نوشته شده توسط : nahaldosoz

مناجات با خدا

 


TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

یا رب مکن از لطف پریشان ما را / هر چند که هست جرم و عصیان ما را

ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم / محتاج بغیر خود مگردان ما را . . .

.

.

.

آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند . . .

.

.

.

پروردگارا

ببخش مرا که آنقدر حسرت نداشته هایم را خوردم ، شاکر داشته هایم نبودم . . .

.

.

.

بارالها

تو نادیده میگیری

من هم نادیده میگیرم

تو خطاهایـم را

من عطاهایت را . . .

.

.

.

تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش

خواهی دید که ان لحظه هرگز نخواهد رسید . . .

.

.

.

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد

که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . .

.

.

.

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند  گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری   گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم    گفت: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم  گفت: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم   گفت: بیش از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام ، تو من . . .

.

.

.

خدایا ، بر من این نعمت را ارزانی دار که :

بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن

و بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن . . .

.

.

.

بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید

دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که

اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد . . .

.

.

.

شکسته های دلت را به بازارخدا ببر

خدا خود بهای شکسته دلان است . . .

.

.

.

وقتی از اینکه آنچه را می خواستی بدست نیاوردی افسرده ای

فقط محکم بنشین و شاد باش

خداوند در فکر دادن چیزبهتری به تو می باشد  . . .

.

.

.

اگر ذره بین نگاه قوی باشد

در تمام صفحه های ورق خورده ی زندگی اثر انگشت او دیده می شود

چه بچه گانه است که فکر می کنیم

همه اش را به تنهایی ، رنگ کرده ایم  . . .

.

.

.

برکت پروردگار مثل بارونه ، اگر خیس نمی شم ، جایم را عوض می کنم  . . .

.

.

.

خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است

تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم . . .

.

.

.

خدایا دل مرا آنقدر صاف بگردان

تا قبل از پایین آمدن دستم دعایم مستجاب گردد . . .

.

.

.

خدایا ، کمک کن دیرتر برنجم ، زودتر ببخشم ، کمتر قضاوت کنم و بیشتر فرصت دهم . . .

.

.

.

خود را ارزان نفروشیم

درفروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند

قیمت = خدا

.

.

.

خداوندا

از پاداش، معافم کن

از بخشش، نا امیدم کن

از بهشت، مایوسم کن

تا هرچه می کنم به سودای انعام تو نباشد . . .

.

.

.

امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور . . . ؟

.

.

.

خداوندا

اگر داشتن، ذلیل داشتنم میکند

ندارم کن

اگر کاشتن، اسیر چیدنم میکند

بیکارم کن

.

.

.

خــــدایا

همه از تو می خواهند ، بدهی

من از تو می خواهم ، بگیری

خـــــدایا

این همه حس دلتنگی را از من بگیر . . .

.

.

.

خدا را دوست بدارید

حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید . . .

.

.

.

اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد!

ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

.

.

.

خدایا !

خدایاچگونه تورابخوانم درحالی که من، من هستم

(بااین همه گناه ومعصیت)

وچگونه ازرحمت توناامیدشوم درحالی که تو، توهستی

(باآن همه لطف ورحمت)

خدایا توآنچنانی که من می خواهم

مرانیزچنان کن که تومی خواهی

.

.

.

آموخته ام که وقتی ناامید میشوم

خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود

و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . .

.

.

.

به خاطر بسپاریم همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است

آرام، بی صدا، همیشگی . .



:: بازدید از این مطلب : 1069
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz


 

کتلت تن ماهی با طعم جعفری
 


TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

مواد لازم :
- سیب زمینی؛ ۳۰۰ گرم
- دانه ذرت کنسروی؛ ۱۲۰ گرم
- کنسرو تن ماهی؛ یک عدد
- جعفری خرد شده؛ ۲ قاشق سوپ خوری سرپر
- آرد سوخاری؛ یک پیمانه یا ۵۰ گرم
- نمک و فلفل سیاه؛ به مقدار کافی

 

 

طرز تهیه:
ابتدا سیب زمینی ها را آب پز کرده، پس از پوست کندن، با چنگال خوب له کنید. حالا کاسه ای آماده کنید و سیب زمینی های له شده، تن ماهی، ذرت و جعفری خرد شده را در آن بریزید و مواد را خوب با هم مخلوط کنید.

 

در صورت نیاز، مایه کتلت را با نمک و فلفل سیاه طعم دار کرده، شروع به آماده کردن کتلت ها کنید. با این مقدار مواد، می توانید ۸ عدد کتلت درست کنید. برای این منظور مقداری از مخلوط مایه کتلت را روی کف دست تان به شکل دایره کوچک درآورده، پس از آغشته کردن به آرد سوخاری، در تابه ای حاوی روغن سرخ کنید؛ البته روغن را از پیش داغ کنید. وقتی یک طرف کتلت ها سرخ شد، آنها را برگردانید تا طرف دیگرشان هم سرخ شود. در پایان، کتلت ها را با لیموترش و در صورت دلخواه با سبزیجات تازه سرو کنید.



:: بازدید از این مطلب : 1267
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
 34فایده رابطه زناشویی
 


TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان


اگر برای رابطه زناشویی هر نامی که بگذارند از اهمیت آن کم نمی کند. در این جا فهرستی از فواید انجام عمل زناشویی را برایتان ردیف می کنیم. اگر تردید دارید ، دیگر در انجام آن شک نکنید.

۱- بررسی ها نشان می دهند که مردانی که سه بار در هفته عمل زناشویی را انجام می دهند ، احتمال دچار شدن به حمله قلبی در آنها به نصف کاهش می یابد .

۲- روابط زناشویی مرتب باعث کاهش ۵۰درصدی احتمال سکته ها می گردد .

۳- در هر رابطه زناشویی ، مقدار زیادی انرژی مصرف می شود که خود به خود به تنظیم وزن کمک می کند .

۴- تندخویی و عصبانیت را کاهش داده و اعصاب را تقویت می کند .

۵- داشتن یک یا دوبار رابطه در هفته حداقل ۳۰ درصد سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند .

۶- فرآیند پیری را به تأخیر می اندازد و شما جوانتر می مانید .

۷- کمک می کند که از خواب بهتری برخوردار باشید .

۸- با تنظیم ترشحات هورمونی ، باعث تقویت حس بویایی می گردد .

۹- باعث تقویت عضلات مثانه و رحم شده و سیستم دفع زنان را تقویت می کند در نتیجه قدرت تحمل ادرار را در آنها بالا می برد .

۱۰- هیچ دردی نیست ، همه شیرینی است . بعد از یک عمل موفق زناشویی ، شما در دریایی از اکسی توزین غوطه ور می شوید . در اثر آرامبخشی تولید شده ، بیشتر دردها فروکش می کنند. به خصوص دردهای ایام پریود و حتی دردهای ناشی از آرتروز .

۱۱- مطالعات نشان می دهد که زنان مقداری از تستوسترون مردان را حین عمل جنسی جذب می کنند و این باعث تقویت جسمی و شادابی آنها می شود .

۱۲- رابطه جنسی مرتب ، باعث حفظ تناسب اندام به ویژه در زنان می شود .

۱۳- زنانی که در هفته دستکم یکبار رابطه زناشویی داشته باشند ، دوره منظم تری دارند .

۱۴- گل دادن یا هدیه را فراموش کن ، برقراری رابطه زناشویی ،  بهترین راه برای آشتی با همسرتان است .

۱۵- ارتباط کلامی با همسرتان را بیشتر کنید . صحبت کردن درباره مشکلات خود ، می تواند به تفاهم بهتری بیانجامد .

۱۶- وقتی در آستانه قاعدگی هستید ، رابطه جنسی می تواند باعث شروع آن بشود .

۱۷- رابطه جنسی ، انعطاف پذیری شما را بیشتر می کند .

۱۸- زنانی که رابطه جنسی دارند از پوست بهتری برخوردار هستند .

۱۹- بله ، امشب من سردرد دارم! تحقیقات جدید نشان میدهد که رابطه جنسی ، به طور موقت  سر درد را تسکین می دهد .

۲۰- یک رابطه جنسی گذرا ، دستکم می تواند اسباب خنده و شوخی باشد .

۲۱- داشتن رابطه جنسی مرتب باعث تولید و افزایش هورمون تستوسترون می گردد که خود متعاقباً تقاضا را برای برقراری رابطه جنسی بیشتر می کند و برعکس .

۲۲- داشتن رابطه جنسی مرتب ، احتمال ابتلا به سرطان پروستات را کاهش می دهد .

۲۳- داشتن رابطه جنسی مرتب ، مرد را از نظر جسمی قوی نگه می دارد .

۲۴- مدت و شیرینی رابطه جنسی را افزایش دهید . معمولاً بعد از اورگاسم ، لحظه شیرین تری از راه می رسد .

۲۵- رابطه جنسی موفق ، عشق و علاقه بین زوجین را بیشتر می کند .

۲۶- رابطه جنسی بهترین جانشین و عذر و بهانه برای گرانی ، قشنگی و هر تجملات دیگر است .

۲۷- فقط دو کلمه : من شیر می خواهم !

۲۸- احساس قدرت می دهد : وقتی همه چیز در رختخواب رو به راه باشد، در زندگی احساس موفقیت می کنید

۲۹- قدرت چشایی شما تقویت می شود . هر چیزی زیر دندانهایتان مزه می دهد !

۳۰- آدمها وقتی به مدت طولانی با هم باشند ، جذابیت جنسی شاید فروکش کند ، اما ایجاد تغییر در روشها و منش ها می تواند شادابی را تضمین کند .

۳۱- رابطه جنسی باعث کاهش استرس و فشارهای روحی می گردد .

۳۲- با پایان خوب و موفق یک رابطه جنسی ، زوجین احساس کمال و رضایت می کنند .

۳۳- افزایش گردش خون در قسمت لگن خاصره باعث سالم تر شدن واژن و جهاز تناسلی زنان می شود .

۳۴- بس کن! واقعاً باز هم دلیل می خواهی ؟ مشغول شو!



:: بازدید از این مطلب : 1125
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
یک متخصص تغذیه گفت: دختران چاق بیشتر به اختلالات هورمونی دچار می شوند که آنها را نگران می کند.
 

حمید فرشچی امروز در نشستی که شبکه 5 سیما برگزار شد، اظهار داشت: چاقی در دوران بلوغ و نوجوانی دارای عوارض زیادی است و مطالعات متعدد نشان داده که متأسفانه بیماری های متابولیک که در سنین جوانی و میانسالی بروز می کند، ریشه آن در سنین کودکی است.

وی گفت: بسیاری از دخترانی که چاق هستند، به اختلالات هورمونی مبتلا می شوند که نگرانی را برای آنها ایجاد می کند. در صورتی که سیر طبیعی افزایش وزن را در دوران بلوغ داشته باشیم، مشکلی ایجاد نمی شود.

این متخصص تغذیه اضافه کرد: بسیاری از افرادی که کودک و نوجوانشان از افزایش وزن رنج می برند، در ایام مدرسه می گویند که وقت کودک پر است و نمی تواند فعالیت های ورزشی داشته باشد و تصور می کنند که کودک باید انواع تنقلات را در زمان درس خواندن مصرف کند تا دچار افت قند خون نشود.

فرشچی افزود: والدین تصور می کنند که اگر شیرینی در دسترس فرزندانشان نباشد، یادگیری آنها دچار مشکل می شود. اما باید دانست که ریشه چاقی شکمی قبل از بلوغ و در دوران بلوغ نوجوانان است.

وی بیان داشت: هر وقت صحبت از رژیم غذایی می شود، افراد فکر می کنند که محدودیت غذا باید داشته باشند و اگر رژیم بگیرند، لذت غذا خوردن را کسب نمی کنند.

این متخصص تغذیه اضافه کرد: در ایام مسافرت می بینیم افرادی که چاق هستند، به مصرف تنقلات بی ارزش رو می آورند و با اینکه علاقه ای به خوردن این مواد ندارند ولی بر حسب عادت که دوست دارند، همیشه دهانشان چیزی را بجود، از این تنقلات استفاده می کنند. این افراد می توانند از آدامس های بی قند استفاده کنند تا ولع آنها را از خوردن مواد غذایی بی ارزش بکاهد.



:: بازدید از این مطلب : 965
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz
آشنایی با خواص درمانی چای بابونه
آشنایی با خواص درمانی چای بابونه

چای بابونه علاوه بر دارا بودن خواص درمانی فراوان، از دیرباز به خاطر عطر و بوی خوش آن نیز مورد توجه بسیاری بوده است.

بابونه گیاهى معطر و بادوام است که به ارتفاع حدود ۳۰ تا۴۰ سانتى‌متر و گاهی تا ۶۰ سانتی‌متر رشد می‌کند.

 ساقه آن به رنگ سبز مایل به سفید، برگ‌های آن کوچک و دارای بریدگی‌های باریک و نامنظم و پوشیده از کرک است.

گل‌های آن، مجتمع در یک طبق است که به طور منفرد در انتهای ساقه در تابستان ظاهر می‌شوند. در هر طبق، گل‌های سفید در اطراف و گل‌های زرد در قسمت وسط قرار دارند.

گیاه بابونه

برخی خواص درمانی چای بابونه (دم کرده گل بابونه) عبارتند از:

• برای تقویت سیستم ایمنی بدن مفید است و عفونت‌های ناشی از سرماخوردگی را از بین می‌برد. 

• برای رفع گرفتگی‌های عضلانی و نیز گرفتگی‌های قاعدگی در زنان مفید است. 

• درد شکم را تسکین می‌دهد.

• التهاب را کاهش می‌دهد.

• به عملکرد بهتر کبد کمک می‌کند.

• برای درمان کمردرد مفید است.

• برای درمان روماتیسم به کار می‌رود 

• بخور گل بابونه جهت بهبود آکنه و جوش‌هاى صورت نیز توصیه ‌شده است.

• چای بابونه مسکنى فوق العاده براى سردرد، میگرن، دندان درد و درد‌هاى عصبى است



:: بازدید از این مطلب : 690
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz


 

در این مقاله با نیازهای اساسی زنان و مردان بطور کاملا علمی و روانشناسانه آشنا خواهید شد:


1-  مردان خواهان موفقیت بوده، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند.


2-  زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند، در پاسخ مردان میخواهند راه گشا و منجی باشند.


3- مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان مینگرند، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.


4-  مردان بیشتر هدف گرا بوده، اما زنان بیشتر گرایش به برآورده شدن نیازهای فعلی زندگی خود دارند.


5- تصمیم گیری مردان بیشتر بر پایه اندیشه بوده، اما زنان بیشتر احساسی و با درک مستقیم تصمیم میگیرند.


6- مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا میباشند. نیازهای مردان:


- یک شریک جنسی خوب.


- یک همدم اهل تفریح.


- یک همسر جذاب.


- یک منزل دنج و آرام.


- تحسین، احترام، اعتبار، همکاری، پذیرش.


-  یک همسر حمایت کننده و مشوق.


- یک همسر وفادار.


* شکست = هراس مردان.


* آینه مرد = شغل +همسر (در واقع میزان عزت نفس و احترامی که مرد برای خود قائل است به میزان احترام و ارزشی است که همسر آن مرد برای وی قائل میباشد)


نیازهای زنان:


1- عطوفت و مهر ورزی.


2- گفتگو و درد دلهای صمیمانه. ارتباط تعاملی و همدلانه.


3- صداقت و صراحت.


4- حمایت مالی.


5- همسری که خانواده اولویت زندگی وی باشد.


6- همسری دلسوز، محافظت کننده، پشتیبان.


7- امنیت، اعتماد بنفس و تائید.


8- یک همسر وفادار و متعهد.


9- جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها.


10- توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقاید، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها.


11- احساس اینکه آنها یک شریک عشق ورزی میباشند و نه تنها یک ابزاری جنسی.


12- قدردانی از زحمات آنها.


13- همسری که در حضور دیگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.


14- بخشی از زندگی شوهر خود بودن: همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد.


15- نزدیکی: در آغوش گرفتن آنها.


16- پذیرش آنها همانگونه که هستند. به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم.


17- همسری که پدر خوبی برای فرزندان آنها باشد.


18- یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود.


19- یک مرد با اعتماد بنفس.


20- یک مرد قدرتمند (از لحاظ جسمی، مالی و یا شخصیتی) اما در عین حال مهربان.


نکته آخر:


زنان با برقراری رابطه جنسی میخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزی میخواهند به رابطه جنسی برسند.



:: بازدید از این مطلب : 941
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

ترشیده بود. 45 سال داشت و سال ها بود که توی بایگانی شرکت برادرم کار می کرد. کارش این بود که نامه های رسیده را دسته بندی و بایگانی می کرد. ظاهرش خیلی بد نبود، معمولی بود. صورتش پف داشت و چشم هایش کمی ریز بود. قد و پاهای کوتاهی داشت. گرد و چاق بود. اغلب کفش ورزشی می پوشید و این کفش ها اثر زنانگی اش را کمتر می کرد. یکی دو بار از پچ پچ و خنده منشی شرکت برادرم فهمیدم عاشق شده و با یکی سر و سری پیدا کرده اما یک هفته نگذشته بود که با چشم های گریان دیدمش که پنهانی آب دماغش را با دستمال کاغذی پاک می کرد. این اتفاق بی اغراق دو سه بار تکرار شده بود اما این آخری ها اتفاق عجیب غریبی افتاد. صبح ها آقایی پری را می رساند سر کار که زیباترین دخترها هم دهان شان از تعجب باز مانده بود. فکر کنم اصلاً پری او را به عمد آورد و به همه معرفی کرد تا سال ها ناکامی و خواستگار های درب و داغونش را جبران کند. آن روزها احساس می کردم پری روی زمین راه نمی رود . . .

با اینکه بایگانی کار زیادی نداشت اما پری دائم از پشت میزش این طرف و آن طرف می رفت، سر میز دوستانش می ایستاد و اغلب این جمله را می شنیدم؛ «وا قربونت برم، قابل نداشت»، یا «نه نگو توروخدا، اصلاً.» چنان شاد و شنگول بود که یا همه را به حسادت وامی داشت یا اثر نیروبخشی روی دیگران می گذاشت. این روزها اندک دستی هم به صورتش می برد و سایه ملایم آبی روی پلک هایش می زد که او را بیشتر شبیه دخترهای افغان می کرد. ساعت ها برای ما زود می گذشت و برای پری دیر چون دائم به ساعت روی مچش که در چاقی دستش فرو رفته بود نگاه می کرد و انتظار می کشید. سر ساعت دو که می شد آقا بهروز می آمد توی شرکت و با حجب و حیا سراغ پری را می گرفت. همه انگار در این شادی رابطه با آنها شریکند. منشی شرکت می گفت؛ «بفرمایین. بنشینین. پری الان میاد، اتاق آقای رئیسه.» و آقابهروز که قد بلندی داشت با پاهای کشیده و موهایی بین بور و خرمایی روی صندلی می نشست و به کسی نگاه نمی کرد. چشم می دوخت به زمین تا پری بیاید. وقتی پری از اتاق رئیس می آمد بیرون انگار که شوهرش منتظرش است با صمیمیتی وصف ناپذیر می گفت؛ «خوبی الان میام.» می رفت و کیفش را برمی داشت و با آقابهروز از در می زدند بیرون. این حال و هوای عاشقانه تا مدت ها ادامه داشت تا اینکه بالاخره حرف ازدواج و عروسی و قول و قرارهای بعدی به میان می آمد. قرار شد در یک شب دل انگیز تابستانی عروسی در باغی بزرگ گرفته شود. همه بچه های شرکت دعوت شدند، حتی رئیس که مطمئن بودیم به دلایل مذهبی در این گونه مراسم هرگز شرکت نمی کند. بعد از آن بود که حال و هوای عاشقانه پری جایش را به اضطراب قبل از ازدواج داد. پری دائم با دخترهای شرکت حرف می زد و نگران بود عروسی خوب برگزار نشود، غذا خوب نباشد، میهمان ها از قلم بیفتند و هزار تا چیز دیگر که دخترهای دم بخت تجربه کرده اند. حالا شرکت مهندسی آب و خاک برادرم شده بود یک خانواده شاد ولی مضطرب. همه منتظر بودند تا پری را به خانه بخت بفرستند تا این اطمینان را پیدا کنند که اگر پری با این بر و رو می تواند شوهری به این «شاخی» پیدا کند، پس جای امیدواری برای بقیه بسیار بیشتر است. آقابهروز هم طبق روال سابق صبح ها پری را می آورد می رساند و عصرها او را می برد ولی دیالوگ ها کمی عوض شده بود و هر کس آقابهروز را می دید بالاخره تکه یی بهش می انداخت؛ درباره داماد بودنش و از این حرف های بی نمک که به تازه دامادها می زنند. بالاخره مراسم ازدواج نزدیک شد و قرار شد در آخرین جمعه مرداد 78 آنها در باغی اطراف کرج عروسی کنند اما سه روز مانده به ازدواج بهروز غیبش زد و تمام پس انداز سال ها کار او را با خودش برد. قرار بود پول هایشان را روی هم بگذارند و یک خانه نقلی بخرند که نشد و بهروز با ایران ایر به ترکیه و از آنجا به استرالیا رفت و همه ما را بهت زده کرد. روز شنبه نمی دانستیم چطور سر کار برویم و چه جوری توی چشم های پری نگاه کنیم. حتی می ترسیدیم بهش زنگ بزنیم. آقای رئیس به منشی گفت؛ «قطعاً پری مدتی نمیاد، کسی رو جاش بذارین تا حالش بهتر بشه.» اما پری صبح از همه زودتر آمد؛ با جعبه یی شیرینی. ته چشم هایش پر از اشک بود. شیرینی را به همه حتی به آقای رئیس تعارف کرد.

منشی که از همه کم حوصله تر و فضول تر بود در میان بهت و ناباوری همه ما گفت؛ «مگه برگشته؟»

پری گفت؛ «نه سرم کلاه گذاشت ولی مهم نیست. این چند ماه بهترین روزهای زندگیم بود.»

قطره اشک کوچکی از گوشه چشم هایش پایین ریخت.

ما فهمیدیم راست می گوید. مهم نیست که سر همه ما کلاه رفته بود، مهم این بود که ما ماه ها روی ابرها بودیم و با حال و هوای پری حال می کردیم.

احمد غلامی - روزنامه اعتماد



:: بازدید از این مطلب : 709
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی.

اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی.

یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظر بودم. با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی. متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.

بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی. نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...

باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد ازآن که به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی. اشکالی ندارد.

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب، من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو...

به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.

می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...

از طرف... دوست و دوستدارت: خدا



:: بازدید از این مطلب : 780
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz


 

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم،فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشانداد.

آزمایش ضربان قلبنشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدودکرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

 به ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم وآنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کردهبودم

فهمیدم که مشکلنزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراترببرم.

زمانی که از مشکلشنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طولروز با من سخن می گوید نمی شنوم

خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگانداد. به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلماتراستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم:

  هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتم به محل کار یکقاشق آرامش بخورم

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنیبنوشم.

زمانی که به خانهبرمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم و

زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرفکنم.

امیدوارم خدانعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتینزدیک برای هر دعا



:: بازدید از این مطلب : 703
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

در صورتی که می خواهید خدای ناکرده دچار بیماری های سرطان سینه، پروستات، بیماری MS ، آرتروز، افسردگی و اعصاب نشوید و اسید اوریک، اوره و چربی خون شما بالا نرود گوشت بوقلمون را جایگزین تمامی گوشت های مصرفی خانواده بنمایید.

1- طبق آزمایشات انجام شده فسفر موجود در بوقلمونچهار برابر میگو می باشد که یک غذای دریایی است همچنین بهتر است که بدانید 80% عاملتشکیل کلسیم در استخوان های بدن فسفر می باشد و میزان فسفر در بوقلمون 238mg/100g می باشد.

2- پروتئین موجود در بوقلمون 81/28 بیشتر از هرگوشتی است.

3- آیا می دانستیدبوقلمون فاقد اوره و اسید اوریک نسبت به گوشت های دیگر است که طبق تحقیقات انجامشده اسید اوریک یکی از عوامل سکته مغزی می باشد.

4-  آیا می دانستید گوشتبوقلمون به علت عدم وجود چربی میان بافتی حجم گوشت در هنگام پخت بعکس گوشت مرغگوساله/ گوسفند و ... کم نمی شود و در نهایت مرغ بعد از پختن 55%، گوشت 60% وبوقلمون 85% گوشت پخته به دست می آید.

5-  آیا می دانستید بوقلمون دارای انواع ویتامین B از جمله B1/B3/B6/B12 به میزان 7.7mg/100gr است و برای جلوگیری از افسردگی و بیماری MS و از بین بردن کم خونی مؤثر است.

6- آیا می دانستید در بوقلمون مقدار زیادی امگا 3 وجود دارد که باعث باز شدن مجاری عروق بدن و پائین آورنده کلسترول می شود و از مزمنشدن بیماری ها جلوگیری می کند.

7- آیا می دانستید اسیدهای آمینه ای به نام تریپتوفان 35mg/100g می باشد که در بدن تبدیل به پروتئین می شود که عاملشادابی است. اسیدهای آمینه در مرمت سلول های ماهیچه ای و اندام بدن، ناخن، پوست، موو غدد ترشحی نقش بسیار بسزایی دارد و برای ورزشکاران بسیار مفید میباشد.

8- در بوقلمون کلسیم 98mg/100g و برای کلیه افرادبخصوص خانم ها بسیار مفید است و همچنین کلسیم باعث کاهش کلسترول و فشار خون میشود؟

9- آیا می دانستید که چربی و کلسترول موجود در بوقلمون کمترین چربی وکلسترول نسبت به گوشت گوساله/ گوسفند مرغ و سایر گوشت هاست یعنی تا دیگرگوشت هاست.

10-آیا می دانستید پتاسیم موجود در بوقلمون935mg/100g بیشترین پتاسیم در تمام گوشتهاست؟
پتاسیم ضد سرطاناست و برای جلوگیری از سرطان سینه در خانم ها بسیار مؤثر بوده همچنین در ساختمانقلب و ماهیچه ها و خون نقش مهمی دارد، وجود آن عامل مهمی برای بسته نشدن سرخرگها ومشکلات وریدی است همچنین پتاسیم در کاهش کلسترول نقش مهمی دارد.

پادرد عمدتاًنتیجه کمبود پتاسیم و منیزم بدن، اسپاسم ماهیچه انسداد و تنگ شدن سرخرگ، مشکلاتوریدی تأثیر سوء دیابت روی عضلات، اعصاب پا، رگ گرفتگی و ... تورم مفاصلاست.

استفاده از گوشت بوقلمون در خانواده به معنی بالارفتن فرهنگ مصرف خانواده می باشد.

11- آیا می دانستید 45mg/100g سلنیوم دربوقلمون چه اهمیتی دارد؟

سلنیوم همراه با کلسیم، پتاسیم و ویتامین B6-C-D و روی که همگی در گوشت بوقلمون است ضد کلیه سرطان ها بخصوصسرطان پروستات و سینه می باشد. سلنیوم تنظیم متابولیسم را به عهده دارد و برای ازبین بردن سلول های غیر نرمال مؤثر بوده و اگر گوشت بوقلمون با قارچ و گوجه فرنگیمیل شود خاصیت ضد سرطانی آن افزایش پیدا می کند.

12- آیا می دانستید میزان سدیم 33mg/100g درگوشت بوقلمون می باشد از بیماری های قلبی جلوگیری می کند و باعث تنظیم فشار خون میشود و همچنین سدیم عامل جذب کلسیم و فسفر در بدن می باشد؟

13- آیا می دانستید روی در بوقلمون 63mg/100g بوده و روی باعث رشد خردسالان می شود ضد سرماخوردگی است و به ساختن DNA و هورمون مردانه در بدن کمک می کند و همچنین روی باعث تنظیم سنبلوغ در افراد می شود.

14- و بالاخره آیا می دانستید بوقلمون دارای ماده ای به نام  COQ 10 )اکسیر جوانی) می باشد که برای جلوگیری از پیری زودرس مفیداست.

پس بی جهت نیست طبق تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا درروزنامه خبر مورخه 28/2/87 گوشت بوقلمون گوشت معجزه گر حتی بهتر از ماهی معرفی شدهاست.



:: بازدید از این مطلب : 670
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران