نوشته شده توسط : nahaldosoz

دونفر بنامهای دیوند و مایكل كه گذارشان به صحرای آفریقا افتاد ه بود از شدت بی آبی و بی غذایی به حال مرگ می افتند تا اینكه ناگهان چشمشان به عمارتی مسجد مانند می افتد  دیوید به مایكل می گوید بیا وانمود كنیم ما مسلمانیم تا به ما آب و غذا بدهند  و ادامه داد من اسم خودم را محمد عنوان میكنم . مایكل گفت ولی نام من مایكل است و حاضر نیستم تظاهر به چیزی دیگر كنم . پس هنگامی كه با امام مسجد مواجه شدند دیوید گفت نام من محمد است و مایكل هم گفت نام من مایكل است امام مسجد كه متوجه خواسته شان شده بود به یارانش گفت مقداری آب و غذا برای مایكل بیاورید و سپس رو كرد به دیوید و گفت  آفرین محمد  ، رمضان كریم




:: بازدید از این مطلب : 1097
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 11 آذر 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران