نوشته شده توسط : nahaldosoz

که کنایه است از اینکه برایت نقشه شومی کشیدهام و حالت را میگیرم.توی کتاب «سه سال در دربار ایران» نوشته دکتر فووریه٬ پزشک مخصوص ناصرالدین شاه مطلبی نوشته شده که پاسخ این مسئله یا این ضرب المثل رایج بین ماست.
او نوشته :

ناصرالدین شاه سالی یکبار (آنهم روز اربعین) آش نذری می​​پخت و خودش در مراسم پختن آش حضور مییافت تا ثواب ببرد.

در حیاط قصر ملوکانه اغلب رجال مملکت جمع می شدند و برای تهیه آش شله قلمکار هریک کاری انجام می دادند. بعضی سبزی پاک میکردند. بعضی نخود و لوبیا خیس می کردند. عدهای دیگهای بزرگ را روی اجاق میگذاشتند و خلاصه هرکس برای تملق و تقرب پیش ناصر الدین شاه مشغول کاری بود. خود اعلیحضرت هم بالای ایوان مینشست و قلیان میکشید و از آن بالا نظارهگر کارها بود.

سر آشپزباشی ناصرالدین شاه مثل یک فرمانده نظامی امر و نهی می کرد.

بدستور آشپزباشی در پایان کار به در خانه هر یک از رجال کاسه آشی فرستاده میشد و او میبایست کاسه آنرا از اشرفی پرکند و به دربار پس بفرستد.

کسانی را که خیلی می خواستند تحویل بگیرند روی آش آنها روغن بیشتری می ریختند.

پرواضح است آنکه کاسه کوچکی از دربار برایش فرستاده می شد کمتر ضرر می کرد و آنکه مثلا یک قدح بزرگ آش (که یک وجب هم روغن رویش ریخته شده) دریافت می کرد حسابی بدبخت میشد.

به همین دلیل در طول سال اگر آشپزباشی مثلا با یکی از اعیان و یا وزرا دعوایش می شد٬ آشپزباشی به او می گفت: بسیار خوب! بهت حالی میکنم دنیا دست کیه! آشی برات بپزم که یک وجب روغن رویش باشد!


:: بازدید از این مطلب : 1454
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
تصور كنید در یك مكان بسیار زیبا هستید جایی كه همیشه آرزو داشتید باشید. مثلا كنار یك رودخانه زیبا در میان یك جنگل سر سبز. به آب نگاه كنید. نسیم خنك را روی پوست خود احساس كنید. صدای پرندگان را می شنوید؟ كمی آب به صورتتان بزنید یا پاهایتان را در آب بگذارید...

برای تمرین ریلكسیشن اول به یك مكان آرام و راحت نیاز داریم، روی مبل نشسته یا روی تخت راحت دراز بكشید و سعی كنید ذهن خود را آرام كنید.

برای آرام كردن ذهن باید آن را از افكار منفی و نگران كننده مربوط به گذشته و آینده خالی كرد و برای این كار نباید با افكار مزاحم مبارزه كرد. اگر سعی كنیم آنها را متوقف كنیم احتمالا قوی تر می شوند. مثل جریان آب كه اگر جلو آن را بگیریم حجم آن بیشتر می شود و قدرتش افزایش می یابد.
 

 

 

برای رها شدن از افكار مزاحم از این تكنیك استفاده كنید:

- تصور كنید افكار شما مثل یك رودخانه جاری هستند و شما در حال شنا كردن در رودخانه افكار خود هستید...

- حال خیلی آرام بیایید و كنار رودخانه افكار خود بنشینید و آن را نظاره كنید.

- به افكار خود نگاه كنید بدون آنكه قضاوت كنید یا مخالفت یا مقاومت كنید.

- بگذارید افكارتان هرجا كه می خواهند بروند. اجازه دهید هر فكری از ذهنتان عبور كند حتی در مقابل بدترین افكار هم مقاومت نكنید.

- اگر چنین كنید كم كم افكارتان محو خواهند شد و رودخانه ناپدید می شود.

در این مرحله یا حتی زود تر شروع كنید به تنفس عمیق، هر چه عمیق تر؛ در حالیكه نفس عمیق می كشید روی تنفس تان تمركز كنید. اگر باز هم افكار مزاحم برگشتند اشكالی ندارد. به آنها فرصت دهید تا شما را رها كنند.

چند دقیقه ای به نفس كشیدن ادامه دهید اگر هم زمان از موسیقی بسیار ملایم بی كلام هم استفاده كنید بهتر است.

حال تصور كنید در یك مكان بسیار زیبا هستید جایی كه همیشه آرزو داشتید باشید. مثلا كنار یك رودخانه زیبا در میان یك جنگل سر سبز. به آب نگاه كنید. نسیم خنك را روی پوست خود احساس كنید. صدای پرندگان را می شنوید؟ كمی آب به صورتتان بزنید یا پاهایتان را در آب بگذارید...

تنفس عمیق یادتان نرود. هر آنچه را كه دوست دارید تجسم كنید؛ مثلا نور، خوشبختی، آرامش،عشق و ...

پایان تمرین به خلاقیت خودتان بستگی دارد؛ مثلا می توانید چند دقیقه آخر ذكر بگویید یا یك كلمه را تكرار كنید مثلا كلمه آرامش؛ البته همراه با دم و باز دم عمیق.

یا می توانید یك تمرین تجسم خلاق انجام دهید؛ یكی از خواسته هایتان را تصور كنید. از خودتان بپرسید اگر این خواسته برآورده شده بود و اگر من الان در جایی بودم كه آرزوی آن را داشتم الان چه احساسی داشتم.

این احساس را تجربه كنید. خود را در آن وضعیت احساسی قرار دهید و از آن لذت ببرید

 



:: بازدید از این مطلب : 1398
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

بینایی یكی از مهمترین حس‌های ویژه است، نه تنها به این علت كه در ارتباط با محیط خارج از بدن نقش مهمی دارد، بلكه بیشتر از این رو كه اختلال دید سبب كاهش یادگیری نیز می شود.
فرد با حس بینایی از خود محافظت نموده، تعادل خود را حفظ كرده، قدرت خلاقیت پیدا نموده و بالاخره از دیدن محیط اطراف لذت می برد. داشتن بینایی نعمت بسیار بزرگی است و اگر انتظار داریم كه چشمانمان برای تمام مدت عمر به ما خدمت كنند بایستی نهایت دقت را در مراقبت از آنها به عمل آوریم.
برخی نكات بهداشتی جهت مراقبت از چشم ها:
- همواره از مواد غذایی متناسب و حاوی ویتامین های مختلف به ویژه ویتامین A استفاده نمایید.
منابع غذایی حاوی ویتامین A :
- ویتامین A در منابع گیاهی به صورت پیش ویتامین (انواع كاروتن ها به ویژه بتاكاروتن) و در منابع حیوانی به شكل رتینول فعال یافت می شود.
- بهترین منابع حیوانی ویتامین A جگر، قلوه، زرده تخم مرغ، شیر پرچربی، كره، روغن كبد ماهی و ماهی های كوچك با جگر (كیلكا) می باشد.
- بهترین منابع گیاهی ویتامین A سبزی های با برگ سبز تیره مانند: اسفناج، كاهو، سبزی های زرد مثل هویج و كدو حلوایی، میوه های زرد و نارنجی مثل: زردآلو، قیسی، خرمالو، نارنگی و طالبی، موز، خربزه وانواع مركبات می باشد.
- خواب و استراحت كافی داشته باشید.
- چشم ها را از تاثیر اشعه ماوراء بنفش با استفاده از عینك‌های مرغوب محافظت نمائید.
- از چشم خود در نور كافی استفاده كنید.
نور كم یا خیره كننده باعث می شود كه چشم با دشواری بیشتری كار كرده و در نتیجه فشار بیشتری به آن وارد شود. در این حالت چشم زودتر و بیشتر خسته می شود. نور خوب نوری است كه دارای روشنایی كافی بوده، خیره كننده نباشد و بطور یكسان پخش شده باشد. - هنگام مطالعه از نور كافی استفاده كنید.
كسانی كه در رختخواب به حالت نیمه نشسته و یا خوابیده در حالیكه كتاب را مقابل چشم گرفته اند مطالعه می كنند، می بایست نور لازم جهت مطالعه را طوری تنظیم نمایند كه نور از بالای تخت ویا از چراغ كنار تخت كه كمی عقب تر از آن قرار گرفته است به كتاب بتابد.
هیچگاه نور نباید بطور مستقیم و از روبرو به چشم بتابد. - پس از مطالعه مداوم برای مدت بیش از یك ساعت و نیم برای مدتی چشمان خودرا بسته و یا به دیوار سفید و اشیاء دور نگاه كنید و یا چشمان خودرا برای مدت كوتاهی به فعالیت دیگری مشغول نمائید، تا خستگی آن رفع گردد. این توصیه برای رانندگان اتومبیل نیز صادق است. لذا پس از یك ساعت و نیم رانندگی می بایست اتومبیل را نگهداشته و برای مدت كوتاهی به چشم ها استراحت داد. - از آنجائیكه چشم‌ها به آسانی آلوده می گردند می بایست اطراف چشم و پلك ها رابه دفعات شسته و با حوله نرم خشك نمود.
همچنین اگر هر گونه جسم خارجی وارد چشم یا داخل پلك گردد می بایست با گوشه یك دستمال تمیز و با احتیاط فراوان آنرا بیرون آورد. در این حالت از مالیدن چشم خودداری نمائید. - چشم طبیعی و سالم احتیاج به درمان ندارد لذا از بكار بردن هر گونه دارو و یا محلول‌های شستشوی چشم بدون دستور پزشك خودداری نمائید.
علائم هشدار دهنده بیماریهای چشم:
در صورت وجود هر یك از حالات زیر بلافاصله به چشم پزشك مراجعه نمائید:
- نزدیك كردن اشیاء به چشم جهت دیدن آنها و یا تنگ كردن چشم برای دیدن اشیاء نزدیك
- تمایل غیر طبیعی سر به یك سمت برای دیدن اشیایی كه در روبرو قرار دارند
- مالش غیر طبیعی و مداوم چشم ها
- هرگونه اشتباه در تشخیص رنگ‌ها
- قرینه نبودن مردمك های چشم
- بیزاری و گریز از نور - سردردهای غیر طبیعی
- هر گونه احساس تورم در چشم
- هر گونه علامت مبنی بر وجود لوچی ( استرابیسم ) چشم
- هر گونه علامت مبنی بر اینكه فرد در برخی از ساعات روز بهتر از بقیه اوقات روز می بیند.
- هر گونه احساس مبنی بر دوتایی و یا در هم دیدن اشیاء
- هرگونه ورم ملتحمه و یا ریزش غیر عادی اشك از چشم ها
- هر گونه ناتوانی و یا سستی عضلات چشم
- هر گونه عوارض دیگر كه موجب اختلال در دید طبیعی گردد.
توجهات خاص به چشم ها در دوران های مختلف زندگی در طول دوران زندگی دو دوره وجود دارد كه می بایستی در آنها به چشم توجه خاص نمود.
دوران تحصیلی:
اطفال و جوانان دارای عضلات قوی در چشم بوده و عمل تطابق را به آسانی انجام می دهند و چشم آنها كمتر خسته می شود. از آنجائیكه موفقیت در دروس بستگی زیادی به قدرت مطالعه دانش آموز داشته و لازمه قدرت در مطالعه، داشتن بینایی خوب است، لذا اقدام بموقع جهت رفع عیوب چشم در این دوره زندگی بسیار حائز اهمیت است. دوران میانسالی: با افزایش سن بینایی شخص ضعیف می شود.
به علت اسكلروز اسفنكتر مردمك و كاهش اندازه آن، پاسخ مردمك به تغییر شدت نور كاهش می یابد. عدسی به مرور زمان كدر شده و میدان بینایی كاهش می یابد ودر نتیجه دید محیطی فرد دچار مشكل می گردد.
به علت از بین رفتن تدریجی خاصیت الاستیك عدسی و تبدیل آن به توده ای تقریبا جامد، فرآیند تطابق نیز كند می شود. زمانی كه عدسی قدرت تطابق خود را بطور كامل از دست بدهد شخص دچار پیر چشمی شده و در این حالت به عینك مخصوص نیاز خواهد داشت. به خاطر داشته باشید چنانچه پس از چهل سالگی: - فشار خون شما بالاتر از حد طبیعی است، مبتلا به تصلب شرایین هستید ، مبتلا به مرض قند ( دیابت ) هستید ، در خانواده شما كسی مبتلا به بیماری گلوكوم " آب سیاه " و یا آب مروارید"كاتاراكت" است حتما" بطور منظم به چشم پزشك مراجعه كنید.
چشم شما و تلویزیون تلویزیون یكی از منابع مهم ایجاد خستگی در چشم است. لذا این نكته كه چگونه از تلویزیون استفاده كنیم تا در عین حال دچار خستگی چشم نیز نشویم بسیار مهم است.
رعایت نكات ذیل را به خاطر داشته باشید:
1- چنانچه تصویر تلویزیون نقصی دارد از آن استفاده نكنید.
2- سعی كنید تلویزیون را حداقل در فاصله 5/3 متری از چشمان خود قرار دهید.
3- هرچه صفحه تلویزیون بزرگتر باشد تصویر راحت تر دیده شده و می توان در فاصله دورتری از تلویزیون نشست.
4 - حتی المقدور صفحه تلویزیون را از روبرو ببینید.
5- اگر به عللی از عینك استفاده می كنید ( غیر از موارد پیر چشمی ) هنگام تماشای تلویزیون نیز عینك بگذارید.
6- هرگز به مدت طولانی به تماشای تلویزیون ننشسته و حداكثر پس از دو ساعت برای چند لحظه چشمان خود را بسته و به آنها استراحت دهید.
7- بهتر است محل قرار دادن تلویزیون در مكانی با روشنایی نیمه تاریك باشد. در پایان اگر علی رغم رعایت موارد پیش گفت هنگام تماشای تلویزیون دچار ناراحتی می شوید به پزشك مراجعه كنید



:: بازدید از این مطلب : 1303
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

همیشه با صدای تو به خواب می رفتم و با صدای تو از خواب بر می خاستم می گفتی گیسوهایم را با انگشتانت شانه میكنی می گفتی دوست نداری اشكم را ببینی می گفتی دورت بچرخم و تو چون شمع برایم خواهی سوخت گفتی و گفتی اما چه گفتنیكاش هرگز لب به سخن نمی گشودی زیراكه گیسوانم پریشان شده و تو نیستی ...... اشكهایم همچنان می ریزد و تو نیستی ...... و من پروانه وار می چرخم و تو خاموشی آری ساده بودم ساده می اندیشیدم وساده عاشق شدم اما در مذهب عشق از تو نشانی جزكفر ندیدم دلم را هزار پارهكردی و از هر پاره خون چكید اما شادم از اینكه نقش دل فریبت را به آب انداختی خدایا این آزمایشی بود برای دل من هر چندكه سودی برایم نداشت.



:: بازدید از این مطلب : 1309
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

 

1.نخوردن صبحانه
كسانی كه صبحانه نمی خورند قند خونشان به سطح پائینتری افت می كند.. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می شود.

2. پرخوری
این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به كاهش قدرت ذهنی می شود.

3- دخانیات
این امر باعث كوچك شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می شود.

4. استفاده زیاد قند و شكر
استفاده زیاد قند و شكر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می كند و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد

5. آلودگی هوا
مغز بزرگترین مصرف كننده اكسیژن در بدن ماست.. دمیدن هوای آلوده باعث كاهش اكسیژن تامینی مغز شده و منجر به كاهش كارآیی مغز می شود.

6. كمبود خواب
خواب به مغزمان اجازه استراحت می دهد. دوره طولانی كاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد.

7. پوشاندن سر به هنگام خواب
خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اكسید كربن و كاهش تجمع اكسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد.

8.كار كشیدن از مغزتان در هنگام بیماری
كار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممكن است منجر به كاهش كارآئی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود.

9.كاهش افكار مثبت
فكر كردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. كاهش افكار مثبت مغزی ممكن است باعث كوچك شدن مغز شود.

10. كم حرفی
مكالمات انتزاعی منجر به رشد كارآئی مغز خواهد شد.

منبع : parsine.com



:: بازدید از این مطلب : 1405
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

  یک کارشناس نفت و بنزین در کالیفرنیا با 31 سال سابقه فعالیت در این زمینه راه حل هایی را برای بنزین زدن صحیح پیشنهاد کرده که دانستن آنها خالی از لطف نیست.
فقط صبح زود که حرارت زمین هنوز در پایین ترین حدّ قرار دارد بنزین بزنید. به خاطر داشته باشید که در تمام پمپ بنزین‌ها مخزن سوخت در زیر زمین قرار دارد. هرچه زمین سردتر باشد، بنزین غلیظ تر و متراکم تر است. وقتی هوا گرم می‌شود، بنزین منبسط می‌گردد. بنابراین، خرید بنزین در بعد از ظهر و حتّی شب که هنوز هوا کاملاً سرد نشده و بر بنزین اثر نگذاشته، سبب می‌شود که یک لیتر شما واقعاً یک لیتر نباشد. در صنعت نفت، گرانش معیّن و حرارت بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما، اتانول و سایر محصولات نفتی نقشی مهم ایفا می‌کند.
هر درجه حرارت که افزایش یابد منفعت زیادی نصیب این صنعت می‌کند. امّا جایگاه های سوخت دارای دستگاه جبران حرارت در پمپ هایشان نیستند.

وقتی مشغول بنزین زدن هستید، دستگیره را تا آخر فشار ندهید. اگر نگاه کنید می‌بینید دارای سه درجه است: کُند، متوسّط و تند. در حالت کُند میزان تبخیر را که در اثر پمپ شدن بنزین حاصل می‌شود به حدّاقلّ می‌رسانید. همهء شیلنگ ها دارای محلّ بازگشت بخار هستند. اگر سریع بنزین بزنید، مایع دیگری که وارد مخزن بنزین شما شده بخار می‌شود. این بخار مکیده شده وارد مخزن زیرزمینی می‌شود به طوری که وقتی شما بنزین می‌زنید، در واقع به آن میزان که دستگاه نشان می‌دهد بنزین نزده اید.

یکی از مهم ترین نکات برای بنزین زدن این است که وقتی باک اتومبیل نصفه است بنزین بزنید. دلیل آن این است که، هرچه بنزین بیشتری داخل باک باشد، هوای کمتری فضای خالی آن را اشغال می‌کند. بنزین به مراتب سریع تر از آنچه که تصوّر می‌کنید تبخیر می‌شود. مخازن ذخیرهء بنزین دارای سقف داخلی شناور هستند. این سقف به عنوان نقطهء صفر بین بنزین و جوّ عمل می‌کند تا تبخیر را به حدّاقل برساند. برخلاف جایگاه های بنزین، اینجا که من کار می‌کنم، هر تانکری که ما بارگیری می‌کنیم دارای دستگاه جبران حرارت است تا هر گالن عملاً به میزان یک گالن باشد.

نکته دیگری که باید یادآوری کنم این است که اگر تانکر بنزین در حال تخلیه به مخزن بنزین باشد و شما هم در جایگاه سوخت باشید، در آن موقع بنزین نزنید. به احتمال زیاد بنزینی که تخلیه می‌شود سبب می‌گردد که بنزین داخل مخزن به هم بخورد و آنچه از آشغال و آلودگی که معمولاً ته نشین می‌شود، بالا بیاید و قسمتی از آن نصیب اتومبیل شما شود.



:: بازدید از این مطلب : 1377
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
اگر انسان بخواهد با پروردگار رابطه پیدا بكند دو راه وجود دارد، یك راه برای اولیا خداست یك راه هم برای نوع ماست.

اما راهی كه برای همه ماست:

از رسول خدا(ص) سوال شد: یا رسول الله راه رسیدن به خدا چیست؟

حضرت فرمودند: فاصله گرفتن از نفس و امیال نفسانی.

هم چنین امام صادق(ع) به شخصی فرمودند: این علمی كه پیدا كردی از كجا پیدا كردی؟ چگونه بر اسرار غیب مطلع شدی؟

گفت: یابن رسول الله هر چه دلم خواست، بر خلاف آن عمل كردم با امیال نفسانی مبارزه كردم.

البته این راهی است كه باید البته ! البته! خدا مساعدت بكند.

اما راه دیگر كه مخصوص اولیای خداست:


هر چه كه عمل می كند برای خدا باشد، اگر نماز می خوانم برای خاطر پروردگار باشد. همان طور كه در منزل وضو می گیرم خارج از منزل هم همان طور وضو بگیرم.

خدا رحمت كند مرحوم حاجی انصاری را كه گفت: در منزل كسی مهمان بودم خواستم بخوابم. صاحب خانه برای من آب وضو آورد و گفت : شما قبل از خواب وضو نگرفته اید! به صاحب خانه گفتم: من در منزل خودم هم قبل از خواب وضو نمی گیرم.
خدای نكرده طوری نشود كه در منزل خودت وضو نگیری، اما در خانه مهمان وضو بگیری! این شرك است. چنین شخصی مشرك است.


آیت الله حق شناس


:: بازدید از این مطلب : 1376
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 02 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
  •  

    غیر از مواردی که فرد دارای پوست حساس هست و به هر صورت جوش میزند با رعائت موارد زیر مانع جوش زدن صورت خود بشوید.

    قبل از بند انداختن و یا هر نوع روش اپیلاسیون پوست خود را با ضد عفونی کننده ها تمیز کنید.

    بعد از انجام اپیلاسیون و یا بند از موادی مانند witch hazel or  tea tree and alovera استفاده کنید. این مواد خونهای به سطح پوست آمده را که باعث گرمی پوست میشوند و صورت جوش میزند را خنک میکند. و قرمزی پوست را کم میکند.

    به محلی که اپیلاسیون شده دست نزنید و از کرمهای آرایشی و یا هر نوع مواد دیگر که دارای عطر میباشد برای ٢۴ ساعت استفاده نکنید. برای اینکه منافذ پوست باز هستند وسریع میکروب جذب میکنند ویا منافذ با مواد آرایشی گرفته میشوند.

    بعد از ۴٨ ساعت از مواد پیلینگ پوست استفاده کنید تا یک لایه از پوستهای مرده را از پوست بردارد و این همان سطحی است که در مقابل رویش مو مقاومت میکند و تبدیل به جوش میشوند. این کار را هر دفعه که حمام میکنید انجام دهید. خوشبختانه این بار جوش نمیزنید. در اخر نخ بند شما باید تمیز باشد.

    اگر با رعائت همه موارد باز جوش زدید بهتر است که به لیزر کردن موی خود فکر کنید که لیزر و الکترولیز یکی از مواردی است که برای اپیلاسون دائم استفاده میشوند و کار ساز هم هستند.



:: بازدید از این مطلب : 1555
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 02 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.
شما یادتون نمیاد، آخر همه فیلم ویدئو‌ها شو ضبط میکردن.
شما یادتون نمی یاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید 1 ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

شما یادتون نمیاد، کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!
شما یادتون نمیاد آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!
شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.
شما یادتون نمیاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!
شما یادتون نمیاد اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا؟

شما یادتون نمیاد، این چیه این چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها, شما هم میخواین؟ بـــــله..
شما یادتون نمیاد سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شک…ر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.

شما یادتون نمیاد: ستاره آی ستاره پولک ابر پاره، به من بگو وقتی که خواب نبودی بابامو تو ندیدی؟
دیدمش از اونجا رفت اون بالا بالاها رفت بالا پیش خدا رفت
خدا که مهربونه پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من که شاد نباشه دشمن
شما یادتون نمیاد چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد 4 تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.
شما یادتون نمیاد چکمه پلاستیکی که مامانا از کفش ملی میخریدند پامون میکردند.

شما یادتون نمیاد… فیلم ویدئو که یواشکی زیرپیرهنمون قایم می کردیم؛بعدم می گفتیم کیفیتش آینه س!
شما یادتون نمیاد اون سریالی که مرد دوچرخه سوار میگفت دریا موجه کاکا دریا موجه (دریا با کسره د )

شما یادتون نمیاد…جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد!
شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.
شما یادتون نمیاد…تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!

شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید تموم داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.
شما یادتون نمیاد،انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…

شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.
شما یادتون نمیاد به زور می بردنموم نماز،ما هم برای اینکه نریم می رفتیم تو دستشویی ها قایم می شدیم!
شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

شما یادتون نمیاد, سریال روزی روزگاری که پخش میشد تیکه کلام رایج بین مردم شده بود “التماس نکن”
شما یادتون نمیاد، تو بلفی و لیلیبیت.. عمو دکتره همیشه مست و پاتیل بود! دماغش همیشه قرمز بود و بطزی مشـ.روبـش دستش!

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون.

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات جتماعی.

شما یادتون نمیاد آتروپات رو که گرم میکرد.
شما یادتون نمیاد ولی سره كلاس انشاء كه میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته بودیم زنگ استراحت دل درد میگرفتیم!

شما یادتون نمیاد اون وقتا واسه ختنه کردن دکتر نمیرفتیم که…یه دونه اوستا کار میومد با یه قیچی!
شما یادتون نمیاد یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!

شما یادتون نمیاد، دبستان بودیم اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبستانی هاست! رفتیم دبیرستان دوباره اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبیرستانی هاست – خدا رحمتت کنه اما بالاخره امیدت به کی بود!؟؟

شما یادتون نمیاد! روی فیلمای عروسی، موقعی که دوماد داشت حلقه رو توی انگشت عروس می کرد؛ آهنگ یه حلقه طلایی معین و می ذاشتن.
شما یادتون نمیاد:قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..
شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز. !

شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…
شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.

شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.


پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه !
 


:: بازدید از این مطلب : 1255
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 02 آبان 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" چندی خوشگله؟"؟
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"؟

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی:"زهرمار!"!؟
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!؟

تو ازدواج نكردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نكردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است
.
.
.
.
مردی به من نشان بده !




:: بازدید از این مطلب : 1341
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 02 آبان 1389 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران