9 عاملی که با رعایت کردن آنها زود پیر نمی شوید!؟

جذب کمتر اشعه خورشید توسط پوست با استفاده از کرم‌های ضد آفتاب با SPF حداقل 15 می‌تواند تا حد زیادی خطر ابتلا به سرطان پوست را کاهش دهد...

 
1 - استرس:
سیمرغ: استرس از همان دوران نوسنگی با زندگی انسان عجین بوده و از همان زمان هم مخل آسایش درونی، امنیت و سلامت روانی بشر بوده است.
استرس، خطر حملات قلبی را بالا می‌برد و عنان تصمیم‌ گیری درست را از بشر می‌رباید. استرس زیاد باعث بروز فرسودگی زودرس در دستگاه ایمنی بدن می‌شود.
سلول‌های بدن مادرانی که فرزندانشان از بیماری‌های سخت و مزمن رنج می‌برند و از ترس از دست‌دادن فرزندشان و مشکلات بیماری‌های آنها دائم دچار استرس هستند، بسیار زودتر از افراد عادی دچار فرسودگی می‌شوند.

حال چطور باید استرس را کم کرد؟
اولین قدم برای کاهش استرس، شناخت عوامل و علائم استرس است (از علائم بارز استرس، تپش قلب و عرق ‌کردن است). یکی از راه‌های برطرف ‌کردن موقت استرس، کشیدن نفس عمیق است که ما به آن، نفس‌ کشیدن دیافراگماتیک می‌گوییم. روش بلند مدت کاهش استرس، این است که وقت بگذارید، عوامل استرس زا را در زندگی خود بیابید و از آنها دوری کنید، یا با منطق از کنارشان بگذرید.

 

2 – تحرک بدنی کم:
کم‌ تحرکی، اعتیادی است که همه ما کمابیش به آن مبتلا هستیم؛ غافل از این که حتی میزان کمی تحرک در روز می‌تواند تا حد زیادی روی سلامت ما تأ‌ثیر‌گذار باشد، از اضافه وزن جلوگیری کند و استرس‌ها را کاهش دهد و حتی می‌تواند در عقب‌انداختن و جلوگیری از ابتلا و پیشرفت آلزایمر هم تا حد زیادی مؤثر باشد. اولین و اساسی‌ترین قدم هم اراده است.
مرکز کنترل و جلوگیری از بروز بیماری‌ها توصیه می‌کند: حداقل روزی نیم ساعت پیاده‌ روی و 10 دقیقه نرمش کنید.

 

3 - خوردن زیاد چربی‌های اشباع:
خوردن چربی‌های اشباع موجود در گوشت دام و پرندگان، شیر و کره، میزان کلسترول بد را در خون افزایش می‌دهد و در واقع، میزان خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را بالا می‌برد.
به جای مصرف این چربی‌ها، سعی کنید از غذاهای دریایی و سرخ‌نکردنی، روغن آفتابگردان، زیتون، ذرت و کانولا استفاده کنید.

 

4 – سیگار کشیدن: 
برای این که از بروز سرطان و پیری زودرس پوست و سایر اندام ها جلوگیری کنید، به شما توصیه می‌کنیم که هرچه زودتر سیگار کشیدن را کنار بگذارید.

 

5 - تنفس هوای آلوده:
تنفس هوای آلوده بیرون، باعث بروز سرفه و سوزش چشم و ابتلا به آسم و بیماری‌های تنفسی خواهد شد. توصیه می‌کنیم حتی‌الامکان در خانه بمانید و فقط برحسب ضرورت از خانه خارج شوید، یا کمتر به نواحی آلوده شهر بروید تا کمتر در معرض هوای آلوده قرار بگیرید.

 

6 - زیاد در معرض نور آفتاب بودن:
جذب کمتر اشعه خورشید توسط پوست با استفاده از کرم‌های ضد آفتاب با SPF حداقل 15 می‌تواند تا حد زیادی خطر ابتلا به سرطان پوست را کاهش دهد.

 

7 - کم‌ خوابی:
کم‌ خوابی می‌تواند حتی در سنین جوانی هم باعث بروز دیابت، فشار خون بالا، چاقی و فراموشی شود. بهترین دارو برای حفظ جوانی، خواب کافی‌ است. در هنگام خواب، تلویزیون و دیگر وسایل عامل سر و صدا را خاموش نمایید و اتاق خوابتان را تاریک کنید.

 

8 - اضافه وزن:
وزن زیاد باعث بروز بیماری‌های قلبی، دیابت و حتی برخی سرطان‌ها می‌شود. از برنامه های غذایی صحیح استفاده کنید و سعی کنید وزنتان را کنترل کنید.

 

9 - خوردن زیاد شیرینی :
شکر باعث بروز چاقی و سکته می‌شود. توصیه متخصصان تغذیه این است که به ازای 2200 کالری دریافتی در روز می توانید 12 قاشق چایخوری شکر به غذا و خوراکی‌هایتان بیفزایید. بهتر است به جای شکر از سبزی یا میوه‌های شیرین استفاده کنید؛ مثل کشمش و خرما.

 



:: بازدید از این مطلب : 1482
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz

در هنگام پختن مرغ پوست آن را بكنیم یا نه


سلامت نیوز : مصرف بیش از حد روغن ها علاوه بر ایجاد چاقی، خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و برخی از انواع سرطان ها را نیز افزایش می دهد.
دكتر زهرا عبداللهی معاون دفتر بهبود تغذیه جامعه ، ضمن بیان این مطلب اظهار داشت:‌ چربی های حیوانی و پوست مرغ دارای مقادیر زیادی كلسترول هستند. بهتر است افراد چربی قابل رویت گوشت های قرمز و پوست مرغ را قبل از پختن جدا كنند.
وی افزود: برای مصرف كمتر چربی ها، می توانند غذاها را بصورت كبابی، تنوری، بخارپز یا آب پز مصرف كنند و  درصورتی كه تمایل به سرخ كردن غذا دارند، با روغن كم وكوتاه مدت فقط تفت دهند همچنین در صورت سرخ كردن، از روغن مایع مخصوص سرخ كردن استفاده كنند.
دكتر عبداللهی ادامه داد: برای پیشگیری از افزایش كلسترول بد خون، به جای روغن حیوانی و روغن نباتی جامد از روغن های مایع مانند روغن زیتون و روغن آفتابگردان استفاده كرده و از مصرف كله پاچه، مغز، دل و قلوه كه حاوی مقدار زیادی كلسترول هستند، خودداری كنند.
به گفته وی، مصرف سوسیس، كالباس و همبرگر، حاوی مقدار زیادی چربی است كه باید مصرف آن به حداقل برسد همچنین افراد برای پیشگیری از افزایش كلسترول خون، در هفته بیش از 4 تخم مرغ، چه به تنهایی و چه در غذاها مصرف نكنند



:: بازدید از این مطلب : 922
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

 
 
 
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

چهره زشت نفرت

 

معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند.

در کیسه‌ی بعضی ها ۲ بعضی ها ۳، و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند.

پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد:
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می‌کند و شما آنرا همه جا همراه خود حمل می‌کنید.



:: بازدید از این مطلب : 1291
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

صداقت کودکانه

 

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

 



:: بازدید از این مطلب : 866
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

بنظر من آدمها دو دسته هستن:

یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا

یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم پاچه خوار یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم مفت خور

یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو

ی ا از من هوشیارترن که بهشون میگم فضول یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو

یا از من شجاع ترن که بهشون میگم خل یا از من محتاط ترن که بهشون میگم ترسو

یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم گدا و بدبخت

یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی

یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت یا از من رو راست ترن که بهشون میگم احمق

 

 

خدا رو شکر که بقیه ی ایرانیا مثل من فکر نمیکنن والا معلوم نیست مملکتمون به چه روزی می افتاد



:: بازدید از این مطلب : 917
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

 

گویند كه در ازمنه ای نه چندان قدیم روزی پسری به خانه آمد و به مادر گفت: ای مادر عزیزتر از جون ! مرا دریاب كه الان در حال مردنم.

پس مادر آنچنان كه رسم مادران است به سینه بكوفت كه: چه شده ای گل پسركم!

پسر نگاهی به مادر بكرد و گفت: كه اگر چه حیا دارم ولی به تو بگویم كه امروز در محله مان چشمم برای اولین بار به این دختر همسایه خورد و نگاه همان و عشق همان! پس اینك از تو مادر بزرگوار خواهم كه به خانه آنها روی و او را به نكاح (عقد) من در آری كه دیگر تاب دوری او را بیش از این درمن نیست!!!

مادر نگاهی از سر دلسوزی به پسر بیانداخت و گفت: دلبركم من حرفی ندارم و بسی خوشحالم كه تو از همان ابتدای راه به جای الاف شدن در خیابان و ولنگاری راه حیا در پیش گرفتی و ازدواج كردن، اما بهتر است كه لختی درنگ نمایی كه اینگونه عاشق شدن ناگهانی را رسم ازدواج نشاید و اگر هم بشاید دیری نپاید!

پس پسر نگاهی به مادر بیانداخت و گفت: مادر جان یا حال برو یا دیگر زن نخواهم كه این ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند.

 

 

hamtaraneh.com

 


 

پس مادر كه پسر خود را دوست همی داشت به سرعت چارقد خویش به سر كرد و به خانه همسایه رفت. در آنجا چشمش به سه دختر خورد یكی از یكی زیبا تر پس اس ام اس (همان پیامك) بزد كه یا بنی! دراین منطقه كه تو ما را فرستادی نه یك ماه كه سه ماه در پشت ابرند و یكی از یكی ماه تر بگو كه كدام ماه چشم تو را برگرفته!

پس پسر نیز اس ام اسی بزد كه: یا مادر ! آن ماهی كه خالی در گونه چپش بدارد!

مادر نیم نگاهی به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد كه: ای پسر این ماهان همه خال دارند.

پس دوباره پسر اس ام اس بزد كه: آن ماه من خالش كمی بزرگتر باشد از باقیه ماهان!

مادر لختی درنگ بكرد و دوباره اس ام اس بزد كه: من چشمهایم خوب نبیند كه خال كدام بزرگتر است.

پسر اس ام اسی دگر بزد كه: مادركم همان ماهی كه مویش بلوند باشد!

مادر نگاهی بكرد و اس ام اس زد كه: این ماهان مویشان نیز یكرنگ است!

پسر با عصبانیت اس ام اس بزد كه: مادر! آن دو ماه كوفتی دیگر موهایشان مشكی و قهوه ای است و این دگر بلوند است!!! آخر مادر جان تو كه چشمهایت نمی بیند عینكی برای خود ابتیاع كن !!! حالا عیبی ندارد مادر عزیز! نشان دیگر به تو دهم ببین روی بازوی كدام ماه گرفتگی دارد ماه من همان است !!!

مادر اس ام اس زد كه: آخر دراین معركه من بازوی دختر مردم را چگونه ببینم ؟!

پسر اس ام اس كرد كه: مادر جان تو كه مرا كشتی ! خب ببین اگه لباس نازك دارد روی سینه چپش نیز خالی باشد و به خدا كه آن دو ماه دیگر این خال را ندارند!!!

مادر كمی دقت بفرمود و با خوشحالی فریادی زد و اس ام اس زد كه: احسنت بر تو شیر پا ك خورده !

یافتم ماه تو را كه همان جور كه بفرمودی است !!

هنوز پسر اس ام اسی نفرستاده بود كه مادر لختی درنگ بنمود و سپس سریع شماره پسر را بگرفت كه:

 پدر سوخته !! خاك بر سر بی حیایت كنند! شیرم را حرامت می كنم (البته شیر خشكهایی را كه بر حلق كوفتی ات ریختم ) خجالت نكشیدی ؟ فلان فلان شده بی حیا ............

 



:: بازدید از این مطلب : 996
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz


 

لبخند را فراموش نکنید!

 

 

 


اعمال ما، همیشه رساتر از کلماتند. مثلاً تبسم شما به طرف مقابلتان می‌گوید: "من دوستت دارم، تو مرا خوشحال می‌کنی، از ملاقاتت خوشحالم". تبسم خرجی ندارد، ولی چیزهای بسیاری می‌آفریند. لبخند بدون این‌که دهنده‌اش را فقیر کند، گیرنده اش را ثروتمند می‌کند.

تبسم، یک لحظه بیشتر پایدار نیست، ولی گاهی خاطره‌اش تا ابد باقی می‌ماند. هیچ‌کس آن‌قدر غنی نیست که نیازی به تبسم نداشته باشد و هیچ‌کس آن‌قدر فقیر نیست که از عهده بخشش یک تبسم برنیاید.

لبخند، خستگی را برطرف و افراد مأیوس را امیدوار می‌کند. لبخند، اشعه آفتاب است برای افسردگان و بهترین پادزهر طبیعی است برای غم و ناراحتی. با همه اینها، تبسم را نه می‌توان خرید و نه می‌توان گدائی کرد و نه می‌توان دزدید، زیرا تبسم یک کالای زمینی نیست، مگر زمانی‌که عطا شود. پس لبخند را فراموش نکنید. لبخند بی‌هزینه شما، گرانبهاترین هدیه است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در تمام دنیا انسان‌ها وقتی خوشحالند، لبخند می‌زنند بر طبق تحقیقات انسان‌شناسان، لبخند یکی از احساسات جهانی و شاخص احساسات انسانی است. توانائی لبخند زدن یکی از تفاوت‌های اصلی فیزیولوژیک بین انسان و حیوان است. توانائی لبخند زدن از کارکردهای سطوح عالی مغز است که فقط در نوع انسان و حیوان است. توانائی لبخند زدن از کارکردهای سطوح عالی مغز است که فقط در نوع انسان مشاهده شده است. در حالی‌که انقباض عضلات صورت برای نشان دادن خشم و تنفر در اغلب پستانداران عالی وجود دارد.

دکتر "پل اکمن" محقق ارتباطات غیرکلامی می‌گوید: "لبخند یکی از ساده‌ترین و در عین حال یکی از گیج‌کننده‌ترین حالات انسان است." برای یک لبخند، تنها یک ماهیچه صورت مورد نیاز است، در حالی‌که برای نشان دادن اندوه و یا تنفر، دست کم باید دو ماهیچه صورت‌تان را به‌کار بگیرید، یعنی برای لبخند زدن به انرژی به مراتب کمتری نیاز دارید. پس کسانی‌که پیوسته اخم به چهره دارند، انرژی فراوانی را مصرف می‌کنند تا خصوصیتی را در چهره خود پدید آورند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تحقیقات علمی جدید همگی مؤید آن ضرب‌المثل قدیمی‌اند که می‌گوید: "خنده بر هر درد بی‌درمان دواست." بر طبق تحقیقات پزشکان انگلیسی در اگوست ۱۹۵۸ خندیدن بر تمام اندام‌های بدن تأثیر می‌گذارد، به‌عنوان مسکن طبیعی عمل می‌کند، فشار روانی را کاهش می‌دهد، کالری‌ها را به سرعت می‌سوزاند و سوءهاضمه را بهبود می‌بخشد. در حال حاضر نیز دانشمندان معتقدند که می‌توانیم با خنده چاقی را از بین ببریم، زیرا خنده به سرعت سوخت و ساز را افزایش می‌دهد. جریان خون و فرآیندهای هاضمه با خندیدن سرعت می‌یابند و کل سیستم بدن از حالت رکود و کسالت خارج می‌شود.

دکتر "جون گومز" روان‌پزشک می‌گوید: "خنده در نهایت بهترین شیوه کنار آمدن با هیجانات عصبی و موقعیت‌های پراسترس است. خنده، استرس را همچون یخی در برابر آتش ذوب می‌کند. لبخند و خنده، رشد سرطان را متوقف می‌کند. همچنین کسانی‌که بیشتر می‌خندند، کمتر در معرض ابتلا به سرطان قرار دارند و کسانی‌که در زندگی، خود را از شادی دور نگه می‌دارند، به مراتب بیشتر از مردم شاد به سرطان دچار می‌شوند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گاهی پیش می‌آید که تمایلی به لبخند زدن نداریم و حالمان چندان خوش نیست؛ در چنین صورتی می‌توانیم نکات زیر را به‌کار ببندیم و همه باید به مؤثر بودن آنها امیدوار باشیم تا هیچ‌گاه چهره‌مان از لبخندی زیبا خالی نباشد. این سخن مارک تواین را فراموش نکنید "که هیچ چیز غم‌انگیزتر از دیدن چهره‌های جوان ولی عبوس نیست."

به‌خود بقبولانید که لبخند بزنید و یا پیش خود آوازی را زمزمه کنید. طوری رفتار کنید که گوئی شاد و خوشحالید. این امر موجب می‌شود که شادی، شما را فراموش نکند. اغلب ما درست به همان اندازه احساس شادی می‌کنیم که تصمیم گرفته‌ایم شاد باشیم. همیشه قدردان باشید و به نعماتی که دارید بیندیشید. همیشه احساس قدرشناسی با طبیعی‌ترین لبخند دنیا همراه می‌شود. همه جا پیام‌آور دوستی، شادی و نشاط باشید تا هم از شما استقبال کنند و اگر تاکنون چنین می‌پنداشتیم که ابتدا باید شاد باشیم و سپس لبخند بزنیم، طبق تئوری جدید می‌توانیم ابتدا لبخند بزنیم و سپس شاد شویم.

 

 

 

 

 

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

از فواید لبخند زدن


1. لبخند جذابتان می کند


همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.



2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.


 
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.
 


3. لبخند مسری است.

 
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.
 


4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.


 
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.
 


5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.


 
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
 


6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.


 
وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
 


7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.


 
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
 


8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.


 
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.
 


9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.


 
به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.
 


10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.


 
لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


از کودکی بخند تا خاطراتی خوش را به زمان بزرگسالی ات هدیه کنی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


جوانی بهترین زمان برای جوانیست و ستایش شادی جز در لبخند نیست

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


هنگامی که فکر می کنی سالخورده شدی و چهره ات پژمرده،
لبخند زیباترین پیرایش برای چهره توست


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


پس... همیشه لبخند بزنید
و شادبودن را هیچگاه از خود دریغ نکنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



:: بازدید از این مطلب : 864
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

شب سردی بود … پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدند. شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت.

پیرزن با خودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر، چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه. میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه و بقیه رو بده به بچه هاش، هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن …

برق خوشحالی توی چشماش دوید.. دیگه سردش نبود ! پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه؛ تا دستش رو برد داخل جعبه، شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد … خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت …

چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان … مادر جان ! پیرزن ایستاد، برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار …

پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه... مُو مُستَحق نیستُم !

زن گفت : اما من مستحقم مادر من … مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن … اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر !
زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد …

پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت :
پیر شی ننه ... پیر شی ! خیر بیبینی این شب چله مادر

 



:: بازدید از این مطلب : 1086
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

دوستی و چای !

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی. این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند. این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی.

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی برای جوکهای خنده دار تعریف کردن برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز. برای خاطره های دم دستی.

اولش هم حس خوبی به تو می دهند. این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ. می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوش بحال ترین آدم روی زمینی. فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی.

 



:: بازدید از این مطلب : 928
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
 


 



:: بازدید از این مطلب : 673
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 اسفند 1389 | نظرات (0)

متن دلخواه شما
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران