
نوشته شده توسط : nahaldosoz
زندگی شاید آن لبخندی است،که امروز دریغش کردیم
شب آرامی بود می روم در ایوان، تابپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین با خودم می گفتم : زندگی، راز بزرگی است که در ما جارست زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست رود دنیا جاریست زندگی ، آبتنی کردن در این رود است وقت رفتن به همان عریانی که به هنگام ورود آمده ایم دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟ هیچ!!! زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را ، خواهد کشت زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است ، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی ظرف امروز ، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با ، امید است زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک ، به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر زندگی ، باور دریاست در اندیشه ماهی ، در تنگ زندگی ، ترجمه روشن خاک است ، در آیینه عشق زندگی ، فهم نفهمیدن هاست زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست فرصت بازی این پنجره را دریابیم در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم پرده از ساحت دل برگیریم رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست زندگی ، شاید شعر پدرم بود که خواند چای مادر ، که مرا گرم نمود نان خواهر ، که به ماهی ها داد زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم.
شاعر:كيوان
:: بازدید از این مطلب : 1249 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
خطای دید :: بازدید از این مطلب : 1417 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
نوشته شده توسط : nahaldosoz
:: بازدید از این مطلب : 1486 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
ده نکته شگفت انگیز که در مورد خودتان نمی دانید
بدن انسان همچون ماشین عظیم، پیچیده و کامل است که با گردش خون، هورمونها و دیگر موادّحیاتی، در نهایت ظرافت و هماهنگی، دستورات مغز را توسط ماهیچه ها و دیگر اعضای بدن اجرا می کند. در اینجا به برخی نکات ناشناخته ی بدن اشاره می کنیم که این عملکرد فوق را کاملاً باز کرده و اسرار آن را آشکار می کند: اسید خورنده ی شکم همواره در این ناحیه از بدن، مایعی خطرناک ترشّح می شود، بله! در شکم ما اسیدی بنام اسید هیدروکلوریک ترشّح می شود، از این اسید در صنعت جهانی برای کار با فلّز استفاده می کنند! این اسید حتّی فولاد را هم نرم می کند، امّا خوشبختانه سیستم غشای داخلی شکم، میزان و چگونگی ترشّح آن را در حدّی کنترل می کند که تنها به راحتی هضم غذا کمک کند. وضعیت جسمانی بر حافظه شما تأثیر می گذارد آیا تا به حال پیش آمده، مراسم سالگردی را مثل، توّلد یا ازدواج و ... فراموش کنید؟ حافظه ی ما کاملاً با حواسّ مختلف بدن ما، رابطه ای وابسته و مستقیم دارد، شاید یک بوی عطر یا صدایی، یادآور سالهای کودکی یا اتّفاقی در آن زمان شود. همانطور که طبق تحقیقات و مطالعات، اسرار این ارتباط بررسی و کشف شده است، برای مثال، برای درمان بیماری فراموشی موقت، بهترین راه، قرارگرفتن بدن و حواسّ آن، در همان حالت اتّفاق یا حادثه ناگوار قبل است، تا فرد از فراموشی خارج شود. (برای مثال، اگر شخصی در اثر حادثه ای مثل آتش سوزی حافظه ی خود را از دست داده باشد، در صورتی که این صحنه بطور صوری در مقابل چشمان وی قرار گیرد و همان حسّ چند سال پیش به او دست دهد، کلّ حافظه وی برمی گردد.) تراکم استخوان و املاح معدنی استخوانها حکم اساسی در حرکات ماهیچه ها و حرکات ارادی ما دارند، که استحکام و تراکم آنها بستگی به میزان کلسیم و فسفات بدن دارد، همچنین وجود مقدار لازم کلسیم و فسفات بدن همواره سبب کنترل ماهیچه ها و اعصاب بدن نیز می شوند. در صورت اختلال در میزان این عناصر، وجود برخی هورمون ها سبب شکنندگی استخوان ها می شوند، بنابراین جهت جلوگیری از پوکی استخوان، همواره باید مقدار و تعادل این عناصر را در بدن کنترل کرد. مغز 20 % مواد وارده (اکسیژن و انرژی) را مصرف می کند! درست است که مغز تنها 2 درصد از وزن بدن را گرفته است، امّا همین عضو کوچک، حدود 20 درصد اکسیژن و انرژی وارده به بدن را مصرف می کند. عملکرد صحیح مغز، توسط سه شریان اصلی انجام می گیرد که دائماً باید سرشار از اکسیژن باشند، در صورت هرگونه عدم اکسیژن رسانی به یکی از آنها، موجب نقض یا گرفتگی این عروق می شود و متعاقباً به دلیل عدم انرژی رسانی به نسوج مغز، آن بخش از مغز از کار می افتد. (سکته مغزی) هزاران تخمک بی مصرف زنان وقتی به سن 40 تا 50 سالگی می رسند، قائدگی آنها نامنظم می شود و این در اثر عدم ترشح هورمون های زنانگی است، بطوریکه دیگر هورمون استروژن به اندازه ی قبل ترشح نمی شود و در نتیجه تخمگ گذاری، توانایی حاملگی و میل به نزدیکی آنها نیز کاهش و در نهایت متوقف می شود. هر دختر بالغ تا یائسگی چیزی حدود 34000 تخمک نرسیده آزاد می کند که تنها بطور متوسط تا شروع یائسگی حدود 350 تخمک رسیده (فولیکول) کامل و قابل لقاح آزاد می کند و مابقی آنها که بلااستفاده هستند، خود به خود از بین رفته و دفع می شوند. حتّی در بعضی مواقع در صورت عدم حاملگی و میل به آن، مغز با اختلال در هورمونها، عمل تولید تخمک را متوقف می کند! با رسیدن به سنّ بلوغ، ساختار مغز دوباره شکل گرفته و برخی نواقص ذهنی آن کامل می شود. همگی ما می دانیم که برای رسیدن به بلوغ فکری و رشدی بدن، ترشّح هورمونهایی خاصّ در بدن لازم است، امّا چرا در سنّ بلوغ این تحوّل با ناهنجاری های رفتاری همراه است؟ برای مثال، ترشّح توسترون، مستقیماً بر اعصاب نخاعی از مغز تا ... تأثیر می گذارد و در نتیجه این تغییرات عصبها، ناهنجاری های رفتاری و علائمی چون، عدم تمرکز بر تصمیم گیری صحیح، عدم ثبات عاطفی و ... در سنین بلوغ دیده می شود. موهای داخلی بدن سبب حرکت ترشّحات می شوند موهای داخلی که به نام سلولهای مودار یا سیلیا معروفند، بر عملکردهای بدن از هضم تا شنوایی تأثیرگذارند. بطور مثال موهای بینی سبب خروج ترشّحات مخاط بینی از راه گلو و سوراخ بینی می شوند، این عمل، مخصوصاً هنگام سرماخوردگی سبب دفع ترشّحات چرکی می شود. رشد جمجمه و عواقب آن سیر تکامل جمجمه همیشه هم کامل و مفید نیست، اگر قرار بود رشد انسان همین طور به سوی تکامل پیش رود، باید بال در می آوردیم و پرواز می کردیم!، برای مثال دندان عقل، جز یک خرج عمل جراحّی، مصرف دیگری ندارد، هرچند زمان های قدیم، آن را جزء دندان های آسیاب، به حساب می آوردند و آن را نمی کشیدند، امّا حقیقت این است که همزمان با رشد جمجمه، ساختار دهان و فک، به اندازه کافی رشد نکرده که بتواند دندان عقل را در خود جا دهد، در نتیجه سبب فشردگی دندان ها و عواقب بعدی خواهد شد. خنده و تأثیر آن شاید تا به حال دیدید که اگر روبروی کسی که دائماً خمیازه می کشد و بی حال است بنشینید، شما نیز همچون او، انرژی منفی گرفته و بی حوصله می شوید. در مقابل، امروزه علم روانشناسی ثابت کرده است، تعامل با افراد خنده رو، تأثیرات مثبت در فرد مقابل دارد، بطوری که حتّی با شنیدن صدای خنده ی آنها، ناخودآگاه اعصاب مغز شما در شما تحوّلات مثبت و نشاط را به خود می گیرد. نتیجه اینکه، بی حوصلگی، گریه و خنده اطرافیان، همواره حتّی بدون آنکه خودتان بخواهید بر اعصاب و روحیّه شما تأثیرگذارند. پوست هر انسانی چهار نوع رنگدانه دارد میزان و چگونگی ترکیب چهار نوع رنگدانه در انسان، همواره تعیین کننده رنگ پوست است. رنگدانه ی شیری رنگ که رنگ خود غشای خارجی پوست است، رنگ هاله ای قرمز که در اثر عبور خون از رگ ها متصاعد می شود، رنگ زرد غشای داخلی پوست و در آخر، رنگ قهوه ای تیره مایل به بنفش که در اثر اشعات ماورای بنفش در محیط در پوست ایجاد می شود، به این ترتیب مقدار این چهار رنگدانه و چگونگی ترکیب آن، سفیدپوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زردپوست بودن انسان ها تعیین می گردد. :: بازدید از این مطلب : 1263 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : nahaldosoz
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش… شروع میکنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟ بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها! سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری… اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند غریب است دوست داشتن.
:: بازدید از این مطلب : 1185 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|
|