
نوشته شده توسط : nahaldosoz
خیلی از والدین معتقدند که بچه بیشتر از توضیح شنیدن، نیازمند تحکم و قانون پذیری است. این درست که شما باید چهارچوب های رفتاری را به فرزندتان بیاموزید اما واقعیت این است که بچه ها وقتی توضیحات شما را برای وضع یک قانون می شنوند، عملکرد و همکاری بهتری دارند.
روانشناسان معتقدند که والدین باید همواره به نیازهای زمینه ای کودک توجه کنند، به کودک اطلاعات بدهند و دلایل خود را برای او توضیح دهید؛ مثلاً اگر روی دیوار را خط خطی یا نقاشی می کند برای او توضیح دهند که ما چرا فقط از کاغذ برای نقاشی و رنگ کردن استفاده می کنیم و چرا باید در حفظ و نگهداری خانه تلاش کنیم.سعی کنید به جای بگو مگو با بچه ها، دلیل نوع رفتار او را بفهمید.
اگر کودک شما نسبت به خواهر کوچکترش خشم نشان می دهد و او را کتک می زند تشویقش کنید خشم و حسادت خود را به روش بی ضررتری نشان دهد. همچنین محیط را برای او تغییر دهید، اغلب اوقات ایجاد تغییر در محیط آسان تر از تغییر دادن کودک است.
به کودک عملاً نشان دهید که می خواهید چگونه رفتار کند، به جای دستور دادن به او قدرت انتخاب بدهید، گاهی نیز تخفیف های کوچکی به کودکتان بدهید و مثلاً به او بگویید چون خسته هستی می توانی امشب مسواک نزنی. گاهی اجازه دهید پیامدهای طبیعی رفتار کودک رخ دهد و بیش از حد او را نجات ندهید چرا که کودک بعد از مدتی به موجودی تنبل و تن پرور تبدیل می شود؛ مثلا اگر کودک شما حوله خیسش را پس از حمام آویزان نکرده است، بگذارید روز بعد با حوله خیس مواجه شود :: بازدید از این مطلب : 470 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
اغلب بچه ها، موجودات حساسی هستند که گاهی یک کلمه حرف، اگر درست گفته شود از نظر تربیتی برای آن ها تاثیر زیادی دارد و برعکس گفتن بعضی حرف ها ممکن است روحیه آنها را تخریب کند.
عده ای از روان شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت، بعد از مطالعات فراوان، بر روی گروهایی از کودکان به نتایجی رسیده اند که بی مناسبت نیست شما هم در جریان آن ها قرار بگیرند. متخصصان توصیه کرده اند که موقع حرف زدن با کودک نباید روی جنبه های منفی تاکید کنید.
مثلا به او نگویید اگر حرف بد بزنی دهانت بوی بد می گیرد، بلکه بگویید بیا حرف خوب بزنیم تا دهانمان خوشبو شود. به او نگویید چه کاری نکند به جای آن بگویید باید چه کاری را انجام دهد. برای فرزندتان اولویت ها را براساس منطق خود تعریف نکنید مثلا نگویید دست از بازی بکش و درست را بخوان چون درس مهم تر است! بلکه بگویید بعد از انجام تکالیف مدرسه برو بازی کن. در واقع برای او برنامه بچینید.
به جای امر کردن، او را تشویق کنید تا کار مثبتی را انجام دهد. نگویید بلند شو دندانهایت را مسواک بزن بلکه بگویید تو خیلی زرنگی چون بدون اینکه من به تو بگویم، دندانهایت را مسواک می زنی. به او نگویید روی دیوار یا روی بدنت نقاشی نکن بلکه بگویید جای نقاشی کردن کجاست. مثلا از او بخواهید روی کاغذ نقاشی یا تخته وایت برد نقاشی بکشد تا آن را برایش روی دیوار یا روی یخچال بچسبانید.خلاقیت او را در نقاشی کور نکنید و نگویید هر چیز باید چه شکلی باشد، به جای آن بخواهید قصه نقاشی اش را برایتان تعریف کند :: بازدید از این مطلب : 498 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
بررسی روابط صحیح پدر و دختر در خانواده
هنوز مدت زیادی از زمانی نگذشته که پدرها نقش رییس خانه را بازی میکردند و همواره سعی میکردند بین خود و فرزندانشان شکافی ایجاد کرده و حریمها را نگه دارند.
امروز برخلاف دیروز پدرها به فرزندانشان بسیار نزدیک شدهاند. موضوعی که تکرار آن هیچگاه اشتباه نیست. اینکه پدر هم به اندازه مادر برای کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندانشان میتواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود. مرد چون در میان کودک و مادر قرار دارد ـ هم به موجب حضور فیزیکی و هم جایگاه روانی خود ـ به کودک این اجازه را میدهد که هویت خاص خود جز آن هویتی که به او داده شده را بیابد.
پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی میکند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر او را به سمت بیرون گرایش میدهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیتها را برایش امکانپذیر میسازد.
* ایدهآل جنس مخالف برخلاف پسرها، پدر برای دختر نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد.
مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز میشود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل میگیرد.
* دختر و پسر هر دو مایه افتخارند وقتی آزمایشات، باروری یک خانم را تایید میکند همسر او در رابطه با دختر یا پسر بودن فرزندش تفکر میکند. اما وقتی در سونوگرافی جنسیت جنین مشخص میشود هر یک از زن و مرد به شکل گوناگون در رابطه با فرزندش تفکر کرده و نگرانی، برنامه و خواستهای مخصوص به خودش را دنبال میکند.
اگر پدر در محیطی پدرسالار بزرگ شده باشد که در آن ارجحیت با پسر بوده است معمولا مرد از اینکه جنسیت فرزندش دختر است، ناراحت خواهد شد. اگر این حس به قدری شدید باشد که بعد از تولد هم ادامه یابد احتمال دارد فرزند دختر به دلیل جنسیت خود در خانواده تحقیر شود. خوشبختانه روزگار عوض شده است. بسیاری از مردان به داشتن دختر افتخار میکنند چون زنان نیز توانستهاند مانند مردان تحصیل و کار کنند و سبب افتخار پدر شوند.
* رابطه پدر با دختر و تاریخچه زندگی شخصی گاهی نوعی رابطه دختر و پدر به تاریخچه زندگی شخصی پدر هم بازمیگردد.
برخی مردان دوست دارند همان رابطهای را با دخترشان ایجاد کنند که با مادرشان داشتهاند و برخی دیگر عشقی را نثار او میکنند که نتوانستهاند تجربه کنند. نکته مهم اینجاست که پدر در ارتباط با دختر گذشته را رها کند و سعی نماید در زمان حال زندگی کند. برخی مردان از داشتن دختر خوشحال میشوند چون رابطه خوبی با پدر خود نداشتهاند. برای این دسته از افراد داشتن پسر به معنی تبدیل شدن به همان پدری است که آنها در کودکی از او خرسند نبودهاند. در حالی که داشتن دختر سبب میشود وزن تاریخ گذشته سبکتر شده و مرد بتواند رابطه جدیدی با فرزند خود ایجاد کند.
* پدر به دختر دنیا را میشناساند پدر برای دختر و پسر حکم کسی را دارد که بین فرزند و مادر جدایی میاندازد.
مادر فرزند را به دنیا میآورد و پدر دنیا را به او میشناساند. در واقع پدر غریبه شناسانده شدهای است که او را از دستان قدرتمند مادر جدا کرده و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان میبخشد. در واقع این پدر است که دختر را به سمت دیگران فرستاده و به او دویدن و پریدن، رقصیدن و دیگر تواناییهای فیزیکی را میآموزاند. وی همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیتهای اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی میدهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا میشود و دوست داشتن جنس مذکر را میآموزد.
* عقده ادیپ سن 3 تا 6 سالگی اصطلاحا سن عقده ادیپ نام دارد.
این مرحله، مرحلهای ساختاری برای رشد کودک است. در صورتی که این مرحله به خوبی گذرانده شود و تعادلات هورمونی برقرار شود، دختر بچه قادر خواهد بود در سن بلوغ دوستدار جنس مذکر باشد. در واقع در این سن دختر عشقی را نسبت به مادر خود احساس میکند و فورا به حضور یک جداکننده خود از مادرش یعنی پدر پی میبرد. پدر که از نظر او غریبهای است که مادر را به سمت خود جلب میکند و مایه شادی او است، او را ناراحت میکند چون عشق مادر نسبت به او را کاهش داده است. در این مرحله دختر در تضاد با مادر قرار میگیرد و سعی میکند عشق پدر را به جای مادر به سمت خود جلب کند. در همین موقع است که متوجه میشود مادر او، همسر پدر و مورد علاقه اوست و او نمیتواند همسر پدر خود باشد.
مهمترین وظیفه پدر در این سن مقابله با دختر و روشن کردن این مساله برای اوست که او جایگاه فرزندی دارد و نمیتواند جای همسر او باشد. تنها در این صورت است که دختر در سن جوانی به دیگر مردان علاقه نشان خواهد داد. در واقع در این مرحله ادیپ دختر ابتدا با از دست دادن عشق مادر و سپس پدر ـ برخلاف پسر که عشق مادر را از دست نمیدهد ـ بزرگ میشود.
* والدین الگو هستند تمامی روانشناسان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که پیروز شدن کودک برعقده ادیپ به نوع رفتار زوجین بستگی دارد.
نقش مهم پدر جدا کردن دختر از مادر و پس از آن ارزش نهادن به او به عنوان دخترش است. دختر به پدری نیاز دارد که او را دوست داشته باشد و در ضمن با عشق ورزیدن به مادر به دختر بیاموزد که باید تبدیل به زنی دوستداشتنی توسط مرد در آینده شود. مردی که به همسرش اظهار عشق نمیکند این احساس را به دختر آموزش نداده و عشق را در آینده در او خفه میکند.
* از حدود نباید گذشت برخی پدرها علاقه بیش از حدی به دختر نشان میدهند.
به عنوان مثال، همانند همسرشان فرزند دخترشان را مدام به آغوش کشیده و میبوسند و به جای نامیدن او با نام خودش او را همانند همسر خود «عزیزم» میخوانند. شاید نگاه پدر به فرزند حتی با اینگونه رفتار تغییر نکند اما فرزند دختر اینگونه تصوری ندارد. عشق پدر در او نفوذ کرده و مانع گذشتن او از عقده ادیپ و رشد عاطفی او خواهد شد. :: بازدید از این مطلب : 417 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
برقراری ارتباط مناسب با فرزندان مهارتی تربیتی است. تربیت کردن فرزندان در صورتی که ارتباط مناسبی بین والدین و فرزندان ایجاد شود، امری موثر و لذت بخش است. برقراری ارتباط مناسب یکی از عوامل افزایش اعتماد به نفس و احترام دو طرفه است. در این مطلب به بخشی از اصول صحیح ارتباط بین والدین و کودک اشاره شده است که می تواند آموزنده باشد.
* فرزند شما باید متوجه باشد که شما به کارهای او علاقه مند هستید و در صورت نیاز به او کمک خواهید کرد.
* زمانی که او می خواهد مطلبی را با شما در میان بگذارد، تلویزیون را خاموش کنید و مجله ای را که در دست دارید روی میز قرار دهید و تمام حواس خود را متوجه او کنید.
* زمانی که می خواهد مطلب مهمی بیان کند، از جواب دادن به تلفن بپرهیزید.
* بهترین زمانی که می توانید با فرزندتان ارتباط برقرار کنید ، زمانی است که با او تنها هستید. تحقیر کردن یا مقایسه او با دیگران باعث کینه توزی او می شود.
* سعی کنید به لحاظ فیزیکی به گونه ای بایستید یا بنشینید که متناسب با قد فرزندتان باشد؛ سپس با او حرف بزنید.
* اگر از نحوه برخورد یا رفتار او خشمگین هستید، صبر کنید تا عصبانیت شما فروکش کند سپس با او موضوع را در میان بگذارید.
* زمانی که خسته اید، گوش دادن به حرف های او برایتان دشوار می شود.
* هنگامی که فرزندتان در حال صحبت است با دقت و با احترام به حرف های او گوش دهید و از قطع کردن حرف های او بپرهیزید.
* از به کار بردن کلمات تحقیرآمیز بپرهیزید و از جملاتی مانند «من می دانم برای تو چه بهتر است» استفاده کنید.
* به او اطمینان دهید که با وجود کارهایی که کرده است، او را دوست دارید.
* او را برای در میان گذاشتن احساس ناراحتی یا خوشحالی خود با شما تشویق کنید.
* بهتر است سوال خود را روی «چه شد؟» متمرکز کنید تا این که با «چرا» از او بپرسید.
* به او کمک کنید راه حلی برای مشکل خود پیدا کند. :: بازدید از این مطلب : 569 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
در دنیای امروز والدین به دلیل داشتن مشغله های فراوان زمان کمتری در کنار خانواده و فرزندانشان سپری می کنند. این در حالی است که حضور اعضای خانواده در کنار هم بر شکل گیری شخصیت کودکان تاثیر بسیار زیادی می گذارد.
این امر نه تنها به آن ها احساس تعلق خاطر می دهد بلکه آن ها را در آینده به افرادی مسئولیت پذیر تبدیل می کند. فرزندان از شما والدین توقع دارند که هر زمان که به شما نیاز پیدا می کنند در کنارشان باشید. برای این که بتوانید زمان مفیدی را با فرزندان خود سپری کنید به چند نکته توجه کنید:
خواندن کتاب برای آن ها، فرصت خوبی برای با هم بودن است. تعریف کردن یک داستان هم می تواند جالب باشد. توصیف کردن آن چه در دوران کودکی انجام می دادید نیز برای فرزندانتان مفید و جالب خواهد بود.
کودکان عاشق بیرون رفتن از منزل هستند. بنابراین پیاده روی در پارک برنامه خوبی خواهد بود. فعالیت های ورزشی خارج از منزل نه تنها باعث افزایش شور و هیجان آن ها می شود بلکه آن ها را از تماشای زیاد برنامه های تلویزیون و بازی های رایانه ای دور نگه می دارد. تعطیلات فرصت بسیار مغتنمی است تا اعضای خانواده دور هم جمع شوند. در این ایام برنامه هایی نظیر کوه نوردی یا برنامه های اردوی خانوادگی باعث تقویت روابط فرزندان و والدین می شود.
صرف ناهار یا شام در موقعیت مناسبی برای با هم بودن اعضای خانواده است.
اگر فرزند شما به تماشای برنامه تلویزیونی علاقه مند است او را به انجام بازی های فکری تشویق کنید. اما اگر همچنان بر خواسته اش تاکید می کند همراه با او به تماشای شبکه های مختلف یا برنامه های آموزنده بپردازید.
اگر واقعا با کمبود وقت مواجه هستید از فرزند خود بخواهید برای خرید منزل شما را همراهی کند تا هم تفریح کند و هم چیزی یاد بگیرد.
یاری کردن کودک برای انجام تکالیف علاوه بر این که فرصت مناسبی است تا زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری کنید، باعث می شود از پیشرفت تحصیلی فرزندتان اطلاع بیشتری پیدا کنید :: بازدید از این مطلب : 474 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.
اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است :
1 - انتقاد، شکایت و محکوم نکنید.
2 - صادق باشید.
3 - در دیگران انگیزه ایجاد کنید.
4 - ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید.
5 - همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید.
6 - به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است.
7 - شنونده خوبی باشید . دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند.
8 - بر اساس علایق دیگران صحبت کنید.
9 - طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.
10 - بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.
11 - به « نظر » دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید « اشتباه می کنید »
12 - اگر اشتباه کردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.
13 - دوستانه صحبت کنید.
14 - طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان « بله » بگوید.
15 - اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند.
16 - اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.
17 - صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.
18 - با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.
19 - با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.
20 - عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید.
21 - خود را با علائم غیر کلامی طرف مقابل هماهنگ کنید.
22 - صادقانه از دیگران تعریف کنید.
23 - اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید.
24 - قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید.
25 - به جای دستور صریح، سؤال کنید.
26 - در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید.
27 - هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید.
28 - مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.
29 - بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.
30 - اگر برای کسی کاری انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید. :: بازدید از این مطلب : 559 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|
|