نوشته شده توسط : nahaldosoz

 

نام: تمام گل
نام پدر: گرز علی
نام مادر: گوهر
متولد روستای یارمجرباغ شهرستان رزن (استان همدان)






مقدمه:
به سراغ زنی رفتیم 71 ساله (74 ساله) كه به خاطر فرهنگ غلطی كه در بین خانواده ها بوده و الآن هم در اكثر روستاها هست زندگیش را باخته است.
پیرزن قصه ما ... گفتم قصه ... ولی مطالبی كه می خوانید قصه نیست و كاملا واقعی است. تمام گل تمام زندگیش را در عین حالیكه دختر بوده پسرانه و در میان مردان گذرانده است. حتما این مطلب را بخوانید:


نامش تمام گل است اما پدرش او را طاهرعلی نام نهاده است و او از كودكی با پسران همبازی بوده و از اینكه در میان مردها بوده احساس نا امنی نكرده است. بعد از این همه مدت هنوز ازدواج نكرده و حتی عاشق هم نشده است، البته او خواستگاری هم نداشته است. او از كودكی به كشاورزی پرداخته و اكثر وقتش را به همین كار اختصاص داده است و سختی كار نگذاشته كه حتی به این فكر كند كه لباس و زیور آلات زنانه بپوشد.
او مقصر اصلی در تعیین شخصیتش را ابتدا پدرش و بعد مردم می داند كه حرف آنها باعث شد پدرش چنین كاری بكند و با این حال او دوست ندارد مادر شود.




دوست دارم فقط خودم باشم ... خودم ...
هنگامی كه از او می پرسیم كه رنگ و غذای مورد علاقه اش را بگوید پاسخ می دهد در زندگی آنقدر مشكلات داشتم كه هیچ وقت به آن فكر نكردم كه چه رنگی را دوست دارم و چه غذایی را. او می گوید: ?زندگی و محیط هیچ وقت نگذاشت من به هیچ چیز جز كار فكر كنم.?
او درباره تولد می گوید: انسان ها خیلی با هم متفاوتند، بعضی از آنها در خانواده ای متولد می شوند كه خیلی وقت است منتظر تولد او می باشند ولی بعضی ها را هیچ كس نمی خواهد و تا بوده همین بوده. او این فرهنگ غلط را كه فرزند فقط باید پسر باشد را اشتباه می داند و می گوید: شاید الآن دیگر به مانند گذشته به داشتن پسر دیگر اهمیت نمی دهد.
او در جواب این سوال كه چرا بعد از فوت والدینش تصمیم نگرفته است كه به زندگی عادی برگردد گفت: پدر، خانواده را به من سپرده و از من خواسته كه نام و نشان او را زنده نگه دارم و من به خاطر قولی كه به پدرم دادم تا آخرش هستم ...
تمام گل از تنهایی گلایه می كند و می گوید: زندگی تنهایی واقعا سخت است ... نه هم صحبتی ... نه همدمی، فقط باید سوخت و ساخت تا زمان مرگ فرا رسد و همه چیز تمام شود. وقتی از او می پرسم اگر دوباره متولد شوی دوست داری پسر باشی یا دختر می گوید:
فرقی نمی كند ... فقط خودم باشم ... خودم ...



البته پسر بودن را بهتر از دختر بودن می داند. از میان خواهرانش فقط یكی زنده است كه تمام گل با او صمیمی است و نام این خواهر اقدس است. بقیه بستگانش همه فوت كرده اند. تمام گل الآن دیگر احساس خوشبختی نمی كند چون تنهاست و دیگر نمی تواند به مانند سابق كار كند. او پس انداز مالی هم دارد و وارث خود را هم نوه خواهرش كه او را مانند پسر خود دوست می دارد می داند.
نكته جالب: مردم روستا او را طاهر علی صدا می زنند و او نیز همین را می پسندد.
در پایان گفتگویمان هنگامی كه از او می خواهیم حرفی، سخنی و یا نصیحتی برای ما جوانان داشته باشد فقط برای همه آرزوی موفقیت می كند و ما نیز او را به خدا می سپاریم.




(برگرفته شده از گزارشی از زندگی خانم تمام گل ساکن روستای یارمجرباغ رزن در استان همدان، منتشره شماره سوم از گاهنامه چتر ( دانشگاه پیام نو تویسرکان)


:: بازدید از این مطلب : 1808
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
این گیاه اغلب در گروه سبزیجات طبقه‌بندی می‌شود در حالی که در واقع به طبقه خاص خود موسوم‌ به قارچ‌ها تعلق دارد.

هزاران سال است که قارچ هم بعنوان ماده غذایی مناسب و هم برای اهداف و مصارف پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد

به گفته متخصصان؛ قارچ‌ها منبع غنی از ماده معدنی پتاسیم هستند که به کاهش فشار خون بالا و نیز کاهش خطر سکته مغزی کمک می‌کند.

بر اساس این گزارش، قارچ‌ها برای تقویت استخوان‌ها مفید هستند، خستگی را رفع و کمبود ویتامین د را جبران می‌کند.

علاوه بر این، برای اینکه تمام مواد مغذی از مواد غذائی به بهترین صورت جذب شوند، بدن نیاز به ویتامین‌های گروه ب دارد و قارچ یک دسته از این ویتامین‌ها را می‌تواند، تامین کند.

به گزارش سایت " تغذیه ‌ گیاهخواری"، قارچ‌ها منبع سرشاری از ریبوفلاوین، نیاسین و سلنیوم هستند. سلنیوم آنتی اکسیدانی است که با همکاری ویتامین «ای» سلول‌ها را از تاثیرات آسیب‌رسان و مخرب رادیکال‌های آزاد در امان نگه می‌دارد. همچنین مصرف سلنیوم در مردان مسن خطر بروز سرطان پروستات را تا 65 درصد کاهش می‌دهد.

قارچ‌ها همچنین منبع مهمی از اسید فولیک هستند که ویتامین مهمی برای زنان بویژه در دوران بارداری محسوب می‌شود.

معمولا قارچ را بایستی فقط به صورت پخته مصرف کرد زیرا قارچها آلوده به موادی هستند که فقط در اثر طبخ از بین می روند.

ولی قارچ‌هایی را که در واحدهای صنعتی تولید می‌شوند، می‌توان بدون هیچ مشکلی پس از تمیز کردن مصرف کرد.
با وجود خواص سرشاری که این خوردنی دارد متخصصان  تغذیه  توصیه می‌کنند؛ اشخاصی که نمی‌خواهند از گوشت استفاده کنند برای تامین پروتئین مورد نیاز بدنشان نمی‌توانند قارچ را جایگزین آن کنند چون قارچ جای گوشت را نمی‌گیرد.
 


:: بازدید از این مطلب : 1729
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

پیش از این‌ها ...                              مرحوم دکتر قیصر امین‌پور

پیش از اینها فكر می‌كردم خدا                   

خانه‌ای دارد میان ابرها

 

مثل قصر پادشاه قصه‌ها                          

خشتی از الماس و خشتی از طلا

 

پایه‌های برجش از عاج و بلور                 

بر سر تختی نشسته با غرور

ماه، برق كوچكی از تاج او                     

هر ستاره، پولكی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان                  

نقش روی دامن او، كهكشان

رعد و برق شب، صدای خنده‌اش               

سیل و طوفان، نعره توفنده‌اش

دكمه پیراهن او، آفتاب                      

برق تیغ و خنجر او، ماهتاب

هیچ‌كس از جای او آگاه نیست              

هیچ‌كس را در حضورش راه نیست

پیش از این‌ها خاطرم دلگیر بود             

از خدا، در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی‌رحم بود و خشمگین               

خانه‌اش در آسمان، دور از زمین

بود، اما در میان ما نبود                    

مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت             

مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می‌پرسیدم، از خود، از خدا                 

از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می‌گفتند: این كار خداست               

پرس و جو از كار او كاری خطاست

آب اگر خوردی، عذابش آتش است              

هر چه می پرسی، جوابش آتش است

تا ببندی چشم، كورت می‌كند                     

تا شدی نزدیك، دورت می‌كند

كج گشودی دست، سنگت می‌كند                  

كج نهادی پای، لنگت می‌كند

تا خطا كردی عذابت می‌كند                      

در میان آتش آبت می‌كند ...

با همین قصه، دلم مشغول بود                 

خواب‌هایم، خواب دیو و غول بود

خواب می‌دیدم که غرق آتشم                   

در دهان شعله‌های آتشم

در دهان اژدهایی خشمگین                      

بر سرم بارانِ گُرز آتشین

محو می‌شد نعره‌هایم، بی‌صدا                    

در طنین خنده‌ی خشم خدا ...

نیت من، در نماز و در دعا               

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می‌كردم، همه از ترس بود               

مثل از بر كردن یك درس بود

مثل تمرین حساب و هندسه                    

مثل تنبیه مدیر مدرسه

تلخ، مثل خنده‌ای بی‌حوصله               

سخت، مثل حل صدها مسئله

مثل تكلیف ریاضی سخت بود           

مثل صرفِ فعل ماضی سخت بود

                 *****

تا كه یك شب دست در دست پدر                       

راه افتادم به قصد یك سفر

در میان راه، در یك روستا              

خانه‌ای دیدیم، خوب و آشنا

زود پرسیدم: پدر این جا كجاست؟                

گفت: این جا خانه‌ی خوب خداست!

گفت: این جا می‌شود یك لحظه ماند                  

گوشه‌ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضویی، دست ورویی تازه كرد                

با دل خود، گفت‌و‌گویی تازه كرد

گفتمش، پس آن خدای خشمگین                  

خانه‌اش این جاست، این جا، در زمین؟

گفت آری، خانه‌ی او بی‌ریاست                 

فرش‌هایش از گلیم و بوریاست

مهربان وساده و بی‌كینه است                       

مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست، خشم و روشنی                         

نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی از نشانی‌های اوست                             

حالتی از مهربانی‌های اوست

قهر او از آشتی شیرین‌تر است                         

مثل قهرِ مهربانِ مادر است

دوستی را دوست، معنی می‌دهد                       

قهر هم با دوست، معنی می‌دهد

هیچ‌کس با دشمن خود قهر نیست                     

قهریِ او هم نشانِ دوستی است ...

تازه فهمیدم خدایم، این خداست                     

این خدای مهربان و آشناست

دوستی، از من به من نزدیک‌تر                         

از رگ گردن به من نزدیک‌تر

آن خدای پیش از این را باد برد                      

نام او را هم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود                       

چون حبابی، نقش روی آب بود

می‌توانم بعد از این، با این                           

دوست باشم، دوست،‌پاک و بی‌ریا

می‌توان با این خدا پرواز كرد                       

سفره‌ی دل را برایش باز كرد

می‌توان درباره‌ی گل حرف زد                   

صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران راز گفت                    

با دو قطره، صد هزاران راز گفت

می‌توان با او صمیمی حرف زد                   

مثل یاران قدیمی حرف زد

می‌توان مثل علف‌ها حرف زد                   

با زبان بی‌الفبا حرف زد

می‌توان تصنیفی از پرواز خواند                   

با الفبای سکوت آواز خواند

 

می‌توان درباره‌ی هر چیز گفت             

می‌شود شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا:                  

«پیش از اینها فكر می‌كردم خدا



:: بازدید از این مطلب : 1619
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

طبقه بندی: سایر
 


263171lxlble1hnk.gif

منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست

 

شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست

 

منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم

 

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم

 

هنوزم میشه عاشق موند

 

تو باشی کار سختی نیست

 

بدون مرز با من باش

 

اگرچه دیگه وقتی نیست

 

نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه میشینه

 

همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه

 

تو از چشمای من خوندی

 

که از این زندگی خستم

 

کنارت، اونقدر آرومم،که از مرگ هم نمیترسم

 

تنم سرده ولی انگار ،تو دستای تو آتیشه

 

خودت پلکامو میبندی

 

و این قصه تموم میشه

 

هنوزم میشه عاشق موند

 

تو باشی کار سختی نیست

 

بدون مرز با من باش

 

اگرچه دیگه وقتی نیست

 

نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه میشینه

 

همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه



:: بازدید از این مطلب : 1826
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 مهر 1389 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

 

چهل مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا

اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگیl لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم ... در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...

 1-  گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2 - سعی كنیم بیشتر بخندیم.

3-  تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

4 -  با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5 - گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6 -  بیشتردعا كنیم.

7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.

8-  هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9-  لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10-  قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11-  زیر دوش آواز بخوانیم.

12- سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13-  گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14-  با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15-  برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

16-  از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.

17-  برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!

18-  مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

19-  در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20-  گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21-  گاهی از درخت بالا برویم.

22-  احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23-  گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.

24-  بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

25-  وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم

26-  در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.

27-  سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

28-  رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29-  وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

30-  زیر باران راه برویم.

31-  كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..

32-  قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

33-  چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34-  اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

35-  هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36-  احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

37-  به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

38-  گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39-  تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

40-  از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.



:: بازدید از این مطلب : 1614
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

نقاشی های زیبا و دیدنی از Victor Kaganov


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



:: بازدید از این مطلب : 1604
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz


لطفا بخوانید و تحقیق کنید و اگر هم مذکر هستید به هر مؤنثی که به سلامتیش علاقه مندید بگوید.



بسياري از زنان جامعه ما نمي دانند که بستن سوتين به مدت طولاني ارمغاني به جز سرطان براي آنها ندارد.

به گزارش گروه ترجمه سامانه خبري سلامت نيوز، براي سالهاي طولاني، اغلب مقالات به دلايلي از عوامل ايجاد کننده سرطان سينه مثل نا مناسب بودن تغذيه ، ورزش نکردن و....... به عنوان عوامل اصلي زمينه ساز اين بيماري که بيشترين ميزان مرگ ومير زنان را در 2 دهه اخيرداشته ،اشاره مي کردند.



اين مطالعات قاعدتا بايد قابل قبول باشند ولي خانمهايي که در طرح Linda Mccarthey شرکت کردند، زناني مذهبي ،گياهخوارو ورزشکار بودند که شانسي دردوري از سرطان سينه نداشتند. شايد اغلب مقالات متقاعد کننده اي که تا کنون در ارتباط با سرطان سينه ديده شده مربوط به پوشيدن سوتين باشد.



درمطالعاتي که در مورد سرطان سينه وارتباطش با سوتين در آمريکا انجام شده ، متوجه شده اند که زنان مبتلا به سرطان سينه سابقه اي در پوشيدن سوتين هاي تنگ ورزشي وطولاني مدت آنها داشته اند.



درحقيقت تقريبا تمام افرادي که سرطان سينه داشته اند بيش از 12 ساعت در روز سوتين پوشيده اند.



وقتي يک خانم سوتين تنگ ومحکم مي پوشد ،سينه هايش را تحت فشار قرار مي دهد،در نتيجه راههاي لنفاوي سينه بسته مي شود ونهايتا در آن ايجاد برجستگي مي کند.اين عامل باعث مي شود مايعي که به تدريج انباشته شده است،,متورم وحساس شده وبه شکل کيست در بيايد . ضمن اين که سموم نيز بايد از طريق عروق لنفاوي به بيرون رانده شوند.



به هر حال در يک سينه با سوتين محکم وتنگ اين مراحل به خوبي انجام نمي شود ودرنتيجه سموم درسينه ها تجمع مي يابند. در واقع سوتين ها عامل ايجاد سينه هاي بيمار هستند.سوتين ها حمايت ساختگي وغيرواقعي از سينه ها به عمل مي آورند ودر واقع بدن انسان قدرت نگهداري ازسينه ها توسط خودشان راازدست مي دهند و به همين دليل اغلب خانمها بدون سوتين احساس نا خوشايندي دارند.





پس براي پيشگيري از سرطان سينه نبايد سوتين هاي تنگ پوشيد و حتي در صورت امکان بدون آن خوابيد.



يک نکته قابل توجه آن است که ميزان موفقيت براي بازگشت از سينه فيبروتيک حتي براي افرادي که 15-10 روز بدون سوتين بوده اند بسيار بالا بوده است. ثابت شده است بسياري از خانمهايي که بدون سوتين بوده اند به طور معجزه آسايي بيماري آنها بهبودي يافته است.



:: بازدید از این مطلب : 1213
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 24 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

"شناخت نقاط تاریک خودتان همیشه بهترین راه برای درک نقاط تاریک دیگران است"
حتی بعضی از مشاورین که خود نیز از این مشکل حساس بودن رنج می بردند، در حین برخورد و بررسی در مورد افرادی که درگیر این مشکل بودند، به راه حل های مناسب برای رفع این حالات در خود و مراجعین، دست یافتند.
بیشتر مراجعه کنندگان شرح حالهای متفاوتی داشتند ولی با یک نقطه ی مشترک: یعنی "حساس بودن " ( HSP:Hypersensitive pepole). در اینجا به نکاتی برای رفع این مشکل از دیدگاه محققین و مشاورین، اشاره می کنیم :
بله! افراد حساس، در حالتی ناخودآگاه در مشکلات عاطفی دیگران غرق می شوند.

حتی والدین فرزندان حساس (HSP) که از ابتدا با این حالت بسر می برند، هیچ کمکی در رفع این مشکل نمی توانند بکنند، چرا که خود والدین همواره تحت ناملایمات زندگی، دارای فشار روحی هستند!
در واقع این کودکان، به دلیل نتیجه ی یک باروری، تحت فشارهای عاطفی بوده اند، به مرور زمان سعی می کنند با رفتاری مهربانانه پدر و مادر خود را خوشحال کنند و یا آنها را آشتی دهند و حالت عصبی آنها را کاهش دهند، تصور این فرزندان این است که در این حالت، خود نیز به آرامش و امنیت خاطر می رسند، ولی دریغ از این که تمامی این فشارات احساسی موجود در محیط خانه و خانواده در خود این فرزندان رفته رفته جمع می شود و نهایتا" در آینده به یک فرد حساس تبدیل می شوند.
و در این حال است که آنها همواره مثل یک "رادار" مراقب امواج اطراف خود هستند تا مبادا امنیت خاطر آنها در خانواده تحت خطر قرار گیرد.
این افراد حساس در بزرگسالی نیز خیلی زود متوجه موقعیت های ناخوشایندی همچون، عصبانیت، خشم و ... می شوند و متأسفانه تا زمانی که بزرگ شوند این رادار آنها برای تشخیص سریع این حالات در محیط و خانواده به فعالیت خود ادامه می دهد! بنابراین آنها یک عمر به جای اینکه زندگی کنند در حالت نجات دادن اطرافیان خود هستند.
اگر فکر می کنید که شما هم حساس هستید بهتر است به این علائم توجه کنید:
* شما همیشه فکر می کنید که مسئول خوشحال بودن دیگران هستید، مخصوصا" در مورد کسانی که دوستشان دارید.

* بعد از اینکه در یک جمع قرار می گیرد، همیشه احساس رنجش و ناراحتی می کنید.

* وقتی که کسی از دوستان یا خانواده شما مشکل عاطفی دارد، ساعتها وقت خود را صرف صحبت با او می کنید تا آنها را آرام کنید، این در حالی است که بعد از آن خود دچار افسردگی می شوید.

* حتی در مواقع دردهای جسمی آنها، مثل سردرد، کمر درد و... ناخودآگاه شاید خود نیز این دردها را در خود احساس کنید!
در تحقیقاتی که به روی کودکان حساس و بسیار عاطفی انجام شده است، به این نتیجه رسیده اند که این کودکان در گذشته و آینده همواره سعی می کنند خود را در احساسات دیگران و ناراحتی هایشان شریک بدانند و با این حس رشد کرده اند. بیشتر مشاورین وقتی این مطلب را به مراجعین می گویند، آنها اظهار می کنند که "تا حالا به این موضوع فکر نکرده اند! "
اما آیا براستی می دانید که چطور باید با این مشکل کنار بیایید ؟ خیلی پیچیده نیست، تنها بدانید که :
به دلیل اینکه می توانید مشکلات عاطفی دیگران را درک کنید، مجبور نیستید که بار فکری آنها را نیز با خود به دوش بکشید و مسئول این مشکلات شما نیستید!
با تکرار این جمله و تمرکز بر آن دقیقا" به عمق آن پی می برید .
مادامی که احساس دیگران را درک می کنید و به دردهای آنها گوش فرا می دهید و متعاقبا" در مورد ناراحتی هایشان نگران می شوید، با خود این جمله را تکرار کنید:" این که من آنها را درک می کنم درست است، ولی مجبور نیستم که همراه با مشکلات آنها خود نیز غرق شوم.

نفسی عمیق بکشید ، با این نفس است که مشکلات آنها را نیز با نفستان بیرون داده اید و در ادامه ،حل این مشکل را به دست خدا بسپارید و دنبال این قضیه را در مغز خود نگیرید.
شما در جایگاهی مناسب نیستید که بتوانید اساسا" مشکلات آنها را رفع کنید. در حقیقت باید این طور به قضیه نگاه کنید که هر کس در زندگی درگیر این مشکلات می شود و با تلاش و غلبه کردن بر این موانع می تواند به تکامل روحی برسد.
حال می دانید که با حساس بودن بیش از حد خود خیلی کمکی به دیگران نخواهید کرد، به یاد فرزندی باشید که برای ایجاد امنیت خاطر برای خود، همواره برای ایجاد صلح بین پدر و مادرش در تکاپو است.



:: بازدید از این مطلب : 1657
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 23 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html

http://www.irannaz.com/news_cats_1.html



:: بازدید از این مطلب : 1818
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 23 مهر 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

1)آنچه که هستید بیشتر شما را معرفی میکند تا آنچه که میگویید.

۲)یادت باشه کسی رو واسه دوستی انتخاب کنی که دلش اونقدر بزرگ

باشه که برای جا شدن توش مجبور نشی خودتو کوچیک کنی!

۳)دیگران را ببخش نه برای اینکه آنها لایق بخشش اند بخاطر اینکه تو لایق

آرامش هستی.(زرتشت)

۴)لبخند کوتاهترین راه بین ۲ نفر است.

۵)شکست بهایی است که برای زندگی ای سرشار تر میپردازید.(صوفیا لورن)

۶)اگر میخواهی رازت را دشمن نداند آنرا به دوست نگو.

۷)من آینده را دوست دارم زیرا بقیه عمرم را باید در آن زندگی کنم.(کترینگ)

۸)حقیقت را دوست بدار ولی اشتباه را عفو کن.(ماری ولتر)

۹)اگر میخواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش زیرا آن

شادی که ما به دیگران میدهیم به دل مابرگردد.(بتهوون)

۱۰)دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت

است.(شریعتی)

۱۱)راز خوشبختی در آن است که بدانید دیگران دلیل خوشبختی شما

هستند.(لرد تنیسون)

۱۲) نیک زیستن امروز،دیروز را به خوابی شیرین و فردا را به رویای امید

بدل میسازد.(سانسکویت)

۱۳) چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به

دعا برداری.(جبران خلیل جبران)

۱۴) تاریخ تکرار بی پایان خطا های زندگی است.(لورنس دورل)

۱۵) تنها یک چیز میتواندک رویا را به ناممکن تبدیل کند و آن ترس از

شکست است.(پائولو کوئیلیو)



:: بازدید از این مطلب : 1713
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 23 مهر 1389 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران