراد خوش‌مشرب و اجتماعی اصل و قاعده شخصی مربوط به خودشان را دارند. برای هر آدمی خوش‌گذرانی و خوش بودن در چارچوب خود آن آدم می‌گنجد. شاید شما در محیط‌های خیلی شلوغ و پر از موسیقی احساس شادمانی کنید و من با دیدن تعداد آدم محدودی در طبیعت بدون هیچ سر و صدای اضافی!
شاید شما دوست داشته باشید دسته‌جمعی و با دوست و فامیل به دید و بازدید بروید و من ترجیح بدهم تنها و یا با یکی از دوستان نزدیک و افراد فامیل به مهمانی بروم!
دوم اینکه شوخی‌های من و شما با همدیگر تفاوت دارد چون شخصیت من و شما با هم تفاوت دارد و دیگران هم توقع شوخی‌های متفاوتی را از ما دارند و یک شبه نمی‌توانند باورشان را نسبت به ما تغییر دهند. شاید شما امسال بتوانید کمی با لحن صمیمانه‌تر با افراد برخورد کنید – کاری که سال پیش نمی‌کردید- یا افراد را با اسم کوچک‌شان و یا با پسوند جان صدا کنید، در حالی که پیش از این از صدا کردن نام آنها گریزان بودید.
این کار می‌تواند کم‌کم فضا را عوض کند و دیگران را به شما و شما را به دیگران نزدیک‌تر کند اما تغییر یکباره رفتار مثلا شوخی‌هایی که تا به حال با همدیگر نداشتید مثل هُل دادن همدیگر و مسخره کردن لباس پوشیدن یکدیگر نه تنها موجب صمیمیت بیشتر و فضای بهتر در مهمانی نمی‌شود که موجب یک دعوا و دلخوری می‌شود. پس این نکته را به خاطر داشته باشید که آدم‌های خوش‌مشرب شوخی‌ها و رفتارشان را نسبت به زمان، مکان و شخص می‌سنجند.

• انتظارهای به جا:
آدم‌های بامزه دوست داشتنی و جالب‌اند. اما چرا؟ خیلی از آنها ذاتا یک کمدین هستند و خلاقیت زیادی در بیان خاطرات جالب و بامزه دارند. آنها سعی می‌کنند دوستان‌شان را بخندانند. شخصیت‌شان جالب است، در ذهن‌شان آدم‌ها با کاریکاتورهای‌شان قدم می‌زنند، خیلی از تصاویر ساده به نظرشان خنده‌دار می‌آید چون جور دیگری دیده می‌شود و این ویژگی را همه ندارند و نمی‌توانند این‌گونه باشند. این انتظار را از خودتان داشتن – که شخصیتی جدی دارید- اشتباه و نشدنی است و اشتباه‌تر این است که بخواهید دیگران مثل همسر،‌ پدر و ... دیگر نزدیکان شما این‌گونه باشند. نمی‌توان انتظار تغییر خیلی بزرگ را داشت، تغییری در حد تغییر شخصیت!


• فیلم‌نامه‌های شاد و مفرح:
مردم خوش‌مشرب همچنین استعداد خاصی در وارد کردن افراد به داستان‌ها و جریان‌های شاد دارند. بعضی از آنها مکان‌هایی را می‌شناسند که برای سفر کردن خیلی جالب و خوب است. بعضی‌های‌شان بازی‌هایی را سراغ دارند که جذاب و جدیدند. بعضی دیگر همیشه 2، 3 فیلم خوب در آستین دارند. گاهی هم خود جریان‌ساز قضیه‌ای می‌شوند مثل مهمانی‌های عجیب و غریب، خبر دادن تولد، سالگرد ازدواج و حتی سالگرد مرگ عزیز فردی به دیگران، آنها با این کارهای خود درخواستی می‌کنند و باعث می‌شوند وقتی شماره تلفن‌شان روی صفحه تلفن شما می‌افتد با هیجان گوشی را بردارید و ناخودآگاه لبخندی بر لب‌تان بنشیند.

• کنار زدن میله‌های پنجره:
خیلی از ما مدام در حال حفاظ درست کردن برای خودمان هستیم. منظورم چیست؟ مثلا دل‌مان می‌خواهد لباسی برای خودمان بخریم و با اینکه خیلی هم دل‌مان می‌خواهد این خرید را انجام بدهیم اما فکر فردا و پس فردا و پس‌انداز هزینه نمی‌گذارد حتی یک خرید کوچک دل‌خوش‌کنک را برای خودمان انجام بدهیم، در حالی که آدم‌های خوش‌مشرب اصولا ما را متقاعد می‌کنند که با کمی ولخرجی یا یکی دو ساعت مرخصی اتفاق زیادی برای ما نمی‌افتد. آنها پنجره‌ای را رو به ما باز می‌کنند که ما از ترس دزد و برف و باران و توپ بچه همسایه، با چوب و آهن روی‌اش را پوشانده‌ایم، غافل از اینکه باز کردن این پنجره و آمدن هوا به داخل خانه، چه‌ها که نمی‌تواند با حال ما بکند!

• شادمانی که هدف است:
بعضی از افراد به صورت طبیعی زمان برای شادی و خوش‌گذرانی و خوش بودن دارند اما خیلی‌ها هم این موقعیت را ندارند. مثلا فلانی پول زیادی دارد و با آن به سفرهای خیلی مهیج می‌رود اما من که پول زیادی ندارم و عاشق سفر هستم، چه باید بکنم! آدم‌های شاد خودشان را در چارچوب واقعی که دارند می‌بینند و خوشی کردن و خوش بودن را به عنوان هدف بزرگی در زندگی‌شان می‌شناسند و برای آن تلاش می‌کنند. مثلا دنبال سفرهای ارزان‌قیمت‌تر می‌گردند یا گروهی را پیدا می‌کنند که اهل سفرند و موقعیت‌شان با آنها جور است و می‌توانند شرایط مالی همدیگر را درک کنند تا سفری خوب و البته کم‌هزینه را با هم تجربه کنند.

• بچگی کنید:
خوش بودن؛ خواهی، نخواهی با کمی حماقت و بچگی همراه است و با تیپ رسمی و خشک جور درنمی‌آید. اگر می‌خواهید خوش باشید، باید کمی از این موضع‌تان پایین بیایید. یعنی چه کار کنید؟ راحت بخندید و جلوی خنده‌تان را نگیرید، جوک‌های بامزه‌ای را که بلد هستید – البته با موقعیت‌سنجی درست – برای دیگران تعریف کنید. اشتباه بامزه و خنده‌داری را که انجام داده‌اید برای دوستان‌تان بازگو کنید و از اینکه دیگران به شما بخندند، نترسید!

• کمی بی‌پروا باشید:
یک بعد دیگر از شادمانی کردن و شاد بودن این است که کمی به طبیعت‌تان برگردید و خود حقیقی‌تان باشید. کمی جرأت و شهامت برای کارهایی که دوست دارید انجام دهید، داشته باشید، البته منظورمان این نیست که شروع کنید به رفتار جلف انجام دادن مثلا با صدای بلند در خیابان آواز خواندن یا دیگران را از پنجره خانه برای خنده، خیس کردن، بلکه منظورمان این است تنها کمی از آن حالت رسمی‌تان خارج شوید و کاری را که سال‌ها است آرزویش را دارید یا هوس‌اش به سرتان زده را انجام بدهید. مثلا دل‌تان می‌خواهد لباس اسپرت بپوشید!
یکی از راه‌های ساده‌تر هم این است که به گذشته خودتان که تا به حال با اخم نگاه می‌کرده‌اید، بخندید! به عشق‌هایی که از سر گذرانده‌اید، به دعواهای سر کار، به دوستی‌هایتان، به قهرهای‌تان. اگر واقعا از صمیم قلب بخواهید، می‌توانید به تمام این جریان‌ها از بعد دیگری نگاه کنید. شاید هم این هوس به سرتان زده که از دوست و فامیل قدیمی که اتفاقا دعوای مفصلی هم با او داشته‌اید حالی بپرسید... چرا که نه؟! این کار را بکنید!

• کارهای بامزه‌تر:
این مورد نکته خیلی ظریفی است. آدم‌های شاد کارهایی را بلدند که دیگران را خوشحال می‌کند و باعث می‌شود از ته دل خنده بر لب‌شان بیاید. گذشته از قضیه استعداد و ذاتی بودن آنها این ویژگی را مدیون دانستن مقدار زیادی جوک، داستان و خاطره و اتفاق خوب هستند که در ذهن‌شان ذخیره کرده‌اند. شما در ذهن‌تان چه چیزهایی را ذخیره کرده‌اید؟

• خوش بودن به اندازه خوش نبودن:
افراد اجتماعی و خون‌گرم و خوش‌مشرب روان‌شناسی خوبی از فضا و مکانی که در آن قرار گرفته‌اند دارند آنها می‌دانند کجا جای شوخی و خنده است و کجا نیست و این نکته مهم‌ترین نکته است و به اندازه خوش بودن اهمیت دارد. اگر می‌خواهید شما هم جزو این گروه باشید باید حسابی حواس‌تان باشد تا در فضای رسمی و سنگین سعی نکنید شوخ و بامزه جلوه کنید و اگر بیشتر افراد جمع ناراحت هستند و احساس خوبی ندارند، نخواهید یک تنه آنها را بخندانید. در این مواقع هم دردی کردن بهترین راه است و موجب می‌شود بتوانید احترام دیگران را نسبت به خودتان برانگیزید نه حسی که به آنها می‌گوید شما چه‌قدر سبک و موقعیت‌نشناس هستید!

• آدم هیچ‌کار و هیچ کجا نباشید:
آدم‌های خوش‌مشرب اصولا آمادگی خوش‌گذرانی را دارند. آنها بیشتر مواقع به سوال شما برای رفتن به مهمانی، گردش، مسافرت و ... جواب مثبت می‌دهند، مگر اینکه واقعا مشکلی داشته باشند. در این مورد دو راهکار برای شما که می‌خواهید از لاک تنهایی و غم‌زدگی بیرون بیایید وجود دارد
• آدمی نباشید که هیچ‌وقت نمی‌خواهد هیچ کار جدیدی را انجام بدهد! • آدمی نباشید که اصولا نمی‌خواهد هیچ کار دنباله‌داری را انجام بدهد و سکون را به همه‌چیز ترجیح می‌دهد.• وقتی در جمعی هستید که دیگران با رفتن به سینما موافق هستند ساز مخالف کوک نکنید که نه! نرویم و هزار دلیل بی‌خود نیاورید! و اگر هم واقعا مخالف سینما هستید، یا دلیل موجهی بیاورید و یا حداقل جمع را مؤدبانه با دلیل قانع‌کننده خود ترک کنید و یا پیشنهاد بهتری رو کنید که دیگران آن را بپذیرند.• صندلی‌تان را عوض کنید:خیلی وقت‌ها در موقعیتی گیر می‌افتید که فکر می‌کنید تنها راه چاره‌اش گذشت ساعت و تمام شدن وقت این فضای لعنتی است. مثلا به یک مهمانی رسمی دعوت شده‌اید و دارید از فضای سنگین موجود خفه می‌شوید. چه باید بکنید! جایتان را عوض کنید و نزدیک به همکاران و دوستانی بنشینید که حداقل حرفی برای هم دارید و می‌توانید زمان را راحت‌تر بگذرانید. حتی این حالت در مهمانی‌ها هم اتفاق می‌افتد. شما به مهمانی رفته‌اید که با افراد آن هیچ کلام مشترکی ندارید. در این وضعیت با نگاهی به دور و برتان خودتان را سرگرم کنید تا زمان راحت‌تر بگذرد. مثلا بخواهید –اگر امکان دارد- آلبوم خانوادگی در اختیار شما قرار بدهند یا با بچه خانواده ارتباط برقرار کنید (باور کنید بی‌مزه‌ترین بچه هم در آستین‌اش کار و حرف بامزه و شنیدنی دارد) یا درباره خانه‌شان، گل‌های‌شان و... بپرسید.• عقب‌نشین نباشید:آدم‌های خوش‌گذران پا پیش می‌گذارند تا به‌شان خوش بگذرد و منتظر نمی‌مانند تا یکی از آسمان یا زمین بیاید و به آنها بگوید افتخار بدهید تا به شما هم خوش بگذرد. آنها خودشان سر صحبت را باز می‌کنند، پیشنهاد می‌دهند، از جا بلند می‌شوند و گاه به میزبان کمک می‌کنند. اگر نظری داشته باشند، می‌دهند و منفعل عمل نمی‌کنند!• کمی بی‌تفاوت‌اند:اگر می‌خواهید واقعا خوش‌ بگذرانید، باید کمی نسبت به حرف دیگران بی‌تفاوت باشید چون به هر حال و همیشه و همه جا افرادی پیدا می‌شوند که رفتار شما را نمی‌پسندند. آنها دل‌شان نمی‌خواهد شما بخندید، بحث کنید، نظر بدهید و خیلی چیزهای دیگر اما اگر می‌خواهید خوش باشید، کمی بی‌خیال آنها باشید



:: بازدید از این مطلب : 1451
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

در یک مهمانی دو نفر کنار هم نشسته بودند و یک کلمه هم با
هم حرف نزدند. بعد از دو ساعت یکی از آنها به دیگری گفت : پیشنهاد می کنم
حالا در مورد موضوع دیگری سکوت کنیم !

 

یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى‌داد و مرا
به فروشگاه مى‌فرستاد و من با 3 کیلو سیب‌زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر،
یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم‌مرغ به خانه برمى‌گشتم.
اما الان دیگه از این خبرها نیست. همه جا توى فروشگاه‌ها دوربین گذاشته‌اند

 

دیوارهای دانشگاه را بلندتر از دیوارهای زندان ساخته بودند، حق داشتند! نگهبانی از فکرها خیلی دشوارتر از نگهبانی از جرم است.

 

همیشه برای خودكشی زود است…صبر كنید…شاهد اوضاع بدتر هم خواهید بود.

 

 

جهان
سوم جایی‌ست که آدم‌ها اگر دل‌شان بگیرد، مجبورند بروند قبرستان،
بیمارستان، تیمارستان یا آسایشگاه سالمندان، تا بفهمند غم‌های بزرگ‌تری هم
هست، نکند که دل‌شان هوای شادی کند



:: بازدید از این مطلب : 1431
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

15 سوال از مولا علی (ع) ؟

1)كدام روز نیرومندترم؟ مولا علی (ع) فرمود: آن روزی كه بر هوای نفس خود مسلط شوی.

2)كدام خواری خوارتر است؟ روزی كه حرص دنیا بر تو چیره گردد.

3) كدام فقر سخت‌تر است؟ روزی كه كفر بر تو چیره گردد.

4) كدام رفیق بهتر است؟ رفیقی كه تو را در معصیت خدا قرار ندهد. و بدترین رفیق آن كسی است كه تو را در معصیت خدا قرار بدهد.

5) كدام مردم بدترند؟ كسی كه دینش را به دنیای دیگران بفروشد.

6) كدام كس زیرك‌تر است؟ كسی كه راه حق را بشناسد و راه باطل را بشناسد، و باطل را رها كند.

7) كدام شخص بردبارتر و آقاتر است؟ آنكه خشم خود را برای رضای خدا خاموش كند.

8) كدام كس رأیش ثابت‌تر است؟ فرمودند: آن كسی كه گول زمان را نخورد و چاپلوسی مردم را باور نكند، و دینش ثابت بماند.

9) كدام كس احمق‌تر است؟ آنان كه زیرورو شدن دنیا را می‌بینند و باز فریب می‌خورند.

10) كدام مردم افسوس‌‌خورترند؟ آن كه از دنیا و آخرت محروم است.

11) كدام مردم كورترند؟ آنكه در كارهای عبادی ریاكار باشد.

12) كدام قناعت بهتر است؟ آنكه به داده‌های خدایی قانع باشد.

13) كدام معصیت سخت‌تر است؟ معصیت در دین. یعنی به میل خود، یا زمان، یا نفس زندگی كند.

14) كدام عمل پیش خدا محبوب‌تر است؟ انتظار ظهور امام زمان (عج) نه احمقانه، بلكه با تربیت عقل و نفس.

15)كدام عمل پیش خدا بزرگ‌تر است؟ اولاً تسلیم خدا بودن و بعد با وقار و با ادب اسلامی و حیاء و نماز زندگی كردن.



:: بازدید از این مطلب : 1380
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 09 مهر 1389 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران