نوشته شده توسط : nahaldosoz

شش رژیم خطرناک

هنگامی که سخن از کاهش وزن به میان می‌آید، همه به دنبال یک رژیم غذایی معجزه‌آسا می‌گردند. امّا متأسفانه هیچ برنامه  کوتاه مدتی برای کاهش وزن پایدار وجود ندارد.

شش رژیم غذایی که در زیر آمده است، از جمله رژیم‌هایی هستند که به هیچوجه توصیه نمی‌‌شوند.
 
1 - رژیم‌هایی که کاهش وزن زیادی را تبلیغ می‌کنند
هنگامی که یک رژیم غذایی را شروع می‌کنید، به طور بالقوه می‌توانید در خلال دو هفته  اول، وزن قابل ملاحظه‌ای را از دست بدهید (که بخش اعظم آن وزن آب است). اما اگر بیش از یک کیلو در هفته وزن از دست بدهید با خطر از دست دادن «جرم عضلانی» و پائین آمدن ساز و کار ( متابولیسم ) بدن در واکنش به آن، روبرو خواهید شد. به همین دلیل است که کارشناسان تغذیه کاهش وزن تدریجی و آهسته را توصیه می‌کنند.

2 - 
رژیم‌هایی که ادعا می‌کنند با خوردن قرص و بدون نیاز به رژیم غذایی و ورزش، کاهش وزن می‌دهند
هرگاه تبلیغات یک رژیم غذایی برایتان غیرقابل باور کردن بود، آن را باور نکنید!

3 - 
رژیم‌هایی که از سیستم تغذیه  فعلی شما کاملاً متفاوتند
اگر یک برنامه  غذایی با سبک زندگی شما ناسازگار باشد، احتمال کمی وجود دارد که بر روی آن پا برجا بمانید.

4 - 
رژیم‌های کمتر از 1000 کالری
چنین رژیم‌هایی به سختی قابل دنبال کردن هستند و غالباً باعث بدخلقی، تندخویی، تحریک‌پذیری و سردرد در شما می گردند. احساس گرسنگی و بیحالی از دیگر اثرات جانبی این گونه رژیم‌هاست

5 - 
رژیم‌هایی که ادعا می‌کنند به هیچ تلاشی نیاز ندارند
یک چنین چیزی خدا هم نافرید! کاهش وزن به تمرکز و تلاش نیاز دارد و بدون آن امکان‌پذیر نیست.
6- رژیم‌هایی که یک گروه غذایی را حذف می‌کنند یا تنها بر روی چند غذای محدود تمرکز می‌نمایند
این رژیم‌ها برای مدتی طولانی قابل ادامه نیستند.

6 - رژیم‌هایی که یک گروه غذایی را حذف می‌کنند یا تنها بر روی چند غذای محدود تمرکز می‌نمایند
این رژیم‌ها برای مدتی طولانی قابل ادامه نیستند.



:: بازدید از این مطلب : 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 02 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

آدمها همیشه لبخند می زنند، مخصوصاً وقتی در جمع هستند اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آنها نیست. ما از لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده می کنیم زیرا لبخند می تواند پیام های مختلفی را به دیگران برساند.

در زیر به ۱۰ روشی که می توان از لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و ویژگی های بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره می کنیم.

1 -  تشویق دیگران برای اعتماد به شما
در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی می توان اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی پیام می فرستد که دیگران می توانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند. کسانی که لبخند می زنند معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند.

2 - جلب ملایمت و ارفاق دیگران
وقتی افراد کار بدی انجام می دهند و دستگیر می شوند معمولاً لبخند می زنند. آیا این کار برایشان فایده ای دارد؟
براساس تحقیقی که توسط لافرانس LaFrance  و هِچ  Hecht  در ۱۹۹۵ انجام گرفت، می تواند اینطور باشد. ما با کسانی که قانون شکنی کرده اند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد می کنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد، لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آنها باعث می شود برای فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم.

3 - رهایی از خطاهای اجتماعی
فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک مشتری مهم را فراموش کرده اید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالت زده شده اید.
عملکرد خجالت این است که شما را از مکان های اجتماعی پرفشار بیرون کند. لبخند های از روی خجالت با پایین انداختن سر همراه است و خیلی وقت ها هم یک خنده کوتاه احمقانه به آن اضافه می کنیم. این کار برای این انجام می شود که باعث شویم فرد مقابل اشتباه سهوی ما را فراموش کرده و سریعتر ما را ببخشد.
بنابراین لبخند از روی خجالت به ما کمک می کند از زندان رها شویم.

4 - در غیر اینصورت احساس بدی پیدا خواهم کرد
گاهی اوقات به این دلیل لبخند می زنیم که هم مودبانه است و هم اینکه بعد از آن احساس بدی پیدا نمی کنیم. مثل زمانیکه کسی با اشتیاق درمورد اینکه چطور مقداری پول در جیب یکی از لباس های قدیمی اش پیدا کرده برایمان تعریف می کند. شاید خیلی جای لبخند زدن نداشته باشد اما اینکار را می کنید چون مودبانه است.
به همین دلیل است که در اینگونه مواقع سر خود را تکان داده و لبخند می زنیم چون می دانیم اگر اینکار را نکنیم، بعد احساس پشیمانی خواهیم کرد. این احساس در زنان قوی تر از مردان است.

5 - خندیدن از ته قلب
لبخند زدن راهی برای کاهش فشار ناشی از موقعیت های ناراحت کننده است. روانشناسان به آن فرضیه فیدبک چهره می گویند. حتی وقتی به اجبار لبخند می زنیم برای اینکه کمی روحیه مان را بهتر کند کافی است.

6 - برای درک و بینش بهتر
وقتی عصبی هستیم، توجه ما کمتر می شود. متوجه نمی شویم که کنار دستمان چه می گذرد و فقط اتفاقی که درست روبه رویمان می افتد را می بینیم. این هم از نظر لفظی و هم استعاری صدق می کند: وقتی مضطرب هستیم یا استرس داریم، متوجه ایده هایی که در گوشه های ذهنمان است نمی شویم. اما برای به دست آوردن درک از یک مشکل، دقیقاً به همین ایده های پیرامونی نیاز پیدا می کنیم.

7 - برای جذابیت
لبخند خانم ها تاثیری جادویی بر همسرشان دارد و تاثیر آن حتی از ارتباط چشمی نیز بالاتر است. در یک تحقیق بر روی نحوه برخورد آقایان با خانم ها را در یک بار بررسی کرد . وقتی زنی فقط ارتباط چشمی با همسرش برقرار می کرد، در ۲۰% از موارد مرد به او نزدیک می شد. وقتی همان زن لبخندی را هم اضافه می کرد، در ۶۰% از موارد مرد به او نزدیک می شد.
اما وقتی مردها به زنان لبخند می زنند، تاثیر آن جادوییت کمتری دارد. با اینکه لبخند زدن جذابیت خانم ها را برای آقایان بیشتر می کند اما بر عکس آن چندان صادق نیست.

8 - پنهان کردن فکر
روانشناسان در گذشته تصور می کردند که یک لبخند واقعی هیچ وقت دروغ نمی گوید. لبخند های دروغین و مصنوعی فقط دهان را درگیر می کند درحالی که لبخندهای واقعی به چشم ها نیز می رسد.

9 - برای پول درآوردن
اقتصاد دانان نیز ارزش لبخند را دریافته اند، اما آیا لبخند می تواند واقعاً برایمان پول ساز باشد؟ تید و لوکارد  Tidd and Lockard  در سال ۱۹۷۶ در تحقیق خود دریافتند که مستخدم هایی که لبخند می زنند انعام بیشتری دریافت می کنند.
بطور کلی تر افرادی که در صنایع خدماتی هستند، مثل مهمانداران هواپیما یا آنها که در بخش سرگرمی و میهمان نوازی هستند، برای لبخند زدن به مشتریان خود پول می گیرند. اما مراقب باشید. تضاد مداوم بین آنچه واقعاً احساس می شود و آنچه نشان داده می شود می تواند موجب خستگی فرد و فرسودگی شغلی شود.

10 - لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند
یکی از ساده ترین لذت های زندگی که معمولاً به خاطر خودکار بودن آن دیده نمی شود زمانی است که به کسی لبخند می زنید و او در جواب به شما لبخند می زند.
اما همانطور که ممکن است متوجه شده باشید همه آدمها در جواب یک لبخند، لبخند نمی زنند. هینز و توم هاو (Hinsz and Tomhave) در سال ۱۹۹۱ در تحقیق خود بررسی کردند که چه نسبت از افراد لبخند را با لبخند جواب می دهند. نتایج آنها نشان داد که حدود ۵۰% از افراد اینگونه رفتار می کنند. درمقایسه معمولاً هیچکس اخم را با اخم جواب نمی دهد.

11 - لبخند برای طول عمر
اگر هیچکدام از این تحقیقات نتونست لبخندی روی لبان شما بنشاند این را هم در نظر بگیرید: افرادی که زیاد لبخند می زنند معمولاً بیشتر عمر می کنند. در یک تحقیق که بر روی تصاویر بازیکنان بیسبال در سال ۱۹۵۲ انجام گرفت مشخص شد که آنها که لبخند زده بودند تا ۷ سال بیشتر از همسانان خود عمر کرده اند.
شاید حالا دلیلی برای لبخند زدن پیدا کرده باشید.



:: بازدید از این مطلب : 427
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

۱ – فکر و ذهن خود را بر راه حل ها متمرکز کنید ، نه بر مسایل و مشکلات
اگر در زندگی مشکلی پیش بیاید، برای اکثر افراد، طبیعی است که فکر و ذهنشان را بر آن مساله و مشکل و اینکه چقدر ناخوشایند است، متمرکز کنند. معمولا در این مواقع، می پرسید چگونه این مساله و مشکل برای شما اتفاق افتاده و چرا؟ و اصلا چرا این قدر بدشانس هستید؟ و … شما در مساله خود غرق می شوید و این وضعیت و موقعیت را مانند یک فیلم ویدیویی بارها از ذهن خود می گذرانید.
 
آیا این کار، به شما کمکی خواهد کرد؟ این کار، کمکی به شما نمی کند. چرا فکر و ذهن خود را بر روی راه حل ها متمرکز نمی کنید؟ شما نمی توانید هیچ کاری در خصوص مساله و مشکل انجام دهید، بنابراین، تمام انرژی خود را به سوی راه حل تغییر جهت دهید. به متمرکز کردن فکر و ذهن خود بر مسایل و مشکلات پایان دهید و سعی کنید ذهن خود را بر آنچه که اکنون در حال انجامش هستید، معطوف سازید. شما نمی توانید آنچه را که اتفاق افتاده است، تغییر دهید، بنابراین، چرا به مسایل و نکات منفی، انرژی بیشتری دهید. به آینده نگاه کرده و راهی را انتخاب کنید که شما را به خارج از وضعیت و موقعیت کنونی سوق می دهد.
 
۲ - به دنبال گرفتن سرمشقی از موقعیت ها باشید
هر زمان که رویداد خوبی رخ می دهد، گرفتن درس و سرمشق از آن وضعیت آسان است، ولی ما حتی درخصوص آن فکر هم نمی کنیم. اما هنگامی که واقعه بد و ناخوشایندی برایمان اتفاق می افتد، به جای اینکه به دنبال فرصت ها و موقعیت ها باشیم فقط موارد بد را می بینیم.
 
ما معمولا فرصت ها و موقعیت ها را در ماه های بعد مشاهده می کنیم. آیا تا به حال، شنیده اید که: « من اکنون می دانم چرا آن اتفاق افتاد » یا « اگر آن اتفاق نیفتاده بود، من اینجا نبودم. » فکر و ذهن خود را برای مثبت اندیشی آماده کنید و پرورش دهید و در هر تجربه ای، چه خوب یا بد، به دنبال گرفتن درس و سرمشقی باشید.
 
۳ – افکارتان را مورد سوال قرار دهید
افکار، عقاید و باورهای شما، ساخته و پرداخته تمام تجربیات و روابط شما با خانواده، دوستان، همسر و هر چیزی است که دیده و شنیده اید. اگر افکار شما برایتان سودمند نیست، در این صورت، درستی و نادرستی آنها، فقط متوجه شماست. از افکار خود، آگاه باشید و الگوهای فکری منفی را تغییر دهید. از خود سوال های مختلفی بپرسید.
به جای فکر کردن به اینکه «من پول ندارم» یا «من هرگز توان خرید آن را ندارم »، از خود بپرسید « چگونه می توانم راهی بیابیم تا آن را بخرم ». مراقب افکار، احساسات، باورها و طرز فکر و رفتارتان با شید زیرا اینها در حال به وجود آوردن دنیای شما هستند.
نسبت به افکار، احساسات، باورها و رفتارتان مسوول باشید و آنهایی را انتخاب کنید که برایتان سودمند هستند. افکارتان را کنترل کنید، در غیر این صورت، افکارتان شما را کنترل خواهند کرد.
 
۴ – به شادمانی، سعادت و خوشبختی فکر کنید
مثبت اندیشی، تاثیر زیادی بر زندگی روزمره ما دارد. در این صورت، تجربیات مثبت را به سوی خود جذب خواهید کرد، احساستان مثبت تر خواهد شد و حال بهتری پیدا می کنید. هیچ رویداد خوشایندی، از افکار منفی حاصل نمی شود. از نو آغاز کنید. باور کنید هر چیزی ممکن است.
 
۵ – مسوول باشید
مسوول اعمال و رفتار خود باشید. اکثر ما تمایل داریم به خود نگاه نکنیم، بلکه همیشه به عیب و نقص های دیگران توجه کنیم. شما باید مسوول اعمال و رفتار خود باشید، نه مسوول رفتار دیگران، هر شب، زمانی که به بستر می روید، از خود سوال کنید: « آیا امروز مشکلی درخصوص اعمال و رفتارم وجود داشت که من بخواهم فردا آن را تغییر دهم؟ » هر چیزی با اطلاع و آگاهی آغاز می شود. هرقدر بیشتر نسبت به زندگی خود مسوول باشید، به همان اندازه نیز قادر به تغییر خواهید بود. داشتن حس مسوولیت و تعهد، همان آزادی و قدرت اختیار است.
 
۶ – با خود در صلح و آشتی باشید
خود را دوست داشته باشید. اگر خود را دوست نداشته باشید، چگونه دیگران می توانند شما را دوست داشته باشند؟ اگر عادات منفی ای دارید و می خواهید آنها را تغییر دهید، در این صورت، نیروی لازم را در خود بیابید و تغییر را در عادات منفی خود، ایجاد کنید.
 
نیت و آگاهی یافتن، اولین گام در این راه هستند. هیچ کس کامل و بی عیب نیست. احترام گذاشتن به خود را آغاز کنید، در این صورت، یک تغییر اساسی را احساس خواهید کرد. هرچه بیشتر خود را دوست داشته باشید و باور کنید و بپذیرید، به همان نسبت نیز کمتر در مورد دیگران قضاوت خواهید کرد. همه ما مرتکب خطا و اشتباه می شویم. سعی کنید خود را ببخشید، دوست داشته باشید و درک کنید.
 
۷ – خود و دیگران را مورد عفو و بخشش قرار دهید
بخشیدن خود و دیگران، می تواند به عنوان سم زدایی اصلی و نهایی ذهن، جسم و روح تلقی شود. بخشش، شما را از احساسات و هیجانات منفی و مخرب رها کرده و از وابستگی های جراحت بار آزاد می کند. بخشش شما را از احساس گناه و شرمساری که مانع از شادکامی و موفقیت می شود، می رهاند. شما با بخشیدن فرد دیگری، خود را نیز می بخشید.
بخشش، دلپذیرترین هدیه ای است که می توانید به خود و دیگران بدهید. بسیاری از افراد برای سال ها، با افراد محبوب خود، صحبت نمی کنند، چون نمی توانند دیگران را ببخشند. شما بگویید بازنده واقعی چه کسی است؟
 
۸ - جسم خود را تقویت کنید و به آن انرژی دهید
اغلب چنین بهانه هایی شنیده می شود: « من وقت کافی برای خوب غذا خوردن و یا ورزش کردن ندارم »، « من وقت کافی برای غذا پختن ندارم ». ما ارزش و اهمیت سلامتی را به طور کامل درک نمی کنیم، مگر وقتی که بسیار دیر شده باشد و بیماری، زندگیمان را تهدید کند. وقتی سالم غذا بخوریم، با نیرو و انرژی بیشتری از خواب بیدار خواهیم شد و احساس سرزندگی بیشتری می کنیم، انگار بر تمام جهان، مسلط شده ایم.
 
جسمتان ارزشمندترین هدیه شماست. بسیاری از افراد که دارای اضافه وزن هستند، می گویند که وقت برای ورزش کردن ندارند. رفتن به باشگاه ورزشی، تنها راه ورزش کردن نیست. شیوه های زیادی وجود دارد که می توانید در زمان تماشای تلویزیون، کارکردن و مسافرت به کار برید. درمورد ورزش کردن، هیچ بهانه ای وجود ندارد. اطمینان حاصل کنید که خوابتان به اندازه کافی است، اگر خسته باشید، حال و احساس خوبی نخواهید داشت.
 
۹ – میل و علاقه خود را برای انجام کارها شناسایی کرده و آن را دنبال کنید
همه ما به انجام کاری علاقه مندیم. بعضی می گویند: «ا ی کاش من به انجام کاری علاقه داشتم » یا « دیگران به انجام کاری علاقه دارند اما من ندارم ». این امر واقعیت ندارد، همه ما به انجام کاری علاقه داریم، فقط بعضی ها نمی دانند که کار مورد علاقه شان چیست. اگر شما نمی توانید از طریق انجام کار مورد علاقه خود، زندگی کنید، حداقل سعی کنید یک بار در هفته، آن کار را در زندگی خود بگنجانید. اگر واقعا نمی دانید به انجام چه کاری علاقه دارید، یک فرد متخصص و با تجربه می تواند به شما در مشخص کردن کارهای مورد علاقه تان کمک کند.
 
۱۰ – فهرستی از کارهایی را که می خواهید در زندگی انجام دهید، تهیه کنید
کارهایی را که دوست دارید قبل از پایان یافتن عمرتان انجام دهید، یادداشت کنید. این کارها نباید خارج از تعادل و افراطی باشد. کارهایی باشد که شما علاقه مند به انجام آن هستید، اما تاکنون زمانی برای آن در نظر نگرفته اید. سعی کنید یکی از کارهای موجود در فهرست خود را حداقل ماهی یک بار و یا هر چند ماه یک بار انجام دهید. ما با انجام کارهایی که به آن علاقه داریم، احساس سرزندگی بیشتری می کنیم و از زندگی نیز لذت می بریم.
 
۱۱ – در لحظه زندگی کنید
اکثر اوقات، افکار ما یا در گذشته سیر می کند، یا در آینده. فکر کردن به گذشته، معمولا با احساس تاسف، پشیمانی، شرمساری و ناامیدی همراه است؛ و فکر کردن به آینده، با احساس اضطراب، نگرانی، استرس و فشار روحی. سعی کنید خود را به لحظه و زمان حال بیاورید و لذت ببرید. به موارد آشکار و نمایان زندگی اعتماد کنید و تسلیم آنها شوید. ضرب المثل مشهوری است که می گوید تمام رویدادهای رخ داده در دیروز، مربوط به گذشته است، فردا یک راز است، امروز یک هدیه است.
 
۱۲ – فکر و ذهن خود را بر قدردانی و سپاسگزاری متمرکز کنید
هنگامی که از خواب بیدار می شوید یا به بستر می روید، یا حتی زمانی که احساس خوبی ندارید، تمام نعمت ها و برکاتی را که خداوند به شما ارزانی کرده، به خود یادآوری کنید. فقط برخوردار بودن از دو پا، دو چشم و یک بدن سالم، دلایلی برای قدردانی و سپاسگزاری از خداوند است. قدردان و سپاسگزار بودن، شما را در حالت شادی و سر زندگی قرار می دهد و به طور خودکار، روح و روانتان را متعالی می سازد. شکر گزار بودن، دلتان را روشن می کند و نعمت های بیشتری به سوی شما فرستاده خواهد شد.
 
ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است، پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است



:: بازدید از این مطلب : 404
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

www.parsnaz.ir - دروغ های رایج بین زن و شوهرهای جوان


آیا می دانید به چه دلیل زوج های جوان تمایل به گفتن دروغ به دیگری را دارند؟ در جدیدترین تحقیق روان شناسان مشخص شده است که آقایان در روابط بعد از ازدواجشان بیش از خانم ها دروغ می گویند .

اگر یک خانم در طی روز دو مرتبه دروغ می گوید این نسبت در آقایان چهار بار در روز است . بیش از هشتاد و دو درصد خانم ها بعد از دروغ هایی که گفته اند احساس ندامت و پشیمانی دارند اما این درصد در آقایان زیر هفتاد درصد است .

اکنون به این دروغ ها می پردازیم :

1 - خانم ها نیز همانند آقایان مایل به مخفی کردن احساسات درونی شان هستند و زمانی که ناراحت هستند و از آنها دلیل را جویا شوید می گویند موضوع خاصی نسیت تنها حوصله ندارند یا اینکه سرشان درد می کند .

 

چرا همه دردها و احساسات را در خود می ریزد ، با همسرتان مطرح کنید تا بتوانید ساده تر با این موضوع کنار بیاید .

 

2 - آقایان اگر نخواهند موضوعی را بگویند معمولا اینقدر دروغ می گویند و همه چیز را به هم می بافند که همسرشان سوالی را که پرسیده بود فراموش می کند .

 

بهتر نیست به جای مخفی کاری ، موضوعی را که باعث آزار شما شده است را با همسرتان در میان بگذارید .

 

3 - خانم ها گاهی شیطنت می کنند و مقداری پول از کیف جیبی همسرشان بر می دارند . زمانی که همسرشان می گوید پول از کیف پول من برداشتی ؟ با قطعیت کامل و مصرانه این موضوع را نهی می کنند و می گویند حتما گم کرده ای یا چیزی خریده ای که فراموش کرده ای و از این نوع پاسخ ها .

 

اما بهتر است به این موضوع اعتراف کنید و به همسرتان بگوئید مقدار پولی که به شما می دهد کم است و نیاز به پول بیشتری دارید به جای اینکه همسرتان را به خودتان مشکوک کنید.

 

4 - آقایان هنگامی که در مکانی هستند و نمی خواهند که همسرشان متوجه شود کجا هستند ، همیشه موبایل خود را از دسترس خارج می کنند یا اینکه هنگامی که همسرشان تماس می گیرد می گویند که " گوشیم آنتن نمی ده ... چی ... الو .. " و بلافاصله تلفن را به همسرشان قطع می کنند .

 

آیا می دانید این رفتار شما ، برای رابطه زناشویی تان یک سم است ؟ و فقط باعث می شود که همسرتان به شما مشکوک شود و زندگی تان تا مرز طلاق پیش رود .

 

5 - خانم ها خواسته های فراتر از توان و قدرت اقتصادی همسرشان دارند و باعث می شوند که همسرانشان به آنها دروغ بگویند .

 

به کرات دیده و شنیده ایم که طلا یا جواهراتی که داماد به عروس هدیه داده است ، تقلبی بوده اند یا به قیمتی که داماد مدعی بوده است ، خریداری نشده اند . چرا داماد باید همچین دروغی را مطرح کند ؟ زیرا خواسته های عروس بسیار بالاست .

 

پس اگر می خواهید از همسرتان دروغی نشنوید توصیه می کنیم خواسته های خود را تا حد و سطح اقتصادی او کاهش دهید .

 

6 - درمورد آقایان : خانه تان پر از مهمان است اما مهمان هایی که شما دوست ندارید و تمایل دارید که دیرتر به منزل برسید ، بهانه های مختلفی را بیان می کنید ، جلسه کاری پیش آمد ، در ترافیک ماندم و ....

 

به جای بهانه های مختلف، خیلی صریح به همسرتان بگویید به دلیل اینکه به دیدن این افراد تمایلی ندارید پس دیرتر به منزل برمیگردید .

 

7 - خانم ها تا کوچکترین مخالفتی از جانب همسرشان می بینند خودشان را به مریض بودند می دهند ، " وای میگرنم شروع شده ، وای سرم داره گیج داره ، فشارم افتاد و .... "

 

تا چه زمانی می خواهید به این نقش بازی کردن های ادامه بدهید ، گفتگو مصالحه آمیز بیش از هر حرکتی پاسخ می دهد .

 

8 - هنگامی که خانم ها خرید های گران قیمتی را انجام می دهند و برای اینکه همسرشان با آنها مخالفتی نکند می گویند : " این بلوز را تازه در حراج این مغازه خریدم ، قبلا گرون تر بود ، .....

 

به همسرتان بگویید با وجود اینکه قیمت بالایی داشت ولی به دلیل اینکه دوست داشتم این بلوز را داشته باشم ، خریدم .

 

در انتها به تمام زوج های جوان توصیه می کنیم از دروغ گفتن به یکدیگر بپرهیزند زیرا هیچ صحبت و کلامی مانند دروغ شما را به دیگری بدبین نمی کند ، گاهی شک ها ، ظن ها شما را تا مرز طلاق سوق می دهد .



:: بازدید از این مطلب : 572
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

تربیت کودک, روانشناسی کودک

 

 

خیلی از والدین معتقدند که بچه بیشتر از توضیح شنیدن، نیازمند تحکم و قانون پذیری است. این درست که شما باید چهارچوب های رفتاری را به فرزندتان بیاموزید اما واقعیت این است که بچه ها وقتی توضیحات شما را برای وضع یک قانون می شنوند، عملکرد و همکاری بهتری دارند.

 

روانشناسان معتقدند که والدین باید همواره به نیازهای زمینه ای کودک توجه کنند، به کودک اطلاعات بدهند و دلایل خود را برای او توضیح دهید؛ مثلاً اگر روی دیوار را خط خطی یا نقاشی می کند برای او توضیح دهند که ما چرا فقط از کاغذ برای نقاشی و رنگ کردن استفاده می کنیم و چرا باید در حفظ و نگهداری خانه تلاش کنیم.سعی کنید به جای بگو مگو با بچه ها، دلیل نوع رفتار او را بفهمید.

 

اگر کودک شما نسبت به خواهر کوچکترش خشم نشان می دهد و او را کتک می زند تشویقش کنید خشم و حسادت خود را به روش بی ضررتری نشان دهد. همچنین محیط را برای او تغییر دهید، اغلب اوقات ایجاد تغییر در محیط آسان تر از تغییر دادن کودک است.

 

به کودک عملاً نشان دهید که می خواهید چگونه رفتار کند، به جای دستور دادن به او قدرت انتخاب بدهید، گاهی نیز تخفیف های کوچکی به کودکتان بدهید و مثلاً به او بگویید چون خسته هستی می توانی امشب مسواک نزنی.

 

گاهی اجازه دهید پیامدهای طبیعی رفتار کودک رخ دهد و بیش از حد او را نجات ندهید چرا که کودک بعد از مدتی به موجودی تنبل و تن پرور تبدیل می شود؛ مثلا اگر کودک شما حوله خیسش را پس از حمام آویزان نکرده است، بگذارید روز بعد با حوله خیس مواجه شود



:: بازدید از این مطلب : 470
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

تربیت کودک,روانشناسی کودک,کودک لجباز

 

اغلب بچه ها، موجودات حساسی هستند که گاهی یک کلمه حرف، اگر درست گفته شود از نظر تربیتی برای آن ها تاثیر زیادی دارد و برعکس گفتن بعضی حرف ها ممکن است روحیه آنها را تخریب کند.

 

عده ای از روان شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت، بعد از مطالعات فراوان، بر روی گروهایی از کودکان به نتایجی رسیده اند که بی مناسبت نیست شما هم در جریان آن ها قرار بگیرند. متخصصان توصیه کرده اند که موقع حرف زدن با کودک نباید روی جنبه های منفی تاکید کنید.

 

مثلا به او نگویید اگر حرف بد بزنی دهانت بوی بد می گیرد، بلکه بگویید بیا حرف خوب بزنیم تا دهانمان خوشبو شود. به او نگویید چه کاری نکند به جای آن بگویید باید چه کاری را انجام دهد. برای فرزندتان اولویت ها را براساس منطق خود تعریف نکنید مثلا نگویید دست از بازی بکش و درست را بخوان چون درس مهم تر است! بلکه بگویید بعد از انجام تکالیف مدرسه برو بازی کن. در واقع برای او برنامه بچینید.

 

به جای امر کردن، او را تشویق کنید تا کار مثبتی را انجام دهد. نگویید بلند شو دندانهایت را مسواک بزن بلکه بگویید تو خیلی زرنگی چون بدون اینکه من به تو بگویم، دندانهایت را مسواک می زنی. به او نگویید روی دیوار یا روی بدنت نقاشی نکن بلکه بگویید جای نقاشی کردن کجاست. مثلا از او بخواهید روی کاغذ نقاشی یا تخته وایت برد نقاشی بکشد تا آن را برایش روی دیوار یا روی یخچال بچسبانید.خلاقیت او را در نقاشی کور نکنید و نگویید هر چیز باید چه شکلی باشد، به جای آن بخواهید قصه نقاشی اش را برایتان تعریف کند



:: بازدید از این مطلب : 498
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

بررسی روابط صحیح پدر و دختر,رابطه پدر و فرزند,رفتار پدر با دختر

 

 

بررسی روابط صحیح پدر و دختر در خانواده

 

هنوز مدت زیادی از زمانی نگذشته که پدرها نقش رییس خانه را بازی می‌کردند و همواره سعی می‌کردند بین خود و فرزندان‌شان شکافی ایجاد کرده و حریم‌ها را نگه دارند.

 

امروز برخلاف دیروز پدرها به فرزندان‌شان بسیار نزدیک شده‌اند. موضوعی که تکرار آن هیچ‌گاه اشتباه نیست. اینکه پدر هم به اندازه مادر برای کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندان‌شان می‌تواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود. مرد چون در میان کودک و مادر قرار دارد ـ هم به موجب حضور فیزیکی و هم جایگاه روانی خود ـ به کودک این اجازه را می‌دهد که هویت خاص خود جز آن هویتی که به او داده شده را بیابد.

 

پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی می‌کند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر او را به سمت بیرون گرایش می‌دهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیت‌ها را برایش امکان‌پذیر می‌سازد.

 

* ایده‌آل جنس مخالف برخلاف پسرها، پدر برای دختر نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد.

 

مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز می‌شود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل می‌گیرد.

 

* دختر و پسر هر دو مایه افتخارند وقتی آزمایشات، باروری یک خانم را تایید می‌کند همسر او در رابطه با دختر یا پسر بودن فرزندش تفکر می‌کند. اما وقتی در سونوگرافی جنسیت جنین مشخص می‌شود هر یک از زن و مرد به شکل گوناگون در رابطه با فرزندش تفکر کرده و نگرانی، برنامه و خواست‌های مخصوص به خودش را دنبال می‌کند.

 

اگر پدر در محیطی پدرسالار بزرگ شده باشد که در آن ارجحیت با پسر بوده است معمولا مرد از اینکه جنسیت فرزندش دختر است، ناراحت خواهد شد. اگر این حس به قدری شدید باشد که بعد از تولد هم ادامه یابد احتمال دارد فرزند دختر به دلیل جنسیت خود در خانواده تحقیر شود. خوشبختانه روزگار عوض شده است. بسیاری از مردان به داشتن دختر افتخار می‌کنند چون زنان نیز توانسته‌اند مانند مردان تحصیل و کار کنند و سبب افتخار پدر شوند.

 

* رابطه پدر با دختر و تاریخچه زندگی شخصی گاهی نوعی رابطه دختر و پدر به تاریخچه زندگی شخصی پدر هم بازمی‌گردد.

 

برخی مردان دوست دارند همان رابطه‌ای را با دخترشان ایجاد کنند که با مادرشان داشته‌اند و برخی دیگر عشقی را نثار او می‌کنند که نتوانسته‌اند تجربه کنند. نکته مهم اینجاست که پدر در ارتباط با دختر گذشته را رها کند و سعی نماید در زمان حال زندگی کند. برخی مردان از داشتن دختر خوشحال می‌شوند چون رابطه خوبی با پدر خود نداشته‌اند. برای این دسته از افراد داشتن پسر به معنی تبدیل شدن به همان پدری است که آنها در کودکی از او خرسند نبوده‌اند. در حالی که داشتن دختر سبب می‌شود وزن تاریخ گذشته سبک‌تر شده و مرد بتواند رابطه جدیدی با فرزند خود ایجاد کند.

 

* پدر به دختر دنیا را می‌شناساند پدر برای دختر و پسر حکم کسی را دارد که بین فرزند و مادر جدایی می‌اندازد.

 

مادر فرزند را به دنیا می‌آورد و پدر دنیا را به او می‌شناساند. در واقع پدر غریبه شناسانده شده‌ای است که او را از دستان قدرتمند مادر جدا کرده و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان می‌بخشد. در واقع این پدر است که دختر را به سمت دیگران فرستاده و به او دویدن و پریدن، رقصیدن و دیگر توانایی‌های فیزیکی را می‌آموزاند. وی همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیت‌های اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی می‌دهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا می‌شود و دوست داشتن جنس مذکر را می‌آموزد.

 

* عقده ادیپ سن 3 تا 6 سالگی اصطلاحا سن عقده ادیپ نام دارد.

 

این مرحله، مرحله‌ای ساختاری برای رشد کودک است. در صورتی که این مرحله به خوبی گذرانده شود و تعادلات هورمونی برقرار شود، دختر بچه قادر خواهد بود در سن بلوغ دوست‌دار جنس مذکر باشد. در واقع در این سن دختر عشقی را نسبت به مادر خود احساس می‌کند و فورا به حضور یک جداکننده خود از مادرش یعنی پدر پی می‌برد. پدر که از نظر او غریبه‌ای است که مادر را به سمت خود جلب می‌کند و مایه شادی او است، او را ناراحت می‌کند چون عشق مادر نسبت به او را کاهش داده است. در این مرحله دختر در تضاد با مادر قرار می‌گیرد و سعی می‌کند عشق پدر را به جای مادر به سمت خود جلب کند. در همین موقع است که متوجه می‌شود مادر او، همسر پدر و مورد علاقه اوست و او نمی‌تواند همسر پدر خود باشد.

 

مهم‌ترین وظیفه پدر در این سن مقابله با دختر و روشن کردن این مساله برای اوست که او جایگاه فرزندی دارد و نمی‌تواند جای همسر او باشد. تنها در این صورت است که دختر در سن جوانی به دیگر مردان علاقه نشان خواهد داد. در واقع در این مرحله ادیپ دختر ابتدا با از دست دادن عشق مادر و سپس پدر ـ برخلاف پسر که عشق مادر را از دست نمی‌دهد ـ بزرگ می‌شود.

 

* والدین الگو هستند تمامی روان‌شناسان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که پیروز شدن کودک برعقده ادیپ به نوع رفتار زوجین بستگی دارد.

 

نقش مهم پدر جدا کردن دختر از مادر و پس از آن ارزش نهادن به او به عنوان دخترش است. دختر به پدری نیاز دارد که او را دوست داشته باشد و در ضمن با عشق ورزیدن به مادر به دختر بیاموزد که باید تبدیل به زنی دوست‌داشتنی توسط مرد در آینده شود. مردی که به همسرش اظهار عشق نمی‌کند این احساس را به دختر آموزش نداده و عشق را در آینده در او خفه می‌کند.

 

* از حدود نباید گذشت برخی پدرها علاقه بیش از حدی به دختر نشان می‌دهند.

 

به عنوان مثال، همانند همسرشان فرزند دخترشان را مدام به آغوش کشیده و می‌بوسند و به جای نامیدن او با نام خودش او را همانند همسر خود «عزیزم» می‌خوانند. شاید نگاه پدر به فرزند حتی با این‌گونه رفتار تغییر نکند اما فرزند دختر این‌گونه تصوری ندارد. عشق پدر در او نفوذ کرده و مانع گذشتن او از عقده ادیپ و رشد عاطفی او خواهد شد.



:: بازدید از این مطلب : 417
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

ارتباط با کودک,ارتباط والدین با کودک

 

 برقراری ارتباط مناسب با فرزندان مهارتی تربیتی است. تربیت کردن فرزندان در صورتی که ارتباط مناسبی بین والدین و فرزندان ایجاد شود، امری موثر و لذت بخش است. برقراری ارتباط مناسب یکی از عوامل افزایش اعتماد به نفس و احترام دو طرفه است. در این مطلب به بخشی از اصول صحیح ارتباط بین والدین و کودک اشاره شده است که می تواند آموزنده باشد.

 

* فرزند شما باید متوجه باشد که شما به کارهای او علاقه مند هستید و در صورت نیاز به او کمک خواهید کرد.

 

* زمانی که او می خواهد مطلبی را با شما در میان بگذارد، تلویزیون را خاموش کنید و مجله ای را که در دست دارید روی میز قرار دهید و تمام حواس خود را متوجه او کنید.

 

* زمانی که می خواهد مطلب مهمی بیان کند، از جواب دادن به تلفن بپرهیزید.

 

* بهترین زمانی که می توانید با فرزندتان ارتباط برقرار کنید ، زمانی است که با او تنها هستید.

تحقیر کردن یا مقایسه او با دیگران باعث کینه توزی او می شود.

 

* سعی کنید به لحاظ فیزیکی به گونه ای بایستید یا بنشینید که متناسب با قد فرزندتان باشد؛ سپس با او حرف بزنید.

 

* اگر از نحوه برخورد یا رفتار او خشمگین هستید، صبر کنید تا عصبانیت شما فروکش کند سپس با او موضوع را در میان بگذارید.

 

* زمانی که خسته اید، گوش دادن به حرف های او برایتان دشوار می شود.

 

* هنگامی که فرزندتان در حال صحبت است با دقت و با احترام به حرف های او گوش دهید و از قطع کردن حرف های او بپرهیزید.

 

* از به کار بردن کلمات تحقیرآمیز بپرهیزید و از جملاتی مانند «من می دانم برای تو چه بهتر است» استفاده کنید.

 

* به او اطمینان دهید که با وجود کارهایی که کرده است، او را دوست دارید.

 

* او را برای در میان گذاشتن احساس ناراحتی یا خوشحالی خود با شما تشویق کنید.

 

* بهتر است سوال خود را روی «چه شد؟» متمرکز کنید تا این که با «چرا» از او بپرسید.

 

* به او کمک کنید راه حلی برای مشکل خود پیدا کند.

  •  



:: بازدید از این مطلب : 569
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

کودک و والین,تربیت کودک

 

در دنیای امروز والدین به دلیل داشتن مشغله های فراوان زمان کمتری در کنار خانواده و فرزندانشان سپری می کنند. این در حالی است که حضور اعضای خانواده در کنار هم بر شکل گیری شخصیت کودکان تاثیر بسیار زیادی می گذارد.

 

 این امر نه تنها به آن ها احساس تعلق خاطر می دهد بلکه آن ها را در آینده به افرادی مسئولیت پذیر تبدیل می کند. فرزندان از شما والدین توقع دارند که هر زمان که به شما نیاز پیدا می کنند در کنارشان باشید. برای این که بتوانید زمان مفیدی را با فرزندان خود سپری کنید به چند نکته توجه کنید:

 

خواندن کتاب برای آن ها، فرصت خوبی برای با هم بودن است. تعریف کردن یک داستان هم می تواند جالب باشد. توصیف کردن آن چه در دوران کودکی انجام می دادید نیز برای فرزندانتان مفید و جالب خواهد بود.

 

کودکان عاشق بیرون رفتن از منزل هستند. بنابراین پیاده روی در پارک برنامه خوبی خواهد بود. فعالیت های ورزشی خارج از منزل نه تنها باعث افزایش شور و هیجان آن ها می شود بلکه آن ها را از تماشای زیاد برنامه های تلویزیون و بازی های رایانه ای دور نگه می دارد.

تعطیلات فرصت بسیار مغتنمی است تا اعضای خانواده دور هم جمع شوند. در این ایام برنامه هایی نظیر کوه نوردی یا برنامه های اردوی خانوادگی باعث تقویت روابط فرزندان و والدین می شود.

 

صرف ناهار یا شام در موقعیت مناسبی برای با هم بودن اعضای خانواده است.

 

اگر فرزند شما به تماشای برنامه تلویزیونی علاقه مند است او را به انجام بازی های فکری تشویق کنید. اما اگر همچنان بر خواسته اش تاکید می کند همراه با او به تماشای شبکه های مختلف یا برنامه های آموزنده بپردازید.

 

اگر واقعا با کمبود وقت مواجه هستید از فرزند خود بخواهید برای خرید منزل شما را همراهی کند تا هم تفریح کند و هم چیزی یاد بگیرد.

 

یاری کردن کودک برای انجام تکالیف علاوه بر این که فرصت مناسبی است تا زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری کنید، باعث می شود از پیشرفت تحصیلی فرزندتان اطلاع بیشتری پیدا کنید



:: بازدید از این مطلب : 474
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

دوستیابی و نفوذ بر دیگرانی

 

طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

 

اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است :

 

1 - انتقاد، شکایت و محکوم نکنید.

 

2 - صادق باشید.

 

3 - در دیگران انگیزه ایجاد کنید.

 

4 - ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید.

 

5 - همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید.

 

6 - به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است.

 

7 - شنونده خوبی باشید . دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند.

 

8 - بر اساس علایق دیگران صحبت کنید.

 

9 - طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

 

10 - بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

 

11 - به « نظر » دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید « اشتباه می کنید »

 

12 - اگر اشتباه کردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.

 

13 - دوستانه صحبت کنید.

 

14 - طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان « بله » بگوید.

 

15 - اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند.

 

16 - اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.

 

17 - صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

 

18 - با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.

 

19 - با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.

 

20 - عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید.

 

21 - خود را با علائم غیر کلامی طرف مقابل هماهنگ کنید.

 

22 - صادقانه از دیگران تعریف کنید.

 

23 - اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید.

 

24 - قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید.

 

25 - به جای دستور صریح، سؤال کنید.

 

26 - در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید.

 

27 - هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید.

 

28 - مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.

 

29 - بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.

 

30 - اگر برای کسی کاری انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید.



:: بازدید از این مطلب : 559
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 01 تیر 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران