نوشته شده توسط : nahaldosoz


 

مادر عزیز در برابرت كویری تشنه هستم
ودر انتظار باران محبتت غنچه ای هستم در دستان گرم تو

 

كه با اشكهای پاكت سیراب می شوم .
در دریای بی كران چشمانت پاكی وعشق را دیده ام و می خواهم

 

چون كبوتری سبكبال در پهنه این آسمان پرواز نمایم .
و اكنون از تولد مهر صدای بلبلان ترانه ساز زمین است و

 

این ترانه نوایی است كه قلب های آدمیان را به تپش وا می دارد.
پس مادر ای مهربان ترین پیوند ، هستی ام به عشق تو زنده است

 

 و رأفتت و شهامتت در قلب انسانیت حك شده است.

 

و تو را ای ُدرج بینوای  مروارید خِرد
چگونه باید در این بُرهه از زمان نمایان ساخت

 

كه قصه شجاعت و ایمانت از تمام شمع ها فروزان تر است

 

روزت را همواره ارج می نهیم

 

و رایحه ایثار و محبتت را در جانمان می ستاییم


 


 


 


 


 


 

 












































 




:: بازدید از این مطلب : 1037
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 23 اردیبهشت 1390 | نظرات (1)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
یاور خیری در تاریخ : یکشنبه 07 دی 1404 - - گفته است :
سلام

این عکست تکان دهندس



یکی از نوشته هام رو تقدیم میکنم به این عکست



سلام

با تو هستم خدا



منم همان کویر خشک که تازیانه های باد به تاراج میبرد ذره ذره وجودم را ...چرا نمیگرید

آسمانت چرا قطره های باران خبر از دل تنگیش برایم ندارن.. گلایه دارم من که دل به تو دادم...چرا خالیست آغوش گرمم ...مگر با درختانت چه کردام؟؟؟لب های قلبم ترک ورداشت از بی عشقی...چه کردن با آسمانت چه کرده اند با آبرهایت لب های قلبم ترک برداشت از بی عشقی مرا قطره بارانی بس است ولی افسوس آسمان قهر است هنوز........


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران