نوشته شده توسط : nahaldosoz


People are often unreasonable, illogical and self-centered; Forgive them anyway.

 مردم اغلب غیر منطقی و خود محور هستند، با این حال آنها را ببخشید.

 

If you are kind, People may accuse you , of selfish, ulterior motives; Be Kind anyway.

 اگر مهربان باشید، ممکن است بگویند که تظاهر می کنید و انگیزه های پنهان دارید، با این حال مهربان باشید.

 

If you are successful, you will win some false friends and some true enemies;
Succeed anyway, people may cheat you; Be honest and frank anyway.

 اگر موفق باشید، دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند، همچنین دشمنانی صادق، با این حال موفق باقی بمانید.

اگر صادق باشید، اشخاصی ممکن است سرتان کلاه بگذارند، با این حال صادق باقی بمانید.

 

 

What you spend years building, someone could destroy overnight; Build anyway.

 آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید، ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند، با این حال همچنان سازنده باشید.

 

 

If you find serenity and happiness, they may be jealous; Be happy anyway.

اگر خوشبخت شوید ممکن است کسانی به شما حسادت کنند، اما با این حال خوشبخت باقی بمانید.

 

The good you do today, people will often forget tomorrow; Do good anyway.

 کار خوب امروز شما را ممکن است مردم فردا فراموش کنند، با این حال به کار خوب خود ادامه دهید.

 

 

Give the world the best you have,and it may never be enough; Give the world the best you've got anyway.

 به دنیا خدمت کنید، هر چند ممکن است کافی نباشد، با این حال با تمام وجود به خدمت کردن ادامه دهید.

 

You see, in the final analysis. it is between you and God; It is never between you and them anyway.

می بینید که در نهایت آنچه هست، میان شما و خداوند است؛ هرگز میان شما و اشخاص نیست.



:: بازدید از این مطلب : 2392
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

برای اینکه تشخیص دهید کارمندان جدید را بهتر است در کدام بخش به کار بگمارید، می توانید به ترتیب زیر عمل کنید:
400 عدد آجر در اتاقی بگذارید و کارمندان جدید را به آن اتاق هدایت نمایید.
آنها را ترک کنید و بعد از 6 ساعت بازگردید.

سپس موقعیت ها را تجزیه و تحلیل کنید:
* اگر دارند آجرها را می شمرند، آنها را در بخش حسابداری بگذارید.
* اگر از نو (برای بار دوم) دارند آجرها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذارید.
* اگر همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند، آنها را در بخش مهندسی بگذارید.
* اگر آجرها را به طرزی فوق العاده مرتب کرده اند، آنها را در بخش برنامه ریزی بگذارید.
* اگر آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند، آنها را در بخش اداری بگذارید.
* اگر در حال چرت زدن هستند، آنها را در بخش حراست بگذارید.
* اگر آجرها را تکه تکه کرده اند، آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذارید.
* اگر بیکار نشسته اند، آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذارید..
* اگر سعی می کنند آجرها ترکیب های مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند، آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذارید.
* اگر اتاق را ترک کرده اند، آنها را در قسمت بازاریابی بگذارید .
* اگر به بیرون پنچره خیره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذارید.
* اگر بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند، به آنها تبریک بگویید و آنها را در قسمت مدیریت قرار دهید!



:: بازدید از این مطلب : 1307
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz


روزی مرد جوانی نزد شری راما کریشنا رفت و گفت: میخواهم خدا را همین الآن ببینم!!!
کریشنا گفت : قبل از آنکه خدا را ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی.
او آن مرد را به کنار رودخانه گنگ برد و گفت: بسیار خوب حالا برو توی آب.
هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت.
عکسالعمل فوری مرد این بود که برای بدست آوردن هوا مبارزه کند.
وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمیتواند در زیر آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود.

در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس میکشید، کریشنا از او پرسید: وقتی در زیر آب بودی به چه فکر میکردی؟ آیا به پول، زن، بچه یا اسم و مقام و حرفه؟!!

مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر میکردم هوا بود.
کریشنا گفت: درست است.
حالا هر وقت قادر بودی به خدا هم به همان طریق فکر کنی فوری او را خواهی دید.



:: بازدید از این مطلب : 1481
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
دانش  - بدن انسان نیازهای فراوانی دارد که عدم تامین آنها به مرگ منجر می‌شود. یکی از آنها خوابیدن است که برای زنده ماندن ضروری است، اما آیا می‌دانستید بی‌خوابی زودتر از بی‌غذایی باعث مرگ انسان می‌شود!؟

بهنوش خرم‌روز: فکر می‌کنید رکورددار بیدار ماندن چه کسی است و برای چه مدت بیدار مانده است؟

چنان که نیوساینتیست منتشر کرده،‌ رندی گاردنر، پسر 17 ساله اهل سن دیه‌گو، در روز 28 دسامبر 1963 ساعت 6 صبح از خواب بیدار شده و تا صبح روز 8 ژانویه 1964 نخوابیده است، یعنی 11 روز کامل بیداری!

گاردنر264 ساعت بیداری گاردنر هنوز هم رکورد علمی نخوابیدن حساب می‌شود که رکورد 260 ساعتی قبل از خود را شکست. گزارش بیداری گاردنر را پژوهشگری به نام ویلیام دمنت از دانشگاه استنفورد نوشته است. جالب است بدانید که این پژوهشگر سه روز آخر را پا به پای گاردنر بیدار ماند.

اما در این مدت برای گاردنر چه اتفاقی افتاد؟ او نوسانات خلقی را تجربه می‌کرد، در حافظه و توجه مشکل داشت،‌ هماهنگی عملکردی نداشت، گفتارش با خطا همراه بود و حتی دچار توهم شده بود. او بعد از 11 روز بیداری، ‌14 ساعت خوابید.

بر اساس گزارش دمنت، گاردنر هیچ دارویی مصرف نکرده بوده است، اما افرادی اطرافش بوده‌اند که او را بیدار نگه می‌داشتند. در غیر این صورت، بعد از 36 ساعت نخوابیدن، ‌بیداری سخت می‌شود و بعد از 48 ساعت تقریبا دیگر نمی‌توانید بیدار ماند.

باید بدانید حتی در این شرایط هم، احتمال زیادی دارد که برای چند ثانیه،‌ بدون این که متوجه شده باشید یا حتی چشم‌هایتان را بسته باشد، خوابیده باشید. به این پدیده میکروخواب می‌گویند.

کسی نمی‌داند که گاردنر چه قدر میکروخواب داشته است. اما مشخص است که بی‌خوابی می‌تواند منجر به مرگ شود. موش‌هایی که بیدار نگه داشته شدند،‌ بعد از 2 هفته مردند، در حالی که موش‌هایی که گرسنه نگه داشته شدند، بیشتر از این زنده ماندند!

هیچ سندی مبنی بر بیدار نگه داشتن انسان تا مرگ وجود ندارد. اما نوعی اختلال بی‌خوابی به نام بی‌خوابی خانوادگی مرگ‌آور وجود دارد که در آن بیماران توانایی خود برای خوابیدن را از دست می‌دهند. این بیماران تا 3 ماه بیشتر زنده نمی‌مانند.




:: بازدید از این مطلب : 1390
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz


 
No Breakfast
1.نخوردن صبحانه
People who do not take breakfast are going to have a lower blood sugar level. This leads to an insufficient supply of nutrients to the brain causing brain degeneration .
کسانی که صبحانه نمی‌خورند قند خونشان به سطح پائینتری افت می‌کند. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می‌شود.

۲ . Overeating
2. پرخوری
It causes hardening of the brain arteries, leading to a decrease in mental power.
این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به کاهش قدرت ذهنی می‌شود.

۳/ Smoking
3- دخانیات
It causes multiple brain shrinkage and may lead to Alzheimer disease .
این امر باعث کوچک شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می‌شود.

۴/ High Sugar consumption
4. استفاده زیاد قند و شکر
Too much sugar will interrupt the absorption of proteins and nutrients causing malnutrition and may interfere with brain development .
استفاده زیاد قند و شکر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می‌کند  و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد

۵/ Air Pollution
5. آلودگی هوا
The brain is the largest oxygen consumer in our   body. Inhaling polluted air decreases the supply of oxygen to the brain, bringing about a decrease in brain efficiency .
مغز بزرگترین مصرف کننده اکسیژن در بدن ماست. دمیدن هوای آلوده باعث کاهش اکسیژن تامینی مغز شده و منجر به کاهش کارآیی مغز می‌شود.

۶ . Sleep Deprivation
6. کمبود خواب
Sleep allows our brain to rest.. Long term deprivation from sleep will accelerate the death of brain cells..
خواب به مغزمان اجازه استراحت می‌دهد. دوره طولانی کاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد.

۷/ Head covered while sleeping
7. پوشاندن سر به هنگام خواب
Sleeping with the head covered increases the concentration of carbon dioxide and decrease concentration of oxygen that may lead to brain damaging effects .
خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اکسید کربن و کاهش تجمع اکسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد.

۸/ Working your brain during illness
8.کار کشیدن از مغزتان در هنگام بیماری
Working hard or studying with sickness may lead to a decrease in effectiveness of the brain as well as damage the brain .
کار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممکن است منجر به کاهش کارآئی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود

۹/ Lacking in stimulating thoughts
9.کاهش افکار مثبت
Thinking is the best way to train our brain, lacking in brain stimulation thoughts may cause brain shrinkage .
فکر کردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. کاهش افکار مثبت مغزی ممکن است باعث کوچک شدن مغز شود.

۱۰/ Talking Rarely
10. کم حرفی
Intellectual conversations will promote the efficiency of the brain
مکالمات انتزاعی منجر به رشد کارآئی مغز خواهد شد





:: بازدید از این مطلب : 1406
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz



حافظ:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

محمد عیادزاده:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟



:: بازدید از این مطلب : 1430
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

انرژی‌های شفابخش در تمدن‌های باستانی


نقاطی در بدن وجود‌دارد که در یوگا، آن‌ها را محل استقرار چاکراها می‌دانند و درست در این محل‌ها، 7 غده‌ی مترشحه‌ی درونی قراردارد که با تولید و توزیع هورمون‌ها، انرژی حیاتی بدن را تأمین می‌کنند! این مراکز...

در تمدن‌های باستانی مانند چین، هندوستان و همین‌طور کشورهایی که در حوزه‌ی فرهنگی این کشورها هستند مانند ژاپن، کره و مالزی، درباره‌ی ساختار بدن انسان و نحوه‌ی عملکرد آن، باورهایی وجود‌دارد که با عقاید و تئوری‌های علمی و آموزشی کشورهای غربی، در تضاد واضح است، هرچند در دهه‌های اخیر، این دیدگاه‌ها در کشورهای اروپایی و آمریکایی طرفداران زیادی پیدا کرده‌است.
در مکاتب هندی، ساختار یا کالبدشناسی بدن انسان، از چند لایه‌ی مادی و انرژی تصور‌شده که به لایه‌ی مادی آن، «کالبد غذایی» هم گفته‌ می‌شود؛ به این اعتبار که در‌نهایت بدن انسان، از همان مواد و عناصر موجود در مواد غدایی اما با یک نظم مولکولی متفاوت، تشکیل شده است.
 
لایه‌ی دیگر ساختار بدن، صفحه‌ی «پرانایامائی» است که تصور می‌شود «پرانا»، یک انرژی کیهانی‌ست که تمام جهان و کائنات را پرکرده و در جریان تنفس، همراه هوا و اکسیژن، به داخل بدن وارد می‌شود و در تمام جسم ما، جریان می‌یابد.
 
انرژی کیهانی یا انرژی «کی» در طب سنتی چین  
طب سنتی چین با سابقه‌ی بیش از 5هزارسال، معتقداست در ساختار بدن انسان در صفحه‌ی «پرانائی»، یک شبکه‌ی انرژی،‌ مانند شبکه‌ی آب یا گاز شهری وجود دارد که با جریانِ آزاد انرژی «کی» در این مسیرها، سلامتی، شادابی و تندرستی برقرار‌می‌شود. اگر به‌علتی در این مجاری، انسداد یا اختلالی پیدا شود، انواعی از بیماری‌ها و ناتوانایی‌ها پدید می‌آید. برای درمان بیماری و ناتوانی، باید این مجاری، با یک یا چند روش زیر باز شود:
- انجام حرکات موزون و چشم‌نوازی با نام «تای‌چی‌چوآن»
- تصویرپردازی ذهنی از نحوه‌ی جریان انرژی «کی» یا شئ در بدن
- استفاده از یوگا، برای نمونه کاربرد «مدیتیشن» و...
 
در فلسفه‌ی آیینی و درمانی هندوستان، علاوه‌بر باور به‌ وجود شبکه‌ی گسترده‌ای برای انتقال انرژی در بدن، به وجود ایستگاه‌های تقویت‌کننده و هدایت‌کننده‌ای نیز از انرژی به نام «چاکرا» یا «چرخه» اعتقاد هست. در این مـکتب فلــسفی، روان‌شناختی و درمانی، دلیل بیماری‌ها و ناتوانایی‌های جسمی و روانی، اختلال در توزیع انرژی حیاتی و کیهانی «پرانا» در بدن، به‌ویژه در «چاکراها» تصور‌می‌شود و درنتیجه انتظار می‌رود با رفع اشکال و اختلال در «چــاکراها» و فعال‌شدن این چرخه‌های انرژی‌، بیماری هم درمان شود.
 
تشابه حیرت‌انگیز محل چاکراها با محل غدد مترشحه
مراکزی در بدن وجود‌دارد که در یوگا، آن‌ها را محل استقرار چاکراها می‌دانند و درست در این محل‌ها، 7 غده‌ی مترشحه‌ی درونی قراردارد که با تولید و توزیع هورمون‌ها، انرژی حیاتی بدن را تأمین می‌کنند! این مراکز چاکراها یا غدد مترشحه‌ی درون‌ریز، عبارت‌اند از:
- چاکرای مولادرا (با رنگ نمادین قرمز): در ریشه‌ی ستون مهره‌هاست که در همین ناحیه، شبکه‌ی رشته‌های اعصاب «سمپاتیک» برای ترشح «آدرنالین» قراردارد.
- چاکرای سوداسیتها (با رنگ نمادین نارنجی): در محل غدد تناسلی‌ست که هـورمون‌های جنــسی مــردانه و زنــانه را تــولید و ترشح می‌کند.
- چاکرای مانی‌پورا به نشانه‌ی قدرت (با رنگ نمادین زرد): در محل شبکه‌ی خورشیدی مستقر است که این شبکه، در جلوی غدد «پانکراس» قراردارد و با ترشح هورمون مرتبط در سوخت گلوکز، مرکز تولید انرژی و قدرت در بدن است.
- چاکرای آناهاتا (با رنگ سبز): کانون عشق تصور‌می‌شود که مجاور غده‌ی «تیموس» و در محل قلب قراردارد.
- چاکرای ویشودها (با رنگ آبی): جایگاه حقیقت است که در ناحیه‌ی گلو و مجاور غده‌ی «تیروئید» قراردارد.
- چاکرای آجنا (با رنگ نیلی): کانون بصیرت تصورمی‌شود که در بین ابروها قراردارد و در لحظات تمرکز و تعمق، در این مکان، چینی در پوست ظاهرمی‌شود که مهم‌ترین غده‌ی مترشحه‌ی داخلی یا «هیپوفیز» در آن قراردارد.
- چاکرای ساهارا (با رنگ بنفش): به نشانه‌ی رحمت، در رأس جمجمه و در جوار غده‌ی «صنوبری» قراردارد.
 
شگفتی‌های چاکراها، محل‌ و سلسله‌مراتب استقرار آن‌ها
- پله‌های تکاملی و تعالی چاکراها مانند 7شهر عشق در سیر تکاملی عرفا، 7مرحله‌ی تعالی سالکان در طریقت مهر، 7خان اسفندیار، 7خان رستم برای کشتن دیو سفید و بصیرت‌بخشیدن به چشمانِ کورشد‌ه‌ی بزرگان اسیر‌شده‌ی ایران در محبس دیوان در مازندران است.
- در نحوه‌ی استقرار چاکراها، 7رنگ آن‌ها، کاملاً مشابه یا معادل 7رنگ در طیف نوری خورشید توسط یک منشور است.
- چاکراهای 1، 2، 3 و 4 به دوران خامی، کودکی و جوانی انسان مربوط‌ می‌شود که با حس مبارزه‌جویی، به‌دنبال بقای خویش، مباحث و مسائل جنسی، قدرت‌نمایی و عشق، است که این رنــگ‌ها، مــحرک و هیجان‌انگیز هستند اما رنگ‌های قرمز، نارنجی و زرد، از قسمت کم‌انرژی طیف نوری‌ست، درحالی‌که رنگ‌های آبی، نیلی و بنفش به‌دلیل فرکانس زیادشان، بسیار پرانرژی و درعین‌حال، آرام‌بخش هستند.




:: بازدید از این مطلب : 1585
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

http://errooortm.com/group/img/up/1260055338.jpg

آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد، زندگی به رنج كشیدنش می ارزد. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ! پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند ولی قلبش سیاه میشود * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی) * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
(دکتر علی شریعتی)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری
(دکتر علی شریعتی)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد
هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من چیستم؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

* * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا ...!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از دیده به جاش اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
آدمی را همواره در پی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

اسراف محبت است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رنگ زندگی



:: بازدید از این مطلب : 1865
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته ام

من همه تن انا اللحقم ،* کجاست دار ، خسته ام

در همه جای این زمین ، همنفسم کسی نبود

زمین دیار غربت است ،* از این دیار خسته ام

کشیده سرنوشت من به دفترم خط عذاب

از آن خطی که او نوشت به یادگار خسته ام

در انتظار معجزه ، فصل به فصل رفته ام

هم از خزان تکیده ام ، هم از بهار خسته ام

به گرد خویش گشته ام ، سوار این چرخ و فلک

بس است تکرار ملال ،* ز روزگار خسته ام

دلم نمی تپد چرا ، به شوق این همه صدا

من از عذاب کوه بغض ، به کوله بار خسته ام

همیشه من دویده ام ، به سوی مسلخ غبار

از آنکه گم نمی شوم در این غبار ، خسته ام

به من تمام می شود سلسله ای رو به زوال

من از تبار حسرتم که از تبار خسته ام

قمار بی برنده ایست ، بازی تلخ زندگی

چه برده و چه باخته ،* از این قمار خسته ام

گذشته از جاده ی ما ، تهی ترین غبار ها

از این غبار بی سوار ،* از انتظار خسته ام

همیشه یاور است یار ،* ولی نه آنکه یار ماست

از آنکه یار شد مرا دیدن یار ، خسته ام

  •  


:: بازدید از این مطلب : 1609
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان میرسانیم: روش های نوشتاری:
1- نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و...
2- نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و...
3- نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و...
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخهای مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچهی آئورت و ...


روش های با کلاسی:
1- استفاده از ماشین حسابهای مهندسی
2- استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

روش های جوادی:
1- خر نمودن یک فقره بچه خرخون
2- خم کردن سر به روی ورقهی طرف به صورت تابلو.
3- روش بویایی:خودتان ماسک بزنین و یک بوی گند از خودتان در بکنین تا مراقب، جرات نزدیک شدن به شما را نکند.
4- روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید.

توجه:
اگر در این امر تبحر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد



:: بازدید از این مطلب : 1430
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران