نوشته شده توسط : nahaldosoz



با تغییر دادن عادت‌هایتان می‌توانید به آسانی به استرستان خاتمه دهید! زیرا برخی از عادت‌ها هیچ تأثیری در حالت احساسی شما ندارند و اضطرابتان را افزایش می‌دهند
در اینجا فهرستی از دشمنان خوشبختی‌ را در اختیارتان قرار می‌دهیم.

1- دیر از خواب برخاستن

آیا وقتی كه باید ساعت 8 ‌سر كارتان باشید، یك ربع به 8 از خواب بلند می‌شوید؟ زمانی‌كه ساعت‌تان زنگ می‌زند، قبل از برخاستن دست كم آن‌را 3 بار خاموش می‌كنید؟ در نتیجه در كمتر از 7‌دقیقه آماده می‌شوید... دست از این كار بردارید! پریدن از تختخواب شما را عصبانی كرده و موجب استرس شدید و مضر می‌شود!

توصیه‌: برای آنكه روزتان را با آرامش شروع كنید، صبح‌ها وقت بیشتری را به‌خودتان اختصاص دهید. چنانچه مربوط به مسئله روحی روانی می‌شود و اینكه نمی‌توانید زودتر از خواب بیدار شوید، ساعت زنگ‌دار را یك ربع جلو بكشید!

2- عصبانی شدن در راه‌بندان

هر روز صبح، زمانی كه پشت فرمان هستید به راننده‌های ناشی بد و بیراه می‌گویید و در راه بندانی كه تمامی ندارد عصبانی می‌شوید، درحالی‌كه امروز كار مهمی دارید، دیر به سر كار خواهید رسید!

توصیه‌: چرا ماشین‌تان را در پاركینگ نمی‌گذارید و از وسایل نقلیه عمومی استفاده نمی‌كنید؟ به این ترتیب قادر خواهید بود در طول مسیر در آرامش كامل به مطالعه بپردازید و وقت‌تان تا حدودی حفظ شود. چنانچه به‌شدت به ماشین وابسته هستید، از صندلی‌های راحت استفاده كنید و ایستگاه رادیویی اتومبیلتان را روی یك شبكه آرام‌بخش و مورد علاقه تنظیم كنید یا بهتر است به نوار كاستی كه در آن صداهای طبیعت ضبط شده است گوش دهید. جیك‌جیك پرندگان، آوای آبشار، هیاهوی جنگل و صدای امواج برای آرامش مناسب هستند. فراموش نكنید در راه بندان راننده‌ای كه جلوی شماست(و فردی هم كه جلوی او قرار دارد)در یك شرایط قرار دارند! فایده‌ای ندارد كه به رانندگان دیگر بد و بیراه بگویید.

3- مرد ساندویچی

در ساعت ناهار، آن‌قدر كار روی سرتان ریخته كه به سرعت یك ساندویچ می‌خرید و آن‌را جلوی كامپیوتر می‌خورید. علاوه بر مشكلات تغذیه‌ای كه این عمل برایتان به همراه دارد، هیچ‌گاه وقتی برای یك استراحت واقعی برای خودتان درنظر نمی‌گیرید.

توصیه‌: به‌خودتان یك زنگ تفریح بدهید! از محل كارتان دور شوید و یك غذای كامل بخورید. اگر از تنها غذا خوردن هراس دارید، با خودتان یك مجله بردارید. این عمل برای كاهش فشار، ایده آل است. فراموش نكنید كه طی روز 5 تا 10 دقیقه دست از كار بكشید.

4- به دوش كشیدن همه كارها

زمانی كه از شما می‌خواهند كاری انجام دهید، بلد نیستید دست رد به سینه آنان بزنید درحالی‌كه خودتان كارهای زیادی برای انجام دادن دارید. در نتیجه باید بدوید تا به همه كارها برسید.

توصیه‌: نه گفتن را یاد بگیرید! مطمئنا با پذیرفتن همه كارها باید بار مسئولیت آن‌را به دوش بكشید و با این عمل نشان می‌دهید فردی هستید كه همه می‌توانند روی شما حساب كنند. اما دیگر وقتی برای خودتان ندارید. درك كنید كه سوپرمن نیستید و در دراز مدت از پا در می‌آیید!

5- نوشیدن روزی 10‌فنجان چای

هر ساعت موجب آزار و اذیت مسئول آبدارخانه می‌شوید. احساس می‌كنید كه اگر یك فنجان چای در كنارتان نباشد نمی‌توانید كار كنید.

توصیه‌: مطمئنا چای به شما كمك می‌كند كه تمركز داشته باشید. اما استفاده زیاد آن فقط موجب عصبانیت شما می‌شود! سعی كنید به‌تدریج مصرفتان را كاهش دهید و در عین حال چنانچه سیگاری هستید از این فرصت استفاده كرده و تعداد سیگارهایتان را كم كنید.

6- عصبانی شدن از تكنیك

قبول است، این چهارمین باری است كه كامپیوترتان هنگ می‌كند و برنامه‌ای كه روی آن كار می‌كنید از كار می‌افتد و ناگهان عصبانی می‌شوید و اول از همه به مانیتور، به مهندسان كامپیوتر و در نهایت به زمین و زمان بد و بیراه می‌گویید!

توصیه‌:غر زدن، كامپیوتر شما را دوباره به راه نمی‌اندازد. به علاوه، هنگ كردن كامپیوتر اجتناب‌ناپذیر است. زمانی كه با كامپیوتر مشغول به كار هستید، هر 5‌دقیقه همه كارهایتان را در كامپیوتر ثبت كنید. این عمل تا حدودی به شما آرامش خاطر می‌بخشد.

7- دیر خوابیدن

شب‌ها مدت زیادی را جلوی تلویزیون می‌گذرانید. تصمیم ندارید به خواب عمیقی فرو روید. بدتر از آن این است كه می‌دانید خسته هستید و روز بعد به سختی از خواب بلند می‌شوید.

توصیه‌:قبل از خواب وقت‌تان را به بطالت نگذرانید! ساعت 10‌با یك كتاب خوب به رختخواب بروید.

8- همیشه بانی مهربانی بودن

هر بار به هنگام تعطیلات آخر هفته یا تعطیلات تابستانی همان داستان همیشگی اتفاق می‌افتد: این شما هستید كه باید تصمیم بگیرید به كجا بروید، برای سفر برنامه‌ریزی كنید و چمدان‌ها را ببندید و زمانی كه به محل مورد نظر رسیدید، یك لحظه هم برای خودتان وقت ندارید! همه از شما می‌خواهند كه منقل كباب را راه بیندازید یا به‌دنبال نان بروید.

توصیه‌: 2ماه قبل از حركت وظایف را به‌طور مساوی بین همه تقسیم كنید.

9- نگرانی برای بچه‌ها

به محض آنكه بچه‌ها دیگر جلوی چشمانتان نباشند، نگران می‌شوید. راه آسان آن است كه شب‌هایی كه قصد دارید به میهمانی بروید یك پرستار بچه بگیرید.

توصیه‌: فرزندانتان چه نزد پدر و مادرتان باشند یا نزد معلم‌شان، در جای امنی قرار دارند! بی‌دلیل خود را نگران نكنید! در ضمن، آنها باید یاد بگیرند كه روی پای خودشان بایستند! نباید از شدت مراقبت و رسیدگی زیاد به آنها فشار آورید.

10- ترس از خانواده همسر

به محض آنكه برای ناهار یا شام باید نزد پدر و مادر همسرتان بروید، همان داستان همیشگی اتفاق می‌افتد! از 15‌روز قبل دچار استرس می‌شوید و 15‌روز هم طول می‌كشد تا خودتان را آرام كنید زیرا پدر یا مادر همسرتان شما را مضطرب می‌كنند.

توصیه‌: آیا بهتر نبود به جای «خیال‌بافی» و سرهم كردن رنجی واهی واقعیت را ببینید. والدین همسرتان نمی‌خواهند شما را زنده‌زنده بخورند و غذا خوردن با آنها آنطور كه شما فكر می‌كنید ناخوشایند نیست. مطمئنا گاه ممكن است تنشی به‌وجود آید. اما بزرگسالان مسئول و بالغ نباید سماجت كنند. بنابراین، دفعه بعد با خوشبینی و دید مثبت نزد آنان بروید و خواهید دید كه همه چیز بهبود یافته و به‌خوبی پیش خواهد رفت.



:: بازدید از این مطلب : 1536
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz


از طریق چشم افکار انسان را بخوانیم

تحقیقات دانشمندان نشان میدهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آنها پی برد.

تحقیقات دانشمندان نشان می دهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آن ها پی برد.

یک نگاه مختصر به بالا یا پایین ، چپ یا راست می تواند به فهمیدن آنچه که در ذهن هر انسانی می گذرد کمک کند.

در یک تحقیق که توسط دانشگاه ملبورن انجام شده است ، از داوطلبان خواسته شد به یک سری از اعداد بین یک تا 30 فکر کنند و آنها را به صورت تصادفی بیان کنند.

دانشمندان حرکات چشم هر نفر را تحلیل کرده و اعلام کردند که میتوانند عددی را که هر شخص در ذهن خود به آن فکر می کند را با دقت بالایی حدس بزنند.

این تحقیقات نشان می دهد که هنر خواندن ذهن می تواند با کمک مطالعه حرکات و حالات غیر ارادی چهره به صورت علمی دربیاید.

دکتر مایکل نیکولاس یک عصب شناس و یکی از نویسندگان این تحقیق در این باره گفت : چشم ها نه تنها به ما اجازه می دهند که دنیای اطراف خود را ببینیم ، بلکه با کمک آنها میتواند به دنیای درون ذهن انسان ها هم نفوذ پیدا کرد.

در این تحقیقات که نتایج آن در نشریه Current Biology به چاپ رسیده است 12 مرد راست دست در یک اتاق تاریک قرار گرفتند و از آنها خواسته شد اعداد بین یک تا 30 را به طور کاملا تصادفی لیست کنند.در این بین حرکات چشم آنها به طور کامل جزئی تحت نظر قرار گرفت و هر حرکت کوچک ثبت شد.

دانشمندان متوجه شدند اگر چشم افراد کمی به طرف چپ و سپس اندکی به سمت پایین حرکت کند ، احتمالا عدد بعدی که آنها انتخاب می کنند کوچک تر خواهد بود ، اما اگر آنها چشمان خود را به سمت راست و بالا حرکت دهند احتمالا عدد بزرگتری را انتخاب خواهند کرد.

در این تحقیقات دانشمندان توانستند در 60 درصد موارد به درستی عدد بعدی را حدس بزنند.

دکتر توبیاس لوتشر در این باره گفت : ما معمولا اعداد را در یک خط تصور میکنیم .زمانی که ما در مورد اعداد فکر می کنیم به طور خودکار آنها را در فضا تصور می کنیم و اعداد کوچک را در سمت چپ و اعداد بزرگتر را در سمت راست قرار می دهیم.این در حالی است که ما خودمان هم به این نوع تصور ذهنی که از اعداد داریم توجه نمی کنیم.

دانشمندان با انجام این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که این گفته قدیمی که چشم ها میتوانند انسان را لو بدهند درست است.این یافته ها نشان می دهد ارتباطات بسیار پیچیده ای بین افکار انسان ها ، حرکات بدن و جهان اطراف ما وجود دارد.

این تحقیقات می تواند از این منظر هم قابل توجه باشد که فکر کردن ساده نسبت به اعداد تصادفی منجر به تغییرات سیستماتیک در موقعیت چشم انسان ها میشود.قبلا نیز حرکات عرضی چشم به محاسبات ریاضی و یادآوری خاطرات گذشته مرتبط شده بود.

پروفسور ریچارد وایزمن استاد روانشناسی دانشگاه هرت فورد شایر در این باره گفت : مغز انسان ها افکار و حرکات بدن را کنترل می کند.اما سوال اصلی این جاست که کدام یک زودتر اتفاق می افتند ، فکر کردن یا حرک بدن؟

به نظر می رسد که این حرکت ها هستند که بر تفکرات انسان ها مقدم هستند و این بسیار موضوع جالبی است.

پروفسور وایزمن گفت آین تحقیقات بر اساس مطالعاتی بود که توسط ادماند جکوبسون روانپزشک آمریکایی در دهه 1950 انجام شد که در طی آن از شرکت کنندگان در تحقیق خواست که به برج ایفل فکر کنند و در این هنگام آنها به طور ناخودآگاه به سمت بالا نگاه می کردند.




:: بازدید از این مطلب : 1639
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

 

دبیر انجمن علمی طب کار گفت: اختلالات اسکلتی عضلانی، ضایعات پوستی و بیماری های ریوی شایع ترین بیماری های شغلی در کشور به شمار می روند.

به گزارش واحد مرکزی خبر، دکتر محمد بابایی متخصص طب کار در چهارمین همایش سراسری طب کار و بیماری های شغلی در مصاحبه با خبرنگار ما گفت: کمر درد، درماتیت های پوستی، آسم شغلی و بیماری های ریوی مانند آزبستوزیس و سیلیکوزیس نمونه های شایعی از هر یک از این بیماری ها محسوب می شوند.

وی افزود: تقریبا همه این بیماری ها که می توانند ناشی از نوع شغل، نامناسب بودن محیط کار یا به علت تهویه نشدن آلاینده هایی در فضای صنعت باشند، قابل پیش گیری هستند و در صورت تشخیص زودهنگام می توان از پیشرفت آنها و رسیدن به مرحله درمان ناپذیر بودن، جلوگیری کرد.

در چهارمین همایش سه روزه سراسری طب کار و بیماری های شغلی در بیمارستان امام خمینی، ده سخنرانی علمی در هر روز همایش ارائه می شود.

جایگاه سلامت شغلی در ایران، نانو ذرات و بیماری های ریوی، آزبستوزو غربالگری و گزارش دهی سیلیکوز در ایران، سرطان های شغلی ریه، موانع تشخیص آسم شغلی، قوانین در طب کار از سخنرانی های روز نخست همایش است که با رویکرد بیماری های شغلی ریه برگزار می شود.

مباحث علمی روزهای دوم و سوم چهارمین همایش طب کار بیماری های شغلی اسکلتی عضلانی و نقش طب کار در سلامت، ایمنی و محیط خواهد بود.

دکتر بابایی دبیر انجمن و همایش طب کار همچنین به کارگران و کسانی که در مراکز صنعتی و کارگاهی مشغول بکارند توصیه کرد؛‌ با پزشکان مستقر در درمانگاه ها یا مدیریت پیشگیری و درمان محل کار خود در گزارش دهی علائم و پی گیری بیماری های خود همکاری کنند و در صورت بروز هرگونه نشانه ای جدید مانند دردهای اندام، علائم پوستی، خستگی مفرط، بی حوصلگی و اختلالات خواب به این نکته فکر کنند که ممکن است با اشتغالشان در ارتباط باشد و برای درمان به موقع آن اقدام کنند.

طب کار یکی از رشته های تخصصی پزشکی است که وظیفه آن تشخیص، پیشگیری و درمان بیماری های ناشی از کار است.
متخصصان این رشته می توانند قبل از بروز علائم بیماری در افراد با توجه به شرایط محیطی کارکنان، این بیماری ها را تشخیص دهند و با روش های کنترلی و درمان به موقع از مستقر شدن عوارض کار پیشگیری کنند.


:: بازدید از این مطلب : 1580
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

http://ups.night-skin.com/uploads/89-5-1/1286813271.jpg
 

ویندوز
در صورتی که دوست دارید تا با سرعت بیشتری با کامپیوتر کار کنید و خود را حرفه ای تر نشان دهید ترفندی فوق العاده را برای شما در نظر گرفته ایم. قصد داریم تا بیش از 200 کلید میان بر در محیط ویندوز را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها میتوانید به طور کامل کارهایی که میتوانید با موس انجام دهید را با کیبورد شبیه سازی کنید.

Esc لغو عملیات در حال انجام

● F1 راهنما.

● F2 در حالت عادی تغییر نام آیتم (های) انتخاب شده . در برنامه های قدیمی تر (معمولا تحت داس)ذخیره فایل جاری.

● F3 جستجو.

● F4 باز کردن لیست پایین رونده Address Bar

● F5 به روز آوری Refresh

● F6 مانند کلید Tab بین اجزای مختلف پنجره جاری سوییچ می کند.

● F10 پرش به منو های اصلی یک پنجره مثلFile,Edit,View,...

● F11 پنجره جاری را تمام صفحه می کند.

● PrintScreen در ویندوز از کل صفحه نمایش یک عکس می گیرد و آن را در حافظه کلیپ بورد قرار می دهد و ما می توانیم در یک برنامه ویرایش عکس مثل Ms-Paint آن را Paste کنید .

● Tab بین اجزای پنجره جاری سوییچ می کند .

● Space در حالت مرورگر اینترنت اکسپلورر صفحه جاری را به پایین می برد .مثل Page Down

● BackSpace در حالت عادی یعنی در مرور ویندوز یک مرحله به بالاتر میرود (معادل Up) و در مرورگر اینترنت اکسپلورر معادل Back است.

● Home رفتن به اول خط در حالت ویرایش متن و رفتن به اول صفحه در حالت مرور.

● End رفتن به آخر خط در حالت ویرایش متن و رفتن به آخر صفحه در حالت مرور.

● PageUp در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به بالا می رود.

● PageDown در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به پایین می رود.



ترکیبات کلید Ctrl

● Ctrl+q در بعضی از برنامه ها خروج است.

● Ctrl+w در اکثر برنامه هایی که چند فایل را باهم باز می کنند مثل Ms-Word, کلا Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer, ... فایل باز شده جاری را می بندد.

● Ctrl+e جستجو در مسیر جاری.

● Ctrl+r تازه کردن صفحه معادل کلید F5 و Refresh

● Ctrl+y وقتی که یک عمل به عقب باز میگردیم (Undo) این کلید ها یک عمل به جلو می روند (Redo) البته در بعضی برنامه ها معمولا محصولات آفیس مایکروسافت اینگونه هستند .

● Ctrl+i باز کردن قسمت علاقه مندی هاFavorites

● Ctrl+o باز کردن فایل جدید در اکثر برنامه ها ، معادل File>Open

● Ctrl+p پرینت گرفتن در اکثر برنامه ها.

● Ctrl+a انتخاب همه آیتم ها.

● Ctrl+s در اکثر برنامه ها ذخیره فایل جاری .Save

● Ctrl+d در اینترنت اکسپلورر صفحه باز شده جاری را به علاقه مندی ها اضافه می کند (معادل Favorites>Add to Favorites) و در ویندوز هم آیتم (آیتم های) انتخاب شده را پاک می کند. (ترفندستان.کام)

● Ctrl+f جستجو.

● Ctrl+h معادل History (ابته در ویرایشگر نوت پد معادل Find / Replace است)

● Ctrl+l در اینترنت اکسپلورر معادل File>Open است.

● Ctrl+z بازگشت به آخرین عملیات انجام شده .Undo

● Ctrl+x انتقال (برش) آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبوردCut.

● Ctrl+c کپی آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبورد.Copy

● Ctrl+v فراخوانی آیتم مورد نظر از حافظه کلیپبورد.Past

● Ctrl+b پنجره سازماندهی علاقه مندیها (Organize Favorites) را باز می کند.

● Ctrl+n در اینترنت اکسپلورر (تقریبا تمامی مرورگرها) یک پنجره جدید باز می کند.

● Ctrl+F1 در اکثر برنامه ها ی مختلف راهنمای برنامه را باز می کند .

● Ctrl+F4 باز کردن لیست پایین رونده Address Bar در مرورگر اینترنت اکسپلورر و مرورگر ویندوز.

● Ctrl+F10 باز کردن منو های بالای پنجره برنامه ها مثل File,Edit,....

● Ctrl+BackSpace موقع ویرایش متن همان کار BackSpace را انجام می دهد با این تفاوت که به جای پاک کردن کاراکتر به کاراکتر کلمه به کلمه پاک می کند.

● Ctrl+5 معادل Select All در اکثر ویرایشگر های متنی.

● Ctrl+Home درحالت ویرایش مکان نما را به اول صفحه انتقال می دهد.

● Ctrl+End درحالت ویرایش مکان نما را به آخر صفحه انتقال می دهد.

● Ctrl+Insert کپی آیتم(های) انتخاب شده در حافظه کلیپ بورد(Copy).



ترکیبات کلید Alt

● Alt+A باز کردن منوی علاقه مندی ها و قرار گرفتن بر روی Add to Favorites

● Alt+D انتقال مکان نما به Address Bar

● Alt+F4 بستن پنجره جاری.

● Alt+Space Bar معادل راست کلیک بر روی نوار عنوان پنجره جاری.

● Alt+Esc پیمایش بین پنجره های باز جاری.

● Alt+Tab سوییچ کردن بین پنجره های باز جاری.

Alt+BackSpace در بعضی از ویرایشگرها معادل Undo عمل می کند (معمولا ویرایشگرهای قدیمی و تحت داس)

● Alt+Home در مرورگر اینترنت اکسپلورر به صفحه خانگی پرش می کند.

● Alt+Right Arrow معادل Forward در مرورگر ویندوز.

● Alt+Left Arrow معادل Back در مرور گر ویندوز.

● Alt+Number ترکیب کلید Alt به همراه زدن یک عدد از قسمت سمت راست صفحه کلید در حالت ویرایش یک کاراکتر معادل کد اسکی عدد وارد شده نمایش می دهد . مثلا اگر Alt را نگه داشته و 789 را وارد کنیم پس از رها کردن کلید Alt این کاراکتر نمایش داده می شود : آ§ .

● Alt+Enter متعلقات (Properties) آیتم(های) انتخاب شده را نمایش می دهد.

● Alt+PrintScreen از پنجره جاری یک عکس تهیه می کند و به حافظه کلیپ بورد انتقال می دهد.



ترکیبات کلید Shift

● Shift+F10 معادل راست کلیک.

● Shift+Del پاک کردن کامل آیتم (های) انتخاب شده .یعنی بدون این که به سطل بازیافت انتقال یابد پاک می شود.

● Shift+tab وارونه کاری که Tab انجام می دهد.

Shift+Insert فراخوانی اطلاعات از حافظه کلیپبورد (Paste)



ترکیبات WinKey

● خود WinKey باز شدن منوی Start در ویندوز.

● WinKey+E باز کردن My Computer در حالت Folders.

● WinKey+R باز کردن پنجره Run.

● WinKey+U باز کردن پنجره Utility Manager.

● WinKey+D نمایش دسکتاپ معادل Show Desktop

● WinKey+F جستجو.

● WinKey+Ctrl+F جستجوی یک کامپیوتر در شبکه.

● WinKey+L قفل کردن کامپیوتر .یا رفتن به حالت Swich User

● WinKey+M تمامی پنجره های باز را Minimize می کند.

● WinKey+Shift+M تمامی پنجره های Minimize شده را Restore می کند.



:: بازدید از این مطلب : 1447
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

روزی كه شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت كنم"، به ناگاه شوكه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی كه بود خودم را جمع كردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.۱>

روز مصاحبه:

جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم كه رسید عذرخواهی كرد و گفت:

مأموریت خطیری پیش اومد كه از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.

پیش از انجام مصاحبه گفتم:

با چه تضمینی باور كنم كه در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟ 

خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم كه اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.

گفتم: چه حربه ای؟

جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می كنم.

سوگند یاد می كنم كه تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در كمین می نشینم  و راهزن راهتان می شوم. اكنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.

متن مصاحبه:

عبدالله: خودتان را معرفی كنید.

شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم كه چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم،  ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)

عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟

شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر كشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی كشاورزم و بذر كینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه كژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)

عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از كجا سرچشمه می گیرد؟

شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد كه صحنه آرای خلقت، دست به كار آفرینش آدم شد.(3) ملائك نه از روی اعتراض كه از روی كنجكاوی گفتند: این موجود خاكی كه می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است كه ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است كه ما پیوسته در این كاریم.(4)

با ما بگوحكمت این كار در چیست؟  او در جواب فرمود:

در این كار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را كه در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)

اینچنین بود كه خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد كه: "در مقابل این مخلوق خاكی به خاك سجده فرو افتید!"

تمامی فرشتگان بی درنگ  برآدم سجده بردند.

این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنكه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا(7))، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم كه فرشتگان گمان می كردند كه من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش كشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاك، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من كجا می توانستم بر انسانی خاكزاد سجده برم.

آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متكبرانه از این فرمان سر باز زدم.

این شد كه از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد كینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این كینه در دلم شعله ورتر می شود.

عبدالله: این عبادتهای خالصانه كه گفتی چگونه ترا از این تكبرورزی بازنداشت؟

شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینكه از ابتدا شائبه شرك و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرك و نفاقم را آفتابی كرد.

عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افكنی؟

شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". (8) من به طور معمول كارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریك آمیزخود، افكاری پلید را بر قلب انسان القا می كنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیك جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتكاب گناه برمی انگیزم.

این را هم اضافه می كنم  كه در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم كه همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شكار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست كه ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.(9) البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، كه چه عرض كنم، هل می دهم.(10)

عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟

شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست كه در سر می پرورانم.

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگرطعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟

عبدالله: كدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می كند؟

شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاك مذلت می مالند.

عبدالله: كدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می كند؟

شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینكه آدمی پشت سر هم گناه كند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.

عبدالله: عجیبترین عمل انسانها كدام است؟

شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند كه سفره گناه را تو گستردی.

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)

عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند كه تو را مقصر می دانند؟

شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهكاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده كه هر كه را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریكشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)

عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می كنند؟

شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند كه درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می كنند.

عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر كنیم. شما آیا ازدواج هم كرده اید؟

شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج كردم.(13)

عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟

شیطان: البته كه داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند كه در وجود آمدند.(14)

عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟

شیطان: در زمانهای كهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود كه به زمین هبوط كنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاكت رساندند و من از آنجا كه خداپرست بودم از این معركه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در كنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینكه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟

شیطان: نه تنها در میان قبیله خود كه در میان انسانها نیز.

عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می كنند؟

شیطان: تعجب كردید؟! آری! عده ای هستند كه مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، كارگزاران وخدمتگزارانی وفادار كه اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.(16)

برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند كه سفره گناه را تو گستردی.

عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟

شیطان:امور تكوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی كه بشر از روی اختیار و تكلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف كنم كه در حوزه تشریع نیزدست من بسته است چرا كه فعالیتم منحصر به اندیشه و روان(و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.

عبدالله: حرف آخر؟

شیطان(در حالیكه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می كنم كه تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در كمین می نشینم  و راهزن راهتان می شوم. اكنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)

 

تهیه و تنظیم: ابوالقاسم شكوری، كارشناس دین و اندیشه

پی نوشت ها:

1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در كمینگاه

2- در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی كه اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف كننده؛ گویا شیطان همچون طواف كننده‏اى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مى‏كند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ ویاد خدا اكسیری است كه ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را كنار می زند.

3- بقره/30

4- پیشین

5- پیشین

6- نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه  كه به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت كرد كه معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.

7- از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست(معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.

8- نور/21

9- انعام/121 ونیز بنگرید : كهف/63

10- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینكه شیطان درقادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ك: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108

11- ابراهیم/22

12- اسراء/24

13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم .

14- پیشین

15- پیشین

16- نحل/100ونیزناس/5

17- اعراف/16



بیوگرافی شیطان

شیطان، نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:

- اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(1)

- اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(2)

- اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.(3)

- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.(4)

- اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .(5)

شیطان اولین كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت

- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.(6)

- اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)

- اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.

- اولین كسى كه لواط كرد آنگاه كه به میان قوم لوط آمد.(8)

- اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

- اولین كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8)

- اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.(9)

- اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

- اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.(10)

- اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.(11)

- اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.(12)

- اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .(13)

اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.

- اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.(14)

- اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(15)

- اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.

- اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد كشید.(16)

- اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.(17)

- اولین كسى كه گریه دروغى نمود.(18)

- اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.

- اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19)



:: بازدید از این مطلب : 1401
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

 

شیوه دوش گرفتن اشخاص می‌تواند اطلاعات زیادی را در خصوص نوع شخصیت‌تان بگوید. برای بعضی‌ها ممکن است تنها پنج دقیقه زمان لازم باشد اما برای بعضی دیگر این زمان به بیش از 20 دقیقه می‌رسد. استیون اسکچر، روان‌شناس آمریکایی معتقد است هر کاری که ما انجام می‌دهیم بازتابی از شخصیت واقعی ما است و حمام نیز جایی اختصاصی است که ما در آنجا آزاد هستیم تا خودمان باشیم بنابراین عادات حمام کردن می‌تواند حاوی اطلاعات مفید شخصیتی باشد.


حمام نتیجه‌گرایان
معمولا حمام کردن افراد فعال 6 تا 10 دقیقه طول می‌کشد. لیف زدن، شامپوی سر، آبکشی موها و سپس ماموریت تمام می‌شود. اگر در این گروه قرار دارید ویژگی شما این است که همیشه در انجام کارها به دنبال یافتن راه حل سریع و مناسب هستید. شما دقیقا می‌دانید که چه کاری می‌خواهید انجام دهید و کار خود را با کیفیت انجام می‌دهید. شما فردی هدف‌گرا هستید و شخصیتی از نوع شخصیت A دارید. افراد دارای این شخصیت افرادی هستند که خونسرد نیستند، زمان برایشان بسیار مهم است، بعضی مواقع در ارتباط با موقعیت خود احساس عدم امنیت می‌کنند، حس رقابت دارند، پرخاشگر هستند، معمولا چند کار را با هم انجام می‌دهند و معتاد به کار می‌شوند و کمترین تاخیر در انجام کارها هم آنها را ناراحت می‌کند.


حمام نمایشی‌ها
حمام جایی است که شما از قید و بندهای خود رها می‌شوید و درون خود را آشکار می‌سازید. مثلا گاهی ممکن است شما وانمود کنید که بطری شامپو میکروفون است و صدای شرشر آب صدای کف زدن و تشویق است. شما در رویای اجرای یک نمایشنامه هستید و تنها می‌توانید پشت درهای بسته آن را به نمایش بگذارید. به گفته اسکچر این گونه افراد شخصیت جالبی دارند، اما پشت درهای بسته بیشتر احساس امنیت می‌کنند.


حمام در جستجوی آرامش
شما حمام کردن را بیش از حد طبیعی دوست دارید، چون حمام کردن به شما انرژی را که می‌خواهید می‌دهد. درست مانند این است که شما بخواهید دوباره خود را شارژ کنید. برای شما حمام کردن مثل نوشیدن یک فنجان قهوه است در این صورت شما از جمله افرادی هستید که همیشه نیاز به نیروی کمکی از بیرون دارند. چه این نیروی کمکی والدین‌تان باشد یا معلم‌تان یا رئیس‌تان. شما هیچگاه خودتان شروع نمی‌کنید اما با کمک دیگران می‌توانید به هدف برسید.


حمام خیالبافان
شما چه به فکر ثبت اختراعی باشید یا فکر حل مشکلات روزمره خود باشید، اگر خیالباف باشید، از آن دسته افرادی هستید که مشتاق هستند زمانی را به تفکر اختصاص دهند. شما آدم خیال بافی هستید و این خیال‌بافی را بیشتر زیر دوش انجام می‌دهید. حمام برای شما جایی است که به رویاهایتان فکر می‌کنید و البته در برخی افراد بهترین افکار در حمام به ذهن آنها خطور می‌کند



:: بازدید از این مطلب : 1443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

آوای باد انگار آوای خشک سالیست

دنیا به این بزرگی یک کوزه سفالیست

باید که عشق ورزید باید که مهربان بود

زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست

 

سراغ از من نمی گیری چه شد افتادم از چشمت؟

منم فانوس لبخندت غرورت گریه ات خشمت اسیرم

      خسته ام سیرم مرا دریاب می میرم.

 

 

شانه های عاشقان گر تکیه گاه اشک هاست

پس چرا بر شانه ام اشکی نمی ریزد کسی؟

 

 

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست

این دل ما با نگاهی سرد پرپر می شود.

 

 

گر همین است خطایم که تو را دارم دوست

بعد از این بیشتر از پیش خطا خواهم کرد.

 

 

کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا

تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا

 

 

خنده را معنی ز سرمستی مکن

آنکه می خندد غمش بی انتهاست.

 

بهترین آرزوها را برایت به فرشته ها سپردم

 

           نگاهت به آسمان باشد.

 

 

 

 

 

جایت همیشه سبز است در خلوت خیالم

   خوبم به خوبیه تو گرچه نپرسی حالم.

 

 

 

تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست

            تنها به نگاه او می سپارمت. 

 

 

 

عشق یعنی اینکه ماباور کنیم

یک دل دیگر ارادتمند ماست.

 

 

 

آنکه می گفت ز یک گل نشود فصل بهار

چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید.

 

 

 

بلبل باغ توام ازباغ بیرونم نکن

گرچه دور افتاده ام اما فراموشم نکن.

 

 

 

یه سم بوسه بهت میدم دو حرف اولش برای دشمنت

                           بقیش برای تو.

 

 

یه دنیا گل یه دنیا مهربونی

واسه تو که هم گلی هم مهربونی.

 

 

ضربان قلبم را روی خنده های تو تنظیم کردم

پس بخند تازنده بمونم.

 

 

آدما از جنس برگند گاهی سبزند گاهی پاییزی وزردند

زمستون دیده نمیشن تابستون سایبون سبزند

آدما خیلی قشنگن حیف که هر لحظه یه رنگن.

 

 

زیباترین حکایت دوستی به یاد هم بودن است نه در کنار هم.

 

 

من به اندازه جشمان تو غمگین مانده ام

      و به اندازه هر برق نگاهت نگران

      تو به اندازه تنهایی ام شاد بمان.

 

 

 

زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که

        با لبخندت زندگی میکنند.

 

 

     در کویر سرد عشق        این سخن از من بگیر

مرگ تو مرگ من است      پس تمنا میکنم هرگز نمیر.

 

 

سبد سبد شقایق          دلت پر از حقایق

   خدا کند بخندد            دلت همه دقایق

 

 

دنیا نمی گذرد این ماییم که رهگذریم

پس در هر طلوع و غروب زندگی را

احساس کن مهربان باش و محبت کن

شاید که فردایی نباشد.

 

 

آرزویم این است

نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه هرروز تو عاشق باشی

عاشق آنکه تورا می خواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد

به همان اندازه که دلت می خواهد.

 



:: بازدید از این مطلب : 2845
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟ کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟ چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود



:: بازدید از این مطلب : 1797
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

 

کاش پیش من بودی

کاش دستانت در دستانم بود

و لطافت هزار ابر سپید بهاری را

در دست داشتم

و در اوج خوش بختی پرواز می کردم

کاش می توانستم به چشمانت نگاه کنم

و با هر نگاه من

هزار هزار واژه ناگفته عشق را



به یک باره به سوی تو روان می کردم

و با هر نگاه تو

شادی در چشمان من می جوشید

کاش می توانستم صدای گرم تو را بشنوم

تا چون آبشاری از نغمه های روح انگیز

بر عمق جانم جاری گردد

و همه غم های فراق را بزداید

 

من تورا می خواهم"

 

 

تو به من گفتی از این پس راه نماندست برو

ولی من ماندم و تقدیر چنین خواست که تو

بی وفاشی , بی وفا

من تورا خواسته ام

کنم هر شب فریاد

من به تو دل دادم

ونتوانم گذر از عشق توهرگز

من تورا خواسته ام

چون هنوزم عشقت

میزند زخم بر این دل زیاد

که تورا می خواند

و من هرگز نگردم از عشقت بیزار

من تو را خواسته ام, من تورا می خواهم, من تورا خواهم ساخت

 

 

لبخند لبانت را همیشه در رویاهای بی پایانم مرور می کنم٬شبی را که با برق

چشمانت شادی

نهفته در پشت بوته های دلدادگی ات را یافتم٬تو درخشش الماس نگاهت را

به من نمایاندی تا

وجود آکنده از عشقم را لبریز کنی و دیوانه تر از دیوانه صفتان در بیابان پهناور

شوق رهایش

کنی.

به حرمت چشمانت راز پنهان شده ی عشقم را در دلم٬در احساسم و در

تمامی وجودم نگه

داشتم و از آن چشم بر نتافتم و هیچ گاه برای یک لحظه ای کوتاه تو را از

ذهنم دور نکردم...

اما تو آنقدر غرق در افکارت بودی که فراموش کردی من٬کسی که در برابر

چشمان تو در حال

  پرپر زدن بود با اشاره ای می توانست خود را فدای تو کند..

آری !

من سرگشته تر از بیابان سرگشتگی و حیران تر از شیرین و عاشق تر از

لیلی ٬تمام وجودم

را ٬تمام عاطفه و مهرم را تقدیم تو کردم...

اما

تو آن چنان غرق در غروب دریای بی کران دیوانگی هایم بودی که پس از آگاهی از جنونم مرا

کنار زدی ..

آری ! از همان نوجوانی٬مرا٬جنونم را٬عشقم را و حسادتم را گم کردی.

بیا و پیدایم کن که من به دنبال کسی که پیدای دیگران است نمی روم.

من گمشده ام.... !!!!

بیا و پیدایم کن که تا هروقت بخواهی برای تو پیدا خواهم ماند٬قول می دهم تنها برای تو پیدا

بمانم.

 

 

کاش پیش من بودی



من با گرمای عشق تو زنده ام

چه زیباست

که تو تنها نیاز من باشی

و چه عاشقانه است

که تو تنها آرزویم باشی

و چه رؤیایی است

این لحظه های ناب عاشقی

و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم

و اگر غروری در من هست غرور عشق به توست

 

 

همچنان لحظه های سرد تنهایی می گذرد اما هنوز باور ندارم که تنهایم...!

همچنان عمر می گذرد ولی هنوز باور ندارم  که در این دو روز دنیا دو روز آن پر از غم است!

همچنان زندگی ساز خودش را می زندولی سرنوشت با آن ساز  نمی رقصد!

همچنان در حسرت بهار نشسته ام ، اما نمی دانم که خزانی زیباتر از بهار را پشت سر گذاشته ام !

این دل لحظه به لحظه بهانه هایش را بیشتر میکند  اما نمی داند حتی این بهانه ها نیز دیگر به یاری او نمی آید... !

همچنان هوای چشمهایم گریان است ،روزها بارانیست و شبهاطوفانیست ...!

همچنان این لحظه های نفسگیر زندگی را می گذرانم اما هنوز باور ندارم که دیگر هیچ امیدی در قلبم نیست !

امید من دیروز بود که گذشت ،امید من فرداست که از فردا نیز ناامیدم ...!

دیروز هر چه بود گذشت ، اما هر چه پیش خواهد آمد دیگر نخواهد گذشت و در دلم باقی خواهد ماند !

همچنان از نگاه گل پژمرده در گلدان خشک می فهمم که پرپرم!

همچنان از آواز بی صدای پرنده در قفس می فهمم که من نیز در قفسی به بزرگی دنیا اسیرم...!

همچنان از سکوت سرد شبانه می فهمم که آسمان بی مهتاب است و امشب نیز شب دلگیریست !

همچنان باید درون خودم فریاد بزنم ، درون خودم اشک بریزم و ناله کنم !

دلم میخواهد شاد باشم ،اما شادی جای دیگری اسیر است ...! 

دلم می خواهد امیدوار باشم ، اما امید من خواب است !

همچنان لحظه های سرد زندگی می گذرد اما هنوز باور ندارم که وجودم از سردی لحظه ها یخ زده است ...!

 

 

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

 



:: بازدید از این مطلب : 1836
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : nahaldosoz

چند راه حل بازی با اعصاب شوهر!

 

دائما به شوهرتان بگویید : ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !
. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید : اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !
. هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید : اِ ، باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!
. هر وقت شوهرتان برای شما حرفای عشقولانه زد ، به طرز فجیعی از ته حلق بگویید : هوووووووووووووووووق !
هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال می باشد ، به بهانه تماشای عمو پورنگ ، سریع کانال را عوض نمایید !
دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانایی های مردان دیگر تعریف کنید !
اگه شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن ، برای کادوی تولدتان یک عدد پژو 206 آلبالویی خرید ، با دلخوری بگویید : اگه با خواستگار قبلیم ازدواج می کردم حتما برام یه ماکسیما می خرید !
هر وقت دیدید که شوهرتان با خیال راحت خوابیده است ، برای ضد حال زدن به او بگویید : عزیزم میدونی اگه الان مهریم رو مطالبه کنم باید بری گوشه زندان بخوابی ؟!
هر 5 دقیقه یکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنید و بگویید : عزیزم فقط می خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نیست و حواست جمع کارته !
هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگویید : عزیزم ، انگار همین چند سال پیش بود که در یک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !
از همسرتان معنای عشق را بپرسید و بعد از اینکه 2 ساعت عشق را تفسیر کرد و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد ، به او بگویید : ابله ! عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !
هر وقت ، شوهرتان رازی را برایتان گفت و از شما خواست که پیش خودتان بماند و به کسی نگویید ، سعی کنید ، کسی از دوستان ، فامیل و همسایه ها نماند که این راز به گوشش نرسد !
و هر وقت به دلیل عمل به توصیه های بالا ، شوهرتان تصمیم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطی شوهر در جامعه ، با چشمانی پر از اشک به او بگویید : منو ببخش عزیزم. و بعد از اینکه کاملا خر شد ، عمل به توصیه های بالا را از نو تکرار نمایید



:: بازدید از این مطلب : 1563
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران